شبكه سبز:ترجمهي
تحتالفظي عبارت فرانسوي «كودتا» ميشود: «ضربهي دولت». اما به هر نوع
تصاحب و غصب غيرقانوني دستگاه دولت توسط يك گروه مسلح كودتا ميگويند.
رسالهي «ضدكو» يا «ضدضربه»، نوشتهي جين شارپ و بروس
جينكيز، تجربههاي ملتهاي مختلف در برابر كودتاها را بررسي كرده است.
تأكيد رساله بر اين است كه مردم و مؤسسات آنان چگونه ميتوانند و بايد طي
همان رروزهاي اول با مقاومت خود كودتا را شكست بدهند و دستگاه دولت را در
اختيار گروه منتخب خودشان بگذارند. اما اگر ملت نتواند در كوتاه مدت كودتا
را درهم بشكند، ديكتاتوري حاكم ميشود، و استراتژي مقاومت در برابر كودتا
به استراتژي مبارزهي بيخشونت عليه ديكتاتوري تغيير مييابد.
رسالهي جذاب «ضدكو» چند پيوست دارد كه ترجمهي يكي از
آنها با عنوان «تداركات جامعه مدني براي دفاع ضدكودتا» در ادامه تقديم
ميشود.
در اين پيوست نقش و وظيفهي «رسانه» ،«سازمانهاي
سياسي»، «مؤسسات مذهبي» و «گروهها و مؤسسات تخصصي» در برابر كودتا بررسي
و تشريح شده است.
اگر بپذيريم كه «مبارزه بيخشونت» نيز همانند «جنگ» به
دانش و مهارت نياز دارد و فروتنانه بكوشيم اين مهارت را فرابگيريم، شايد
لازم نباشد براي ساختن نظام پارلماني يك صد سال دور خودمان گيج بخوريم و
دست آخر نيز در برابر غصب ميليونها رأي كاسه چه كنم به دست بگيريم و
تسليم مشتي جماق به دست روستايي شويم.
ظاهراً فقط چند فعاليت اجتماعي مثل مهندسي و پزشكي است كه
مردم تخصصي بودن آنها را(آن هم دوفاكتو!) پذيرفتهاند. خدا ميداند چند
سال ديگر بايد بگذرد تا تخصصي بودن امر سياست و مبارزهي سياسي نيز
پذيرفته شود. تا آن زمان يك قداره بند به راحتي ميتواند كل جمعيت يك شهر
را خانه نشين كند. از جمله به اين دليل كه كمتر كسي از ماهيت قدرت سياسي
و روشهاي كمهزينه و اثربخش و كارآمد فروپاشاندن يا كنترل كردن آن درك
روشني دارد.
با تأكيد بر اينكه فهم نكات ارايه شده در سند زير تا
حدودي مستلزم مطالعهي متن اصلي رسالهي «ضدكو» و ساير متون تئوري
«مبارزهي بيخشونت» است، ترجمهي يكي از پيوستهاي آن رساله را كه
استقلال نسبي دارد با هم بخوانيم:
اگر مؤسسات جامعهي
مدني آماده و قادر به مقاومت در برابر اقدام به قبضهي دولت باشند، احتمال
اقدام به كودتا كمتر و احتمال شكست چنين اقدامي بيشتر ميشود.
اين مقاومت بايد از سوي سازمانها و انجمنهاي غيردولتي،
مؤسسات آموزشي، سازمانهاي اقتصادي، تشكيلات حمل و نقل و ارتباطات،
سازمانها و مؤسسات مذهبي، و ساير تشكلها تدارك شود و صورت پذيرد.
اين مقاومت ميتواند از سوي جامعهي مدني، هم با حمايت
اقدامات دفاعي برنامهريزي شدهي دولت انجام شود، و هم، در صورت نبود اين
اقدامات، به صورت مستقل و مسقيم و بر اساس ابتكار شهروندان صورت پذيرد.
در هر حال، تداركات قبلي براي مقاومت ضدكودتا از سوي
مؤسسات مستقل جامعه سبب ميشود تا توطئهگران كودتا پيش از اقدام به چنين
حملهاي بيشتر فكر كنند. و اگر با اين وجود دست به كودتا برنند، اين
تداركات قدرت دفاع ضدكودتا را افزايش ميدهد.
اين تداركات و مقاومت ميتواند در پنج گروه از اقدامات
دستهبندي شود: (1) آموزش همگاني، (2) رسانه، (3) سازمانهاي سياسي، (4)
مؤسسات مذهبي؛ و (5) گروهها و مؤسسات تخصصي.
1. آموزش همكاني
وظايف اين تشكلهاي غيردولتي بايد آموزش اعضاء و شهروندان
عادي در مورد روشهاي اثربخش طرد مشروعيت انواع غاصبان و عدم همكاري
گسترده با آنان و بياثرساختن تلاشهاي كودتاچيان براي حكمراني را
دربربگيرد. هدف بايد سلب مشروعيت از كنترلها و ناممكنساختن حكومت
كودتاچيان باشد.
در حاليكه تمام مؤسسات جامعهي مدني بايد در اين تلاشها
براي آموزش اعضاء خود مشاركت كنند، بعضي از مؤسسات بايد براي توجه به
عامهي مردم اختصاص يابند. اين تلاشها، نظام آموزش رسمي و شاخههاي متنوع
رسانه، مانند روزنامهها، مجلات، راديو، تلويزيون، اينترنت، و سينما، را
در بر ميگيرد. محتواي سياسي چنين آموزش همگانياي بايد هم شامل، (1)
اهميت انكار مشروعيت كودتاچيان و، (2) اهميت عدمهمكاري و سرپيچي براي
غيرممكنسازي استقرار كودتاچيان و حفظ حكومت نامشروع آنان شود. علاوه بر
دستورات صريح در مورد نحوهي مقاومت، فيلمهاي مستند و داستاني در مورد
مقاومتهاي ضد كودتاي قبل نيز بايد مورد استفاده قرار بگيرد. اطلاعات
مربوط به پيامدهاي شكست مقاومت در برابر كودتا در كشورهاي ديگر نيز
ميتواند مهم باشد.
مردم نياز دارند تا در مورد خصوصيات مبارزهي بيخشونت،
از جمله روشهاي متعدد آن، و شيوهاي كه مبارزه بيخشونت عمل ميكند،
آگاه شوند.
در بعضي اوقات تظاهرات خياباني براي بيان مخالفت با تصرف
غيرقانوني دولت ميتواند مفيد باشد. با اين وجود، در مواقعي ديگر، اقدامي
مانند راهپيمايي به سوي تفنگهاي دارودستهي مسلح كودتاچيان ميتواند
غيرمنطقيترين كار به حساب آيد. چنين اقدامي نه فقط منجر به صدمات وسيع
ميشود بلكه سبب ترس مردم و در نتيجه تسليم آنان خواهد شد.
به خاطر اين وضعيتها، مردم بايد از پيش نسبت به بحران
مربوط به اشكال جايگزين اعتراض و سرپيچي كه خطر كمتري دارند اما مخالفت
عمومي را نشان ميدهند، آگاه شوند. به عنوان نمونه، اگر جمعيت شهري براي
يك مدت معين در خانهها، در مدارس، يا در ساير ساختمانها باقي بمانند،
خيابانها عمدتاً خالي از جمعيت ميشوند، و در نتيجه، امكان تيراندازي
منحر به قتل و ارعاب مقاومت كاهش مييابد. خيابانهاي خالي نيز مخالفت
گسترده را به نمايش خواهد گذاشت.
2. رسانه
اعضاء جامعهي رسانه- روزنامهنگاران، سردبيران
روزنامهها و مجلات، گزارشگران و كارگردانان راديو و تلويزيون،
اتحاديههاي كارگران چاپخانه، و از اين قبيل- ميتوانند از پيش مقاومت
عليه كودتا را سازماندهي كنند. اين امر بايد شامل برنامههايي براي مقاومت
در برابر سانسور كودتاچيان، برنامههايي براي انتقال پيامها از دولت
قانوني به عامهي شهروندان، و برنامههايي براي امتناع از انتقال
پيامهاي كودتاچيان به مردم باشد.
به علاوه، كاركنان رسانه ميتوانند از پيش براي برقراري
ارتباطات در موردي كه مراكز كاري خودشان را از دست ميدهند و بايد مخفي
شوند، تدارك ببينند. اگر كودتاچيان كنترل دستگاه رسانه را در دست بگيرند،
اتحاديههاي كارگران چاپخانه، اوپراتورهاي راديو، و ديگران ميتوانند
ادعاي نقص فني و ناتواني در اجراي دستورات كودتاچيان را مطرح كنند.
برنامههاي چاپ نشريات زيرزميني و ظرفيت پخش برنامههاي راديوي مخفي نيز
ميتواند تدوين شود. تداركات پخش برنامه از كشورهاي همسايه نيز ميتواند
مورد توجه قرار بگيرد.
تمام اين اقدامها ميتوانند به شكل كارآمد و اثربخش
مشروعيت و كنترل كودتاچيان را محدود سازند، چرا كه رهبران كودتاچيان قادر
نخواهند شد تا اطلاعاتي را كه جامعه به آنها دسترسي خواهند داشت، و
مقاومتكنندگان قادر خواهند بود كه به شكل گسترده اين اطلاعات را بين
خودشان و مردم مبادله كنند، كنترل نمايند.
3. سازمانهاي سياسي
هم احزاب سياسي و هم سازمانهاي غيرچريكي كه به دستوركار
دفاع اجتماعي، اقتصادي، و سياسي متعهد هسند بايد در بيانيههاي مأموريت
خود تلاش براي آموزش اعضاء و مردم در مورد اهميت و روشهاي دفاع ضدكودتا
را بگنجانند. تماسهاي سازماني پيشين و شبكهها نيز ميتوانند به انتقال
رهنمودهايي در مورد مقاومت مورد نياز و دفاع ضد كودتا كمك كنند.
4. مؤسسات مذهبيي
رهبران و گروههاي مذهبي و روحاني بايد براي هواداران و
معتقدان خود استدلال كنند كه كودتا را به عنوان حمله به دموكراسي مبتني بر
قانون اساسي تلقي كنند كه هم غيراخلاقي و هم نقض قواعدي است كه هواداران و
حاميان آنان بايد طبق آنها زندگي كنند. در نتيجه، اگر چنين حملهاي رخ
داد، اين رهبران و گروههاي مذهبي و روحاني بايد هواداران و حاميان خود را
تشويق كنند تا اعتقادات خودشان را با امتناع از دادن مشروعيت به
كودتاچيان، و امتناع كامل از همكاري با آنان و اطاعت از آنان، به اجرا
درآورند، و در عوض در دفاع ضد كودتا به شكل فعال مشاركت كنند.
5. گروهها و مؤسسات خاص
اعضاء و مسولان گروهها و مؤسسات خاص در جامعه نيز
ميتوانند براي جلوگيري از اعمال كنترل كودتاچيان در بخشهايي از جامعه كه
آنان در آنجا فعاليت دارند، سازماندهي شوند. به عنوان نمونه، اعضاء
جامعهي مدني كه در حمل و نقل، فعاليتهاي اقتصادي، رسانههاي همگاني،
ارتباطات، مؤسسات مذهبي، و ساير مؤسسات و خدمات عمدهي جامعه خدمت
ميكنند، لازم است براي حفظ اسقلال خود از كودتاچيان آماده شوند و از
همكاري و اطاعت از آنان سرپيچي كنند.
براي اين تشكلها و مؤسسات بسيار اهميت خواهد داشت كه
تلاشهاي كودتاچيان يا هوداران آنان را براي تسخير و اعمال كنترل داخلي
اين مؤسسات و تشكلها متوقف كنند. حملهكنندگان حتي ممكن است اين گروهها
و مؤسسات مستقل را نابود كنند و آنها را با موسسات جديدي جايگزين سازند
كه از سوي كودتاچيان يا همكاران آنان كنترل ميشوند. لازم است اين تلاشها
نيز شكست بخورند.
شهروندان و مؤسسات غيردولتي آنان بايد تداركات خود را به
صحنه بياورند و در شرايط بحران بايد عملاً دست به مقاومت بزنند. اين
مقاومت ضدكودتا ميتواند از پيش با برنامهي دفاع ضدكودتاي دولت هماهنگ
شود، يا همانطور كه پيشتر گفته شد، اگر چنين برنامهاي از پيش طراحي نشده
باشد، ميتواند به صورت مستقل صورت پذيرد.
اين گروهها و مؤسسات كه كاركردهاي مهم اجتماعي، اقتصادي،
سياسي يا صنعتي دارند يا اين كاركردها را كنترل ميكنند، معمولاً در تعيين
اينكه كدام يك از اشكال عدم همكاري و سرپيچي ميتوانند در خارج از كنترل
كودتا نگه داشتن اين عرصههاي اجتماعي بيشترين تأثير را داشته باشند،
نسبت به تئوريسينهاي مقاومت، مهارت و تخصص بيشتري دارند. در ادامه چند
نمونه ذكر ميشود:
• كارگران حمل و نقل، مانند رانندگان كاميون، كاركنان
راهآهن، يا اپراتورهاي خطوط هوايي، در مقايسه با كاركنان دولت، صلاحيت
بيشتري دارند كه تعيين كنند چگونه سيستم حمل و نقل را كند يا فلج كنند و
آن را خارج از كنترل كودتاچيان نگهدارند. آنان احتمالاً با صلاحيتترين
افراد در تعيين اين امر هستند كه، عليرغم فلج كردن نسبي حمل و نقل توسط
مقاومتكندگان يا متوقف كردن آن براي كودتاچيان، غذا و ديگر كالاهاي بسيار
ضروري چگونه به مكانهاي مورد نظر منتقل شوند.
• در عرصهي ارتباطات، مادام كه تلفنهاي همراه و
سيستمهاي ايميل هنوز كار ميكنند، ميتوانند به صورت خلاقانه مورد
استفاده قرار بگيرند تا به برنامههاي مقاومت مدد برسانند، مقاومتها را
شروع كنند، و وضعيت كنترل كودتاچيان و مقاومت مبارزان را گزارش دهند.
حتي وقتي كه دفاتر دولتي يا ايستگاههاي راديويي اشغل شوند، تجهيزات پخش
راديويي كه مخفي نگهداشته شده بودند ميتوانند براي مقاصد جنبش مقاومت
مورد استفاده قرار بگيرند.
• كاركنان كشوري و غيرنظامي در ادارات دولتي، حتي اگر
مديران آنان به كودتاچيان ملحق شوند ميتوانند به صورت مستقل به كارهاي
خود ادامه دهند. علاوه بر سرپيچي آشكار، كاركنان كشوري ميتوانند به صورت
پنهاني با كمكاري اداري، در هم ريختن اوراق مهم پروندهها، و كارهاي
غيرتحريك كنندهي مشابه اما بسيار اثربخش كه كنترل كودتاچيان را محدود
ميسازد، به مقاومت خود ادامه دهند.
• اتحاديههاي كارگري ميتوانند با جسارت از تلاشهاي
كودتاچيان براي هدايت فعاليتهاي اقتصادي سرپيچي كنند و ميتوانند،
بيتوجه به آنچه كه رهبران كودتا، مديران همراه آنان، يا مسؤلان شركتها
ممكن است بگويند، اقداماتي را ادامه دهند كه ممنوع شده است.
• روزهاي ويژهي شخصيتها، رويدادهاي برجسته، يا اصول
ارزشي بسيار مهم براي ملت و براي مقاومت دموكراتيك آنان، حتي هنگامي كه
كودتاچيان آنها را ممنوع ميكنند، بايد گراميداشته شوند و يا ميتوان
روزهاي جديدي را براي رويدادهاي با ارزش يا لطماتي كه به مقاومت ضدكودتا
وارد شده، گرامي داشت.