Iranian Culture & Art Club of Fresno
به صدای کوردستان از آمریکا خوش آمدید-

VOK Radio Newsletter

Name: 
Email:  
Subscribe Unsubscribe

Calendar of Events

« < August 2019 > »
M T W T F S S
29 30 31 1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31 1
No events
Home arrow تاریخ arrow قتل های حکومتی در جمهوری اسلامی
قتل های حکومتی در جمهوری اسلامی چاپ ارسال به دوست
حزب مرز پرگهر   

Los Angeles, vokradio.com

قتل های حکومتی در جمهوری اسلامی


حز
ب مرز پرگهر با انتشار بخشی از اعترافات متهمین قتل های حکومتی(قتل های زنجیره ای) پاییز 1377 خورشیدی امیدوار است که ضمن گرامی داشت خاطره ی رهبران شجاع نهضت ملی ایران یعنی داریوش فروهر و پروانه اسکندری و سایر قربانیان قتل های معروف به "زنجیره ای"، توجه نسل جوان میهن را به ماهیت و عملکرد رژیم ضد مردمی و ضد ایرانی حاکم بر کشورمان جلب نماید. حزب مرزپرگهر همچنین از نسل پر شور کنونی دعوت می کند که با دور شدن از تفکرات نسل گذشته ای که جنایات رژیم را دست آویزی برای از میان رفتن رقبای عقیدتی و سیاسی خود فرض می کرده است، سنت دفاع جانانه از تمامی منتقدین و مخالفان نظام و تمامی قربانیان بی دفاع آن را دوباره زنده نماید و بر واقعیت کنونی تفرقه، گروه گرایی و تعصب فرقه ای نقطه ی پایانی گذارد.
از آغاز استقرار نظام جمهوری اسلامی در میهن ما، ترور مخالفین، مغایرین،منتقدین و حتی رقبای "خودی"، بخش جدا نشدنی طبیعت و برنامه ی حکومتی نظام بوده است. قتل های معروف به "زنجیره ای" در پاییز 1377 خورشیدی تنها جزیی از جنایات تروریستی برنامه ریزی شدۀ نظام در یکی از دوره های حکومت ظالمانه ی آن بوده است. اینها علاوه بر قتل عام ها و کشتارهای بزرگ مانند کشتار عظیم تابستان سیاه 1367،کشتار امرا و افسران میهن پرست ارتش، عملیات سرکوب هم میهنان کرد، بلوچ و غیره و اعدام های علنی و بی شمار سالهای 57، 60 و 61 در سراسر کشور، عامل ایجاد ثبات ادواری رژیم وشیوه ی ایجاد وحشت در میان ایرانیان بوده است. رژیم این جنایات را گاه به گاه حتی قبل از وقوع "جرم" و به منظور پیشگیری از رشد یک جریان داده است. ترورهای رقبای داخلی حکومت، وابستگان رژیم پیشین، پیروان ادیان بهایی، یهودی، زرتشتی و مسیحی و مذاهب اسلامی اهل سنت،صوفیان، دراویش،شافعی و سایرین، قتل فعالان سازمانهای سیاسی اعم از مجاهدین خلق، کمونیست های مخالف رژیم، میهن پرستان و ملیّون، ترور سران و رهبران نهضت های قومی و عشایری و حتی گسترش وسیع عملیات تروریستی به منطقه و نقاط دیگر جهان، همه و همه ضمن روشن کردن ماهیت انحصارگرا، تحمل ناپذیر و بی رحم نظام موجود، گویای انگیزه ها و برنامه ریزی دراز مدت این نظام در سطح داخلی و خارجی است. به کارگیری عملیات ترور به عنوان جزیی از سیستم "قتل درمانی" همراه با مهارت جامعه شناسانه ی عاملین ضد ایرانی و ضد ملی رژیم، همواره آن چنان صورت پذیرفته است که گویا رژیم تنها با عده ای خاص،که نظر گاهی مشخص با عملکرد ویژه ای دارند مسئله دارد و او را با بقیه کاری نیست. این سیستم فریبکارانه در هر مرحله ی تهاجم رژیم همراه با تحمیق مردم و مخالفین بوده تا هر کس و هر گروه تا زمانی که نوبت خودش فرا نرسیده است، نه تنها احساس خطر نکند بلکه احیاناً - و با بسی تأسف - از میان رفتن سایرین را یا "بر حق" جلوه دهد (مانند برخورد چندین سالۀ اصلاح طلبان به اعدام و سرکوب مخالفین نظام) یا به مثابه از میان رفتن رقبای سیاسی خود تلقی نماید (همانند تلقی بیمار گونۀ بسیاری از نیروهای سیاسی در اوایل انقلاب از ماجرای ضربه خوردن گروه های دیگراز رژیم).

ترور و سرکوبترور و سرکوب

نسل جوان ما باید بداند که در سی سال گذشته، هیچ زمانی نبوده است که رژیم در آن مدت مشغول به ترور و سرکوب بخشی از هم میهنان ما نبوده باشد و با فریبکاری و القای امنیت کاذب به بخشهای دیگر ضربه زدن به آنان را در زمانی دیگر تدارک ندیده باشد. نیروهای سیاسی ما نیز باید بدانند که شکنجه گران و قاتلین امروزی دیگران، همان کسانی بوده و هستند که فردا شکنجه گران و قاتلین خود ما خواهند بود. این احکام را می توان با مطالعه ی پرونده ی متهمین قتل ها به روشنی دریافت اما آیا درک عمیق آن نیز برای ما عملی خواهد بود؟
مطالعۀ درد آور پرونده های اعترافات متهمان قتل های حکومتی سال 77 علاوه بر نشان دادن میزان شقاوت، عادی بودن شقاوت در میان عوامل نظام و حدّ افراط و انحراف باورهای مذهبی در میان آنان روشنگر ماهیت توطئه گر پیگیر و هدفمند نظام است. این مدارک روشن می کنند که به کار گیری تیغ و گلوله و طناب دار نظام، نه در عکس العمل به مسلّح بودن مخالفین، نه در عکس العمل به برانداز بودن اندیشه آنان و نه حتی در برابر میزان موثر بودن بالفعل تلاشهای کوشندگان سیاسی و اجتماعی، بلکه تنها برنامه و عملی است که به نحوی مستمر و با دیدگاهی دراز مدت و به منظورایجاد وحشت در برابر مخالفین و منتقدین قرار می گیرد. اعترافات متعدد متهمین به الزام تعدادی قتل در پیش بینی برنامه های سالانۀ وزارت اطلاعات، تاکیدی بر این بینش بیرحمانه وخونسردانه در حساس ترین ارگان های نظام است. هر گاه مصلحت زمان و توان سیاسی و عملیاتی آن موجود باشد، هرگاه حربه های سانسور و زندان کم اثر گردد، رهبران و عوامل نظام سینه ها را می درند و گردن های سرافراز را می شکنند.
نگاهی به لیست هزاران فرزند مفقود یا ترور شده این مرزپرگهر، به مرگ ها و قتل های مشکوک سی سال اخیر، روشنگر روحیۀ تهاجمی و عزم تزلزل ناپذیر این نظام بر نابودی مخالفین و مغایرین است. در این مسیر خونبار، کسی در امن و امان نیست و حتی در میانۀ صلح و مذاکره، همانند بسیاری که به رژیم اعتماد نشان داده و سپر از دست فکنده بودند، قابل به رگبار بستن است و همچنان واجب القتل و مهدورالدم خواهد بود.
آنچه در این میانه مایۀ امید و قابل درس آموزی است، ضعف آشکار رژیم در برابر آگاهی عمومی، به خطر افتادن آبروی ساختگی و شکنندۀ نظام درمیان مردم و هوشیاری مبارزین و کوشندگان است. پروندۀ قتل ها به روشنی اشاره به مواردی دارند که هرکدام از عوامل نامبرده، یا موجب توقف توطئه ها یا سبب تأخیر و تغییر برنامه های قتل و سرکوب شده است ... و این نیز از نکات حیاتی بر گرفته شده از تجربۀ قتل های پاییز 1377 خورشیدی است.
نزدیکان و خانواده های قربانیان نظام، در این میان بزرگترین مسئولیت را در راستای افشای جنایات و پخش و نشر وقایع یا مدارکی مربوط به قتل ها را بردوش می کشند. عزیزان داغدار باید بدانند که افشای هر مورد از جنایات در عرصۀ داخلی و جهانی، قادر به پیشگیری از جنایتی مشابه خواهد بود. هم میهنان خشمگین باید بدانند که در شرایط کنونی بزرگترین انتقام همانا افشای جنایات نظام و اهدای شانس بیشتری برای زندگی وموفقیت به سایر مبارزان و کوشندگان است، و بالاخره مبارزان و کوشندگان سیاسی و اجتماعی باید بدانند که صرف نظر از موارد خاص یا دوران های کوتاه، هیچ دلیل و مصلحتی نباید مانع از نشر و انتشار عمومی اسناد جنایات رژیم گردد.
حزب مرزپرگهر از کلیه ی هم میهنانی که اسناد یا تجربیات قابل توجهی از جنایات رژیم یا مظلومیت این ملت در بند در اختیار دارند تقاضا می کند که یا رأساً یا از طریق مورد اعتماد خود، از جمله از کانال مرزپرگهر به انتشار آن در اسرع وقت اقدام نمایند.
مرگ بر جمهوری اسلامی
پاینده ایران
حزب مرز پرگهر
کمیسیون تحقیقات و اسناد
زمستان 1387 خورشیدی

نقل قول های مطلعین پرونده های قتل های حکومتی
عبد الکریم لاهیجی در باره ی قتل های حکومتی:
عبد الکریم لاهیجی

عبد الکریم لاهیجی

1-اين جنايات هول انگيز و رعب آور نمودهاي ديگري از طرح "قتل درماني" بودند که در اجراي آن طّي يک دهه، دهها تن ازدگرانديشان، نويسندگان، محققاّن و فعالان سياسي مخالف، در داخل ايران [دکتر کاظم سامي، احمد ميرعلايي، سعيدي سيرجاني، احمد تفضّلي، غفار حسيني، ابراهيم زال زاده ...] يا در خارج از ايران [عبدالرحمن قاسملو، شاپور بختيار، عبدالرحمن برومند، صادق شرفکندي ...] از پاي درآمدند..
....
ساختار وزارت اطلاعات هم از بدو تاسيس به گونه اي نهاده شد که همواره يک حاکم شرع، به عنوان وزير، بر آن حکم راند. فلاحيان سعيد امامي را به عنوان معاون امنيتي وزارت اطلاعات برگزيد و از شواهد و قرائن چنين برمي آيد که طرح "قتل درماني" ساخته و پرداخته او بود. ولي با توجه به ماهيت ايدئولوژيک ـ مذهبي جمهوري اسلامي ايران و ساختار و سلسله مراتب وزارت اطلاعات، هيچ يک از آن جنايات نه تنها بدون وجود حکم و مجوّز شرعي، صادره از سوي وزير اطلاعات [حاکم شرع]، يا ديگر حکاّم شرع مجاز، بلکه بدون اذن سکانداران سياست امنيّت داخلي و خارجي کشور قابل تحقّق نبوده اند.
کالبد شکافي قتل هاي سياسي- عبدالکريم لاهيجي - سی آبان1384

2- چهره هايي نظير مصطفي کاظمي [موسوي]، مهرداد عليخاني، خسرو براتي .... براي همه کساني که در آن سال ها با وزارت اطلاعات سر و کار داشتند و در صدر آنان نويسندگان، روزنامه نگاران، فعالاّن سياسي، شناخته شده بودند. ماجراهايي از نوع طرح به درّه افکندن اتوبوس حامل 21 تن از نويسندگان توسط تيمي به سرپرستي خسرو براتي [مرداد 1375] يکي از نمونه هاي برنامه "قتل درماني" بود.پس از این ماجرا و پیش از آن که(مسافران) را به تهران بازگردانند در پاسگاه ژاندارمري نزديک به محلّ حادثه، به آنان گفته بودند که "درماجراي سعيدي سيرجاني برايتان پيغام فرستاديم، نشنيديد.
کالبد شکافي قتل هاي سياسي- عبدالکريم لاهيجي - سی آبان1384

3-از روز اول به دوست و همکارم خانم عبادی و همین طور عزیزانم آرش و پرستو فروهر گفتم که برای خودشان توهم ایجاد نکنند ، جمهوری اسلامی حکومتی نیست که عاملان این قتل ها را به مجازات واقعی برساند و دیدیم که متاسفانه حق با من بود . به تعدادی مامور چند سالی حبس دادند و هرگز صادر کنندگان احکام قتل حتی شناسائی نشدند ، چه رسد به اینکه مورد تعقیب قرار بگیرند و ما از این رو همچنان در پی اجرای عدالت هستیم تا روزی که شرایط عدالتخواهی در ایران فراهم شود و تا آن روز نباید اجازه داد یاد این جنایات از خاطره مردم پاک بشود
مراسم گرامیداشت قربانیان قتل های زنجیره ای در پاریس از محمدرضا شاهيد03.12.2008-- صدای آمریکا- عبدالکريم لاهيجي - سی آبان1384

شیرین عبادی درباره ی پرونده ها و جنایات رژیم
عبادی

عبادی

1- شیرین عبادی به چگونگی پرونده خوانی وکلای مدافع خانواده های قربانیان اشاره کرد و گفت که تنها یک سوم پرونده در اختیار وکلا گذاشته شد و باقی به گفتۀ مسئولان، " در رفت و آمد میان ادارات مختلف گم شد". با اینحال همین مشتی پرونده از خروار نشان داد که عاملان این قتل ها به دستگیری و بازجویی خود اعتراض داشته اند چرا که این قتل ها را بدستور مافوق مرتکب شده بودند و برای آن اضافه کاری دریافت کرده بودند.
برندۀ جایزۀ صلح نوبل، بر لزوم تداوم دادخواهی در هر جای جهان که ممکن باشد، تکیه کرد و گفت:" در این راه، همه، بازماندگان قربانیان، وکلای مدافع آنها و عموم مردم باید بهای ضروری را بپردازند"
روز شنبه، بیست و نهم نوامبر، سالن فیاپ، 2008(fiap) در محلۀ سیزدهم پاریس

2- حرفهای من مستند است به محتویات پرونده و این محتویات توسط خودم و همکارانم خوانده شد. طبق این پرونده و بازجوئی های انجام شده از متهمان، باید بگویم قتلها کاملا سیستماتیک بود و به هیچ عنوان ادعای قتل توسط عده ای خودسر قابل قبول نبود، کسانی که قتل کرده بودند، آدمهای دیوانه نبودند که صبح تصمیم بگیرند امروز چه کسی را بکشیم؟ آنها جزو افراد عملیات ویژه و برای این کار آموزش دیده بودند. ولی همین متهمان در زمان بازجوئی شان اظهار تعجب می کردند که چرا ما را محاکمه می کنید؟ و سپس خطاب به دادگاه می گفتند توسط ما چهارصد عملیات ویژه انجام شده، اصلا آنها نمی دانستند چرا دارند محاکمه می شوند، چون برای این کار استخدام رسمی شده بودند.قاتل فروهر در بازجویی گفته است که:"بروید فیش حقوقی من را نگاه کنید...آن شب به من اضافه کاری داده اید..."
برگرفته از ویدیو سخنان شیرین عبادی درمراسم دهمین سالگرد قتلهای"زنجیره ای"حکومتی در پاریس1387.09.10

پرستو فروهر درباره ی خطای اعتماد به خاتمی و لزوم آگاهی اذهان عمومی به پروندها
پرستو فروهر

پرستو فروهر

1- پرستو فروهر: آقای خاتمی پشت ما را خالی کردند.آقای خاتمی در زمانی که نیاز بود تا برای کشف حقیقت پایداری نشان دهند، پشت ما را خالی کردند و به معامله های پشت پرده با طرف مقابل پرداختند.آقای خاتمی در روز هفتم پدر و مادر من برایم تسلیت فرستادند و به هر صورت همدردی نشان دادند و در صحبت هایشان می گفتند که این ها جنایاتی ست که اتفاق افتاده و باید پیگیری شوند. این ها مسائلی مثبت اند اما در بازبینی صحیح این پرونده اصلاح طلبان از این موضوع تنها به عنوان سلاحی در مقابل حزب رقیب استفاده کردند. ولی در زمانی که نیاز بود تا برای کشف حقیقت پایداری نشان دهند ، پشت ما را خالی کردند. یعنی اصراری که باید برای صالحه بودن دادگاه و افشای مخدوش بودن پرونده می کردند ، هیچ گاه عملی نشد. در کلام حمایت کردند اما آنجایی که به حمایت عملی نیاز بود، به معامله های پشت پرده با طرف مقابل پرداختند.
شنبه ۲ آذر ۱۳۸۷ - ۲۲ نوامبر ۲۰۰۸-خبرنامه امیرکبیر

2- امیدی که ما بازماندگان قربانیان داریم این است که این جنایات به عنوان پرونده باز، در اذهان عمومی بماند تا زمانی که ما ابزارهای لازم را برای پیشبرد اهدافمان که دفاع از حقوق دگراندیشان است بیابیم
مراسم گرامیداشت قربانیان قتل های زنجیره ای در پاریس از محمدرضا شاهيد03.12.2008-- صدای آمریکا- پرستو فروهر - سی آبان1384

سیما پوینده درباره ی لزوم افشاگری جنایات

سیما پوینده

سیما پوینده

در اینجا باید تاکید کنم که اگر هم ما نتوانیم جموری اسلامی را در یک دادگاه بین المللی محکوم کنیم ،مسلما تلاش خواهیم داشت تا حقایق تلخ این قتل ها را برای جهانیان روشن سازیم وبه نظر من افشاگری این جنایات حائز اهمیت و در درجه اول قراردارد.
مراسم گرامیداشت قربانیان قتل های زنجیره ای در پاریس از محمدرضا شاهيد03.12.2008-- صدای آمریکا- سیما پوینده - سی آبان1384

سهراب مختاری درباره ی لزوم رسیدگی مجامع حقوق بشری بین المللی

سهراب مختاری

سهراب مختاری

شما دیدید که سرانجام هم تلاش کردند این پرونده را به یک پرونده معمولی جنائی تقلیل بدهند و بگویند که عناصر خودسری در وزارت اطلاعات این قتل ها را انجام داده اند. در صورتیکه چنین نبوده و ما چون قوه قضائیه را فاقد صلاحیت دیدیم از مجامع حقوق بشری در جهان خواسته ایم به این پرونده رسیدگی کنند
مراسم گرامیداشت قربانیان قتل های زنجیره ای در پاریس از محمدرضا شاهيد03.12.2008-- صدای آمریکا- سهراب مختاری - سی آبان1384

ریشه ی عقیدتی قتل های حکومتی:
توضیح:پرانتز های رنگی از مرزپرگهر می باشد

سید روح الله موسوی خمینی بنیان گذار جمهوری اسلامی:

موسوی خمینی

موسوی خمینی

و امّا اشتباهی که ما کردیم
و اما اشتباهی که ما کردیم این بود که به طور انقلابی عمل نکردیم و مهلت دادیم به این قشرهای فاسد، و دولت انقلابی و ارتش انقلابی و پاسداران انقلابی، هیچ یک از اینها عمل انقلابی نکردند و انقلابی نبودند. اگر ما از اول که رژیم فاسد را شکستیم و این سد بسیار فاسد را خراب کردیم، به طور انقلابی عمل کرده بودیم، قلم تمام مطبوعات را شکسته بودیم و تمام مجلات فاسد را تعطیل کرده بودیم و روسای آنها را به محاکمه کشیده بودیم و حزب های فاسد را ممنوع اعلام کرده بودیم و روءسای آنها را به سزای خودشان رسانده بودیم و چوبه های دار را در میدان های بزرگ برپا کرده بودیم و مفسدین و فاسدین را درو کرده بودیم، این زحمت ها پیش نمی آمد.... ما نمی ترسیم از اینکه در روزنامه های سابق، در روزنامه های خارج ازایران برای ما چیزی بنویسند،ما نمی خواهیم وجاهت در ایران،در اسلام، در خارج از کشور پیدا بکنیم، ما می خواهیم به امر خدا عمل کنیم و خواهیم کرد.
صحیفه ی نور جلد 8 صفحه ی 251 سال 1358

حساسیت های امنیتی ضد دمکراتیک موثر در انتخاب هدف های ترور:

از اعترافات مصطفی کاظمی (موسوی) قائم مقام امنیت در وزارت اطلاعات و مدیر کل طرح و بررسی در تاریخ 5/1/79 در صفحات 1010 تا 1056 پروندۀ قتل های حکومتی. از قول حجت الاسلام دری نجف آبادی وزیر اطلاعات وقت جمهوری اسلامی در صبح جمعه 22/8/77:
"... این فروهر و زنش کی می گوید دو نفر بیشتر نیستند، اینها هر روز جلسه می گذارند و هر روز دانشجویان را پهلوی ایشان می برند برایشان حرف می زنند، آنها را تحریک می کنند، هر روز مصاحبه با رادیو اسرائیل با رادیو آمریکا و رادیو بی بی سی می کنند، هر روز اطلاعیه می دهند، بیانیه می دهند، هر چه می خواهند می گویند، چرا یک کاری سر اینها نمی آورید؟ یک کاری بکنید.... چرا فروهر را نمی زنید؟ بزنید او را ..."

درّی

درّی

"... پیرامون فعالیتهیا کانون نویسندگان آقای درّی گفتند مگر اینها چند نفر هستند؟ آقا صادق (مهرداد عالیخانی - مسئول اداره چپ نو) گفتند همه شان حدود پنجاه نفر ولی افراد اصلی ایشان پانزده نفر هستند که مرتب جلسه می گذارند. آقای درّی گفتند همۀ آنها را جمع کنید یک جا و آنها را بزنید با یک رگبار، یک بمب زیرشان بگذارید، تو سرشان بزنید، یک نارنجک داخلشان بیندازید ولی مطمئن شوید همۀ آنها کشته شده اند ...."

اشارات متهمین به عادی بودن ودائمی بودن قتل های حکومتی مخالفین:
در مورخ 7/3/79 مصطفی نوروزی معروف به محسنی در صفحه ی 1231 پرونده ی قتل های حکومتی می گوید:
"ابتدا باید عرض کنم کار حذف فیزیکی و دیگر کارهای از این قبیل,کار دستگیری و انتقال متهم ,آموزش دفاعی وجسمانی و مراقبت ثابت و غیره از سال 70 درپرینت کاری که از طرف وزارت(اطلاعات) برای ما مشخص شده بود و این کارها جزء وظایف ما قسمت ما بود.......و کلأ این نوع کارها در وزارت(اطلاعات) زیاد انجام می شد چه در خارج و چه در داخل و تنها این مورد بود که باین صورت در آمد........بعد از گرفتن برادر صفایی از پشت گردن سوژه(پروانه اسکندری) و برادر هاشم داروی بیهوشی را گرفتند جلوی دماغ و دهان وی و من هم چند ضربه با گفتن ذکر زدم......."

علی احمدی معروف به ناظری در تاریخ 15/9/79 صفحه 1299پرونده ی قتل های حکومتی میگوید:
"....سالها اینگونه اقدامات انجام شده و سیستم های امنیتی و اطلاعاتی اینگونه شگردها را دارند......حقیر با هماهنگی و دستور آقای موسوی کار را انجام داده ام و این عرف وشکل قانونی داشته است و در وزارت(اطلاعات) عرف بوده است و هیچ مانعی در عمل ایجاد نمی کرد......"

اصغر اسکندری معروف به سیاحی در تاریخ15/4/79 صفحه 1305پرونده قتل های حکومتی اعلام نموده است:
".....نکته دیگر آنکه این نمونه اقدامات روال کار تشکیلات وزارت(اطلاعات) بوده و در نتیجه اقدامات مذکور، بار اول اینجانب نیز نبوده است ما از چندین سال قبل از حذف های موسوم به قتلهای زنجیره ای با آن مأنوس بوده ایم تا حدی که در پیش بینی برنامه ای سالانه شاخصترین فعالیت ها، حذف و ربایش در نظر گرفته میشد و این امر هنوز به صورت مکتوب دراسناد تشکیلات باقی است..."

رسول کاتوزیان معروف به رسولی در صفحه ی 1243پرونده قتل های حکومتی در تاریخ 06/02/1379 اظهار می دارد:
"...با توجه به سابقه این گونه کارها در وزارت میبینیم که هیچگاه در طول عمر وزارت(اطلاعات) که هر سال در پیش بینی سالانه برنامه کاری موضوعات که به تأیید وزیر وقت می رسید هر کدام یک یا چند حذف فیزیکی را در برنامه پیش بینی نموده و به کابینه وزیر می رسیده و در طول سال حذف ها انجام میگرفته که اکثرأ مورد تشویق و تمجید قرار می گرفتند."

مرتضی خازنی(معروف به حقانی) در تاریخ 20/4/79 در صفحه ی 1263پرونده قتل های حکومتی می گوید:
"......امور حذفی نیزحسب سابقه تاریخی در (اداره ی) امنیت با آقای موسوی(مصطفی کاظمی) بود که اتفاقأ برای دو مورد مختاری و پوینده - موسوی طی مذاکرات دو یا سه دقیقه ای مطرح نمود که کار شروع شده و هیچ مشکلی نیست...------صفحه 1264 پرونده ی قتل های حکومتی"....طبق روال و دستوری که از قبل وجود داشته و مأموریتی که آقای ناظری(علی احمدی) داشته و در راستای کار اداری حذف نامبردگان صورت گرفته."

سابقه کاری در قتل ها، مفهوم کارشناس عملیات ، نام مستعاردر پرونده های قضایی،فرار از کشور

علی صفایی در بازجویی مورخ 4/3/1379 در صفحه ی 1282پرونده ی قتل های حکومتی می گوید.
"....لازم به توضیح این که اینجانب در ابتدا حدودأ چند ماه در حفاظت فیزیکی بودم و بعد به پشتیبانی معاونت امنیت رفتم که حدودأ سال65 یا66 بود که ازآنجا به عملیات وزارت(اطلاعات)آمدم که بعنوان نفر تیم مشغول به کار شدم که کار (در) عملیات دستگیری وربایش و حذف فیزیکی تیمهای منافقین و خانه تیمهای منافق و ضد انقلاب و مخالف نظام کارشناس عملیات شدم"...ادامه می دهد:
".... تاریخ13/10/77 آقای نیازی(حجت الاسلام محمد نیازی رییس سازمان قضایی نیروهای مسلح مسوول پرونده قتل های حکومتی) با اسم مستعار محمد حسینی فرزند جواد قرار تامین برای اینجانب با اخذ کفیل بوجه الکفاله یکصد میلیون ریال صادر وآقای سید سعید موسوی بعنوان کفیل اینجانب کفالت دادند."
(طبق دستور آقای نیازی - کلیه متهمین در آغاز کار با نام های مستعار جدید خود را معرفی کرده و نام های موجود در پرونده های بازجویی حوالی 13/10/1377 همگی ساختگی هستند و همینطور اسامی والدین-تاریخ تولد و سایر مشخصات)

از اعترافات مهرداد عالیخانی معروف به (صادق مهدوی) رئیس ادارۀ چپ نو در وزارت اطلاعات در تاریخ در 79/1/10 از صفحه ی 1107 به بعد پروندۀ قتل های حکومتی:
".... با هماهنگی قبلی قرار شد از یکی از محیط های اداری بهشت زهرا که در اختیار حراست قرار دارد (چون ناظری مسئولیت حراست بهشت زهرا بود ) استفاده شود. روشن، ناظری و سایر دست اندر کاران طرح الغدیر (اعدام منافقین) قبل از شروع عملیات پاییز 77، از این محل مستمراً استفاده می کردند. قرار شد از این محل برای به قتل رساندن مختاری استفاده شود...."

از نامۀ حجت الاسلام محمّد نیازی (ریاست دادگاههای نظامی در سال1377) به ریاست سازمان قضائی نیروهای مسلح (حجت الاسلام علي يونسي)، در تاریخ 77/11/5
"دادسرا تحقیقات جامع و وسیعی را پیرامون کشف قضیه و شناسائی عوامل قتل ها آغاز نمود و ... تحقیقات نشان می دهد که علاوه بر پرسنل واجا (وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی) عواملی دارای مشاغل آزاد (نیز) دخالت دارند (که) شناسائی، تحت تعقیب و بعضاً از کشور خارج شده اند."

اشاره به قتل حکومتی مجید شریف
مجید شریف

مجید شریف

در تاریخ 12/1/79 صفحه ی 1235پرونده قتل های حکومتی -موسوی(مصطفی کاظمی) در بازجویی میگوید:
".....او با عزیز پور صحبت نموده بود و قرار گذاشتیم پشت استادیم شهید کشوری به عزیز پور وصل شود وقتی که مجید شریف حذف شد به آقای رسولی(رسول کاتوزیان) رفتم که بگویم گفت خودم میدانم و عزیز پور(محمد سرمدی) به ایشان گزارش داده بود...."

اشاره به مطرح شدن برنامه ترور خسرو سیف و آغاز قتل های کانون نویسندگان

خسرو سیف

خسرو سیف

تاریخ:19/04/1379
آقای مصطفی کاظمی(موسوی) به بازپرسی احضار و خطاب به ایشان:
س: راجع به چگونگی حذف مقتولین.......توضیح دهید.
ج:در اواخر تابستان1377 اینجانب در کنار زمین فوتبال نشسته بودم که آقای دری(حجت الاسلام قربانعلی دری نجف آبادی-وزیر وقت اطلاعات) قدم زنان آمدند و دستم را گرفتند و در مورد انجام عملیات ... عناصر فرهنگی صحبت نمودند و اظهار داشتند با صادق مهدوی(مهرداد عالیخانی) هم صحبت کنم حدود20 مهر ماه با صادق صحبت کردم و سپس تقاضای وقت کردم در روز 19/08/1377 ایشان گفتند صادق هم باید باشد و خبرتان می کنم.(ساعت)8:21 عصر تماس گرفتند و ساعت9:30 تاریخ 22/8 را قرار گذاشتند و از شرایط و وضعیت گروه ها و افراد اظهار نارضایتی نمودند و در جلسه فوق در خصوص حذف افراد تصمیم گیری شد که ایشان علاوه بر نفراتی که با اسم مشخص شدند و در خصوص افراد لائیک گفتند حذف نمائید.در تاریخ09/09/1377 بر اساس اینکه من به صادق گفتم خسرو سیف به جای فروهرآمده نظر داد که او هم حذف شود که گفتم با آقای درّی صحبت نماییم وهمان روز به ساختمان امام رفتند و ساعت6 بعداز ظهر درّی مجوز و حکم جهت خسرو سیف ندادند ولی در رابطه با حذف عناصر از کانون(نویسندگان) تاکید نمودند و درآن جلسه ابتدا اینجانب گزارش حذف فروهر و همسرش را به ایشان دادم و بر اساس نظر و تاکید درّی به صادق گفتم درّی روی کانونی ها تاکید داشتند که صادق نیز دو نفر از آنها را از بین15نفر تائید شده از سوی درّی در جریان حذف قرار دادند و(از منبع دیگردر تاریخ 27/09/1377) آقای درّی از طریق کشیک وزارت(اطلاعات) شهشهانی و پاکدامن مرا خواستند و ضمن تماس با صادق نزد درّی رفتیم تا بعد از ماه رمضان با نظر درّی عملیات قطع گردید

بستن پرونده ها ،سناریوی خروج از بحران

از اعترافات مهرداد عالیخانی (صادق مهدوی) در تاریخ 10/1/79 در ارتباط با اظهارات حجت الاسلام درّی نجف آبادی، وزیر وقت اطلاعات در تاریخ 30/9/1377 در مورد جمع و جور نمودن تبعات عمومی و جناحی قتل های حکومتی و پیدا کردن سناریوی خروج از بحران و قربانی کردن عده ای دیگر:
خامنه ای و  خاتمی

خامنه ای و خاتمی

"وزیر گفت آقا (سید علی خامنه ای، رهبر منتخب خبرگان) با آقای خاتمی (رییس جمهور وقت) صحبت کرده اند. زودتر یکی دو نفر را معرفی کنید تا بر اساس آن صحبتی که بین آقا و آقای خاتمی بوده مسئله جمع و جور شود. آقا از آقای خاتمی خواسته سروته موضوع را هم بیاورند ...."

فهرست الف
اسامی آمرین، مسئولین و عاملین قتل های حکومتی پاییز1377 خورشیدی (معروف به قتل های زنجیره ای)
بر مبنای مندرجات بخش های در دسترس پرونده ی متهمین قتل های حکومتی
لیست حاضر علاوه بر اسامی حقیقی اکثر عاملین قتل ها، در برگیرنده ی اسامی سازمانی و اداری آنان در درون وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی است که معذلک به دلیل استفاده ی رسمی و طولانی مدت، این اسامی هم جزیی از هویت حقیقی، مستند و قابل تحقیق آن افراد محسوب می شوند. علاوه بر اسامی سازمانی، در پرونده های اولیه ی بازجویی این افراد در سازمان قضایی نیروهای مسلح، به توصیه ی حجت الاسلام محّمد نیازی مسئول رسیدگی به پرونده ی قتل ها در مقام دادستان نظامی تهران تا سال 1378،همه ی متهمین از اسامی و مشخصّات ساختگی جدیدی استفاده نمودند که نظر به استفاده از برخی از اسناد اولیه، این اسامی ساختگی را نیز در کنار سایر اسامی قرار داده ایم که برخی ازاین اسامی قابل تطبیق با اسامی اصلی آنان نیز هستند.
اکثر عاملین قتل ها به دلیل اینکه در چهارچوب قوانین رژیم و به دستور مقامات مسئول وبه دنبال سالها ترور حکومتی اقدام به قتل یا معاونت و مباشرت در قتل نموده بودند خیلی زود آزاد شدند. دو متهم اصلی (مصطفی کاظمی و مهرداد عالیخانی) ظاهراً به محکومیت های طولانی محکوم شدند و سعید امامی نیز به عنوان آمر اصلی معرفی شده و به ظاهر در زندان خودکشی نمود.
در مجموع به دنبال دخالت سید علی خامنه ای رهبر منتخب مجلس خبرگان و توافق با سید محمّد خاتمی رییس جمهور وقت برنامه ی رسیدگی به قتل ها که عملاً به دنبال علنی شدن قتل ها در میان مردم به جریان افتاده بود به طورکامل مسکوت گذاشته شد و بخش اعظم پرونده ها نیز هرگز از اختیار مقامات مربوط خارج نگردید.
طی نه سال گذشته آمرین و مرتبطین با ماجرای قتل ها به مقامات بالای حکومتی ارتقاء یافته و گفته می شود که برخی از عاملین و کارشناسان ترورها با عمل جراحی پلاستیک به مشاغل اصلی و تروریستی خود در ایران و در خارج از کشور بازگشته اند.
بر اساس گزارش 6 تن از زندانیان سیاسی زندان گوهر دشت (رجایی شهر کرج ) در تاریخ 30/07/1385،متهمين قتهاي زنجيره اي از جمله سعيد (مهرداد)عالی خانی مظفر تهراني ( از ضاربين زهرا کاظمي ) و تعدادي ديگر همگي نقش فعال و گسترده در آزار و اذيت زندانيان سياسي دارند.
پرونده ی سعید امامی در دسترس ما نیست و تنها اشاراتی که به او در سایر پرونده ها و اظهارات شده است گویای هیچ نقشی برای او نیستند و از این رو برای آگاهی از نقش سعید امامی لازم است که علاقه مندان در آینده به پرونده های مربوط به او دسترسی حاصل نمایند.
اشارات ما به نقش افراد در لیست ذیل در زمینه ی قتل های حکومتی، بر اساس اظهارات متهمین مربوطه در بازجویی های 5/1 ساله ی آن هاست و قطعاً دسترسی به سایر بخش های پرونده ها حقایق بی شمار دیگری را نمایان خواهد کرد.
حزب مرز پرگهر از انتشار نام همسران و فرزندان متهمین که بعضاً در گوشه وکنار پرونده ها دیده شده اند خود داری می نماید.
حزب مرزپرگهر از جوانان میهن پرست خشمگین می خواهد که به امید تشکیل دادگاه های ملی پس از براندازی جمهوری اسلامی از هرگونه اقدام و انتقام گیری شخصی به جز جمع آوری اسناد و اطلاعات بپرهیزند.
مرگ بر جمهوری اسلامی
پاینده ایران
حزب مرز پرگهر
کمیسیون تحقیقات و اسناد
زمستان 1387 خورشیدی

فهرست نام ها، مشخصات و نقش آنان در قتل ها:(آقا)

1 - آیت الله سید علی حسینی خامنه ای
خامنه ای

خامنه ای

فرزند سید جواد- متولد: 24 تیر ماه سال 1318 در شهرستان مشهد - شماره شناسنامه 1357
شغل:رهبر منتخب مجلس خبرگان
تحصیلات: حوزوی
متهم به آمریت اصلی ، صدور فتوای شرعی قتل برای مقتولین و نیز جلوگیری از تشکیل دادگاه و رسیدگی قضایی.
طبق اظهارات متهمین فتوای شرعی قتل ها را صادر نموده و بعداً دستور خاتمه ی رسیدگی و بستن پرونده ها را داده است.
2 -حجت الاسلام سید محمد خاتمی
خاتمی

خاتمی

فرزند روح الله و سکینه - متولد:21 مهرماه سال 1322در شهرستان اردکان با شناسنامه شماره 153
شغل:رییس جمهور،رییس دولت و رییس شورای عالی امنیت ملی وقت
تحصیلات:لیسانس/حوزوی
متهم به داشتن مسئولیت نهایی وزارت خانه تحت امر خود،جلوگیری از تشکیل دادگاه،مختومه کردن پرونده ها وفریب بازماندگان مقتولین وگمراه کردن اذهان عمومی.
وی به عنوان رییس جمهور مسئول عملکرد قانونی و روال عادی جریان قتل ها در وزارت خانه ی اطلاعات تحت امر خود بوده است و به دنبال جلسه ای با سید علی(حسینی) خامنه ای در آذرماه سال 1379 در خاتمه ی روند رسیدگی و بستن پرونده ها دخالت مستقیم داشته است.

3 - حجت الاسلام حاج شیخ قربانعلی(حسینعلی) درّی نجف آبادی (درّی، وزیر)

درّی

درّی

فرزند اسدالله - متولد آبان سال 1324 درشهرستان نجف آباد اصفهان
تحصیلات:حوزوی
شغل:وزیر اطلاعات وقت
متهم به آمریت مستقیم و رسمی قتل های "زنجیره ای" و انتخاب نام مقتولین برای ارتکاب جنایت بر مبنای اظهارات و شواهد مفصّل زیردستان او در وزارت اطلاعات.
درّی هم اکنون (دی ماه 1387/دسامبر 2008) دادستان کلّ کشور است.

4 - سید مصطفی کاظمی مشهور به موسوی،موسوی شیرازی (نام سازمانی - اداری)
فرزند علی، متولد:سال 1338، شماره شناسنامه 452
تحصیلات: دیپلمه ، متاهل، ساکن: تهران، فرمانیه
شغل:قائم مقام معاونت امنیت وزارت اطلاعات در دوران خاتمی و مدیر کلّ طرح و بررسی ، مسئول بولتن و ارزیابی، خط مشی وهدف گذاری.
کاظمی 18سال سابقه ی عملیاتی و کاری داشته و در سابق وی مسئول اداره کل "التقاط" واجا و نیز مسئول اداره ی کل اطلاعات فارس بوده است.
متهم به آمریت در قتل 4 نفر (فروهر، اسکندری، پوینده، مختاری)
حکم دادگاه: 4 بار حبس ابد

5 - مهرداد عالیخانی مشهور به صادق مهدوی، صادق، آقا صادق،سید صادق (نام سازمانی - اداری)
نام ساختگی در پرونده ی اولیه: جمال رضایی
نام های مورد استفاده کنونی وی در نقش بازجو،شکنجه گر و قاتل در زندان اوین: سعید(مهرداد)عالی خانی مظفر تهرانی
فرزند علی اصغر و مریم، متولد سال 1340 با شماره شناسنامه 45204 صادره از تهران
تحصیلات: دیپلمه - متاهل - ساکن تهران
شغل:رییس اداره ی چپ نو در وزارت اطلاعات - تاریخ استخدام در واجا: 12/8/1361
متهم به آمریت در قتل 4 نفر (فروهر، اسکندری، پوینده، مختاری)
حکم دادگاه: 4 بار حبس ابد

6 - رضا گودرزی (گودرزی فر) مشهور به رضا روشن (نام سازمانی - اداری)
فرزند محمد علی، متولد سال 1346، شماره شناسنامه 582 صادره از تهران
تحصیلات: لیسانسیه، متاهل
شغل:کارشناس اداره ی کل التقاط، پرسنل معاونت امنیت وزارت اطلاعات
متهم به مباشرت در قتل پوینده و مختاری

7 - محمود حق وردی، مشهور به جعفر زاده (نام سازمانی- اداری)
متولد: سال1347
تحصیلات: دیپلمه، متاهل
شغل:پرسنل اداره ی عملیات امنیت وزارت اطلاعات
متهم به مباشرت در قتل داریوش فروهر

8 - مصطفی نوروزی مشهور به جعفرزاده(نام سازمانی - اداری)
متولد:سال 1347
تحصیلات: دیپلمه - متاهل
شغل:پرسنل اداره ی عملیات امنیت وزارت اطلاعات
متهم به مباشرت در قتل پروانه اسکندری

9 - مرتضی خازنی مشهور به حقانی (میر حقانی) (نام سازمانی - اداری)
فرزند ابوالقاسم ، متولد:سال 1337 ، شناسنامه ..... صادره از تهران
شغل:مدیر کل پشتیبانی عملیاتی معاونت اطلاعات مردمی وزارت اطلاعات، مسئول پیگیری کار اطلاعاتی روی عناصر فرهنگی از جمله کانون نویسندگان
متهم به معاونت در قتل مختاری و پوینده.

10 - محمّد سرمدی، مشهور به عزیزپور (نام سازمانی - اداری)
نام ساختگی در پرونده های اولیه: عباس موّدی
فرزند اسماعیل، متولد: سال 1342، شناسنامه ... صادره از تهران
تحصیلات: دیپلمه - متاهل
شغل:مسئول تیم اداره ی عملیات امنیت وزارت اطلاعات
متهم به معاونت در قتل داریوش فروهر و پروانه اسکندری

11 - ایرج نجفی پور (نجفی) مشهور به ایرج آموزگار (نام سازمانی - اداری) (حاج امیر)
فرزند محمد(محمد حسین) متولد:سال 1343، شماره شناسنامه 15219، صادره از تهران
تلفن 2847008
تحصیلات:سوم راهنمایی
شغل:پرسنل اداره چپ نو وزارت اطلاعات
متهم به معاونت در قتل داریوش فروهر- پروانه اسکندری و پوینده

12 - رسول مشهور به رسولی و حمید رسولی (نام سازمانی - اداری)
کاتوزیانکاتوزیان

شغل:مدیر کل پشتیبانی عملیاتی معاونت امنیت وزارت اطلاعات
رسول کاتوزیان داماد آیت الله مجتهدی تهرانی می باشد
(رسول كاتوزيان داماد آيت‌الله مجتهدي تهراني، در گفت‌وگو با فارس ۲۳ دي۱۳۸۶ ، با تأييد خبر فوت آيت‌الله مجتهدي تهراني اظهار داشت: آيت‌الله مجتهدي در حوزه علميه‌ خودشان به خاك سپرده خواهد شد).
متهم به مباشرت در قتل با عزیزپور و مصطفی کاظمی
وصل کردن عزیزپور برای همکاری در قتل ها به مصطفی کاظمی

13 - ابولفضل کاند مشهور به مسلم (نام سازمانی- اداری)
نام ساختگی در پرونده ی اولیه: عبد الله اسدی
فرزند عباس، متولد: سال 1347، شماره شناسنامه 3201 ، صادره از تهران
تحصیلات: دیپلمه، متاهل
شغل:پرسنل اداره عملیات وزارت اطلاعات
متهم به معاونت در قتل پروانه اسکندری و داریوش فروهر

14 - محمد حسین مرادی ، مشهور به اثنی عشر،محمّد اثنی عشری (نام سازمانی - اداری)
اسم ساختگی در پرونده های اولیه: محمد توکلی فرزند علی
فرزند نظر علی، متولد: سال 1344، شماره شناسنامه 2536 از تهران
تحصیلات: دیپلمه ، متاهل
شغل:پرسنل اداره ی عملیات وزارت اطلاعات
متهم به معاونت در قتل داریوش فروهر

15 - علیرضا داودی باویل - مشهور به امیر اکبری (نام سازمانی - اداری)
فرزند احمد، متولد ...، شماره شناسنامه 31 صادره از تبریز
تحصیلات: لیسانسیه - متاهل
شغل:کارشناس معاونت امنیت واجا ، اداره چپ نو در وزارت اطلاعات

16 - علی صفایی، مشهور به صفایی (نام سازمانی - اداری)
نام ساختگی در پرونده ی اولیه : محمد حسین فرزند جواد
فرزند نعمت الله، متولد: سال 1341 ، شماره شناسنامه 21 ، صادره از تهران
تحصیلات: دیپلمه ، متاهل
شغل:پرسنل اداره عملیات وزارت اطلاعات
متهم به معاونت در قتل پروانه اسکندری

17 - مرتضی عباسی، مشهور به فلاح (نام سازمانی- اداری)
نام ساختگی در پرونده های اولیه: امیر عابدی، حسین عابدی
فرزند ابراهیم، متولد: سال 1341، شماره شناسنامه 12654 صادره از تهران
شغل:پرسنل اداره ی عملیات مردمی وزارت اطلاعات
متهم به معاونت در قتل داریوش فروهر و پروانه اسکندری

18 - مصطفی قربان زاده مشهور به هاشم و هاشمی (نام های سازمانی - اداری)
نام ساختگی در پرونده های اولیه: علی رحیمی
فرزند اسماعیل، متولد: سال 1340، شماره شناسنامه 496، صادره از تهران
تحصیلات: دیپلمه - متاهل
شغل: پرسنل اداره عملیات وزارت اطلاعات
متهم به معاونت در قتل داریوش فروهر و پروانه اسکندری

19 - علی احمدی، مشهور به ناظری (نام سازمانی - اداری)
نام مستعار در پرونده ی اولیه: امیر(امید) حمیدی
فرزند:خیر الله، متولد: سال 1348، شماره شناسنامه 22550 از تهران
تحصیلات: دیپلمه - متاهل
شغل:پرسنل اداره کل عملیات اطلاعات مردمی وزارت اطلاعات
متهم به معاونت در قتل مختاری و پوینده

20 - اصغر اسکندری مشهور به سیاح و سیاحی(نام های سازمانی - اداری)
فرزند موسی، متولد: سال 1345، شماره شناسنامه 8225 صادره از تویسرکان
تحصیلات: دیپلمه ، متاهل
شغل:پرسنل اداره ی عملیات وزارت اطلاعات
متهم به معاونت در قتل داریوش فروهر و پروانه اسکندری و پوینده

21 - خسرو براتی مشهور به سیامک(نام های سازمانی - اداری)
نامهای مستعار منصور براتی و نام خسرو براتی طرقی یا طوقی نیز در ارتباط با این فرد دیده شده است.
این فرد مسئول عملیات و راننده ی اتوبوس مربوط به توطئه ی قتل 21 نفر از اعضای کانون نویسندگان از طریق به دره افکندن اتوبوس در سال 1375 بوده است اما کوچکترین اشاره ای به این عملیات در پرونده ها موجود نیست.
فرزند لطف الله و مریم ابولفضلی، متولد: سال 1342 ، شماره شناسنامه 3676 صادره از تهران.
شغل: راننده ی تاکسی و منبع وزارت اطلاعات (جاسوس)
آدرس او درسال 1377 که در پرونده مندرج است (!!):
تهران، خیابان پیروزی، خیابان شهید عباسقلی زاده، 12 فروردین، کوچه دریائی، پلاک 9، طبقه اول، تلفن 3139608
متهم به معاونت در قتل داریوش فروهر، پروانه اسکندری، پوینده و مختاری

22- سعید امامی معروف به اسلامی(نام های سازمانی - اداری)
سعید امامی

سعید امامی

فرزند علی اکبر ، متولد: سال 1336، مشاره شناسنامه494 صادره از شیراز
تحصیلات:لیسانسیه، متاهل،
شغل:مشاوره امنیت ملی وزارت اطلاعات
متهم به معاونت در قتل ها
وی به ظاهر در تاریخ 29/03/1378 خودکشی کرده و یا به قتل رسیده است.به هر حال نشانی قبر وی در بهشت زهرا قطعه 73 ردیف۶۲ شماره ۶۰ واقع می باشد.

واژه نامک اسناد

اشاره های کوتاهی به تعدادی از اصطلاحات و واژه هایی که در متن پرونده ها مورد استفاده قرار گرفته اند
- اداره ی کلّ و اداره:بخش هایی از وزارت اطلاعات می باشند

."اداره ی کل" بخش بزرگتر مسئول در یک مورد بزرگ (مثلاً اداره ی کل چپ) و "اداره" بخش کوچکتر آن است (مثلاً اداره ی چپ نو)

- التقاط:اصطلاح "التقاطی" از اویل انقلاب به دنبال اعلام نظر آیت الله منتظری در مورد نظرگاه سازمان مجاهدین خلق به آنها اطلاق گردید.مقامات جمهوری اسلامی بینش مجاهدین را مخلوطی از اسلام و مارکسیزم می دانستند و در زمان شاه نیز نظیر این اصطلاح جهت دار و منفی به شکل "مارکسیزم - اسلامی" در مورد این نظرگاه به کار می رفت.کلمه "التقاط" که در متن این اسناد زیر عنوان "اداره ی کل التقاط"به کار رفته است به معنای اداره ی متخصص در امور مجاهدین خلق در وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی است.

- پرسنل:بر گرفته از زبان انگلیسی و به معنای کارمندها،کارمند،عضو ویا اغضای حقوق بگیر و رسمی ادارات مربوطه به کار رفته است.

- پرینت کاری:فهرست رسمی وظایف هر کدام از کارمندان وزارت اطلاعات

- چپ نو:اصطلاح"چپ نو"را به چپ غیر توده ای و غیر سنتی(مائویست،چریک و...) گفته می شود.این اصطلاح پس از فروپاشی شوروی و پدید آمدن گرایش های گوناگون چپ مستقل پدید آمده است.هر چند که در سابق نیز به نوع متفاوتی از چپ در اروپا و آمریکا گفته می شد.

- حذف: یا "حذف فیزیکی" به معنای قتل مخالفین به کار رفته است.

- ربایش: به مفهوم ربودن و دزدیدن به معنای ربودن مخالفین،آدم ربایی به کار رفته است.

- سرباز گمنام امام زمان: به عنصر اطلاعاتی گفته می شود که به عنوان کارمند رسمی در استخدام وزارت اطلاعات باشد.

- سوژه:بر گرفته از زبان فرانسه،به مفهوم موضوع،مورد و در متن این اسناد به معنای افراد مورد تحقیق،تحت تعقیب یا هدف قتل به کار رفته است.

- سناریو:به مفهوم رایج فیلم نامه و در این اسناد به معنای ساختن یک گزارش دروغین است که برای منحرف کردن جریان دادرسی قضایی و یا فریب دادن مردم به کار می رود.

- کارشناس:در متن این اسناد،کارشناس به معنای مقام آگاه و متخصّص یک بخش از جمله به معنای متخصّص قتل(با کارد،طناب و...)به کار رفته است.

- کانون:یا کانونی ها ،صورت اختصاری عنوان "کانون نویسندگان"است.

- کفالت: ساده ترین نوع تضمین قضایی می باشد که تنها با تعهد و امضای فردی شناخنه شده متهم آزاد می گردد.

- کیس:بر گرفته از زبان انگلیسی،به مفهوم"مورد"مثلاً یک "کیس" قضایی، امنیتی یا ... و در این اسناد به معنای مورد و برنامه کامل یک قتل یا یک سری قتل ها به کار رفته است.

-لائیک:در متن این اسناد "لائیک" اصطلاحی است که به کلیه ی نظرگاه های غیر اسلامی اشاره دارد.

- منافقین:از اوایل انقلاب، آیت الله خمینی و مقامات بالای نظام به منظور زدودن اصطلاح "مجاهد " از نام سازمان "مجاهدین خلق" و ایجاد یک اصطلاح وتصویر جدید و منفی در مورد آنان از اصطلاح "منافق" و"منافقین"که بار منفی قرآنی دارد استفاده نمودند.

- منبع:در اصطلاح امنیتی در ایران "منبع" به معنای جاسوس نفوذی در یک جریان،در یک محیط و یا در ارتباط با فرد مورد نظر است.

- واجا: به مفهوم ومختصر شده رسمی عبارت"وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی"می باشد، در اصطلاح رایج به آن "واواک" و "ساواما" نیز گفته می شود.

وثیقه: یکی از تضمین های ساده قضایی است که با گرو گذاشتن سند ملکی متهم آزاد می گردد.

 

فهرست ب

اسامی کسانی که در جریان قتل ها قرار گرفته بودند و قرار بوده که از آنها در قتل های بعدی استفاده شود.
بر مبنای اعترافات مهرداد عالیخانی (صادق مهدوی)
توضیح: عده ای از این افراد به نحوی در قتل های پاییز 1377 مشارکت داشته و عده ای نیز در قتل های قبل از آن شرکت داشته اند و دارای "تخصص" و مورد اعتماد دستگاه بوده اند. اغلب این اسامی، نام های مستعار سازمانی و اداری این افراد بوده و لزوماً نام های حقیقی نیستند. به هر حال اکثر این اسامی قابل پیگیری هستند و مهمتر از آن اینکه فهرست (ب) نمایانگر گسترش افراد و تروریستهای رژیم در دستگاههای گوناگون امنیتی و دولتی نظام می باشد.
مرگ بر جمهوری اسلامی
پاینده ایران
حزب مرز پرگهر
کمیسیون تحقیقات و اسناد
زمستان 1387 خورشیدی

1 - مهدی ریاحی
شغل: پرسنل معاونت اطلاعات خارجی واجا ، اداره کلّ عملیات ویژه(!!) وزارت اطلاعات
تخصص: متخصص زدن کارد

2 - مصطفی تهرانی
شغل:مسئول امنیت استان خراسان وزارت اطلاعات

3 - مسعود صدر الاسلام (مسعود صالح)
شغل: معاونت وقت اطلاعات نیروهای انتظامی(پلیس)
تهیه ی گذرنامه و رد کردن اطلاعات از دولت و نیروهای انتظامی پیگیر جریان قتل ها به موسوی
مصطفی کاظمی در رابطه با قتل های بعدی در شیراز و گیلان با او صحبت کرده بود (اعترافات کاظمی)

4 - اخوان (اخوان محسنی)
شغل: پرسنل اداره ی کل التقاط وزارت اطلاعات

5 - احمد عبادی
شغل:پرسنل اداره ی کل التقاط وزارت اطلاعات

6 - سید موسوی
شغل: پرسنل اداره ی کل بررسی در معاونت امنیت وزارت اطلاعات

7 - محسنی
شغل: پرسنل اداره ی کل بررسی در معاونت امنیت وزارت اطلاعات

8 - حمید جلالی
شغل: پرسنل اداره ی کل بررسی در معاونت امنیت وزارت اطلاعات

9 - محمد صفایی
شغل: پرسنل معاونت اطلاعات مردمی واجا و اداره شنود وزارت اطلاعات (تحت مسئولیت حقانی)

10 - ایرج آموزگار (لیست الف - نام: ایرج نجفی)
شغل: پرسنل معاونت امنیت وزارت اطلاعات و اداره ی چپ نو در وزارت اطلاعات

11 - امیر(امید) اکبری (لیست الف - نام: علیرضا داودی باویل)
شغل: پرسنل معاونت امنیت وزارت اطلاعات و اداره ی چپ نو در وزارت اطلاعات

12 - منبع عزیز غفاری با نام مستعار (مهدی)
شغل:منبع (جاسوس) اداره ی چپ نو در وزارت اطلاعات

13 - منبع احمد افقهی با نام مستعار (داریوش)
شغل: منبع (جاسوس) اداره ی چپ نو در وزارت اطلاعات
در عملیات قتل پوینده و ارایه مستمّر اطلاعات از عکس العمل درونی اعضای کانون نویسندگان (از جمله هوشنگ گلشیری) پس از قتل مختاری و پوینده شرکت داشته است.

14 - شهرام ناصری (ریاحی)
شغل:منبع (جاسوس) اداره ی چپ نو وزارت اطلاعات

15 - نوید رمضانی
شغل: همکار "غیر وزارتی" احتمالاً منبع(جاسوس)،قاتل قراردادی
قرار بوده که در صورت ربودن داریوش فروهر، وی را به خانه ی رمضانی ببرند و با تزریق دارو وی را به قتل برسانند.

فهرست پ

نام کسانی که برای متهمین به قتل های فروهر، اسکندری، پوینده و مختاری
نزد دادستان نظامی قبول کفالت یا توثیق وثیقه کرده اند.
توضیح: تمامی اسامی دستگیر شدگان درمرحله ی مورد بحث(حوالی 13/10/1377) اسامی و مشخصات ساختگی بوده اند که حتی در تطابق با اسامی مستعار سازمانی و کاری آنان نیز قرار ندارند. انتخاب اسامی ساختگی جدید، بر طبق اظهارات متهمان در بازجویی های بعدی به توصیه محمّد نیازی دادستان نظامی و مسئول پرونده ها برای حفظ هوّیت و احیاناً غیر قابل پیگیری کردن پرونده ها در مراحل بعدی بوده است.
تنها موردی که در لیست (پ) شکیّ در آن نیست (علاوه بر صحت اسامی افرادی که توثیق وثیقه کرده اند) آن است که کسانی که برای اکثر قاتلین قبول کفالت کرده اند از سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات بوده اند.
حزب مرز پرگهر- کمیسیون تحقیقات و اسناد
زمستان 1387 خورشیدی

قرار قبول کفالت دردادستانی نظامی به تاریخ 13/10/1377
سید سعید موسوی فرزند رضا از سپاه پاسداران کفیل عباس مردی (مستعار)
حمید حسینی (نامجو) از سپاه پاسداران کفیل علی رحیمی (مستعار) نام اصلی مصطفی قربان زاده مشهور به هاشم
حمید حسینی از سپاه پاسداران کفیل عبد الله اسدی (مستعار) نام اصلی ابوالفضل کاند مشهور به مسلم
سید سعید موسوی از سپاه پاسداران کفیل امیر (امید) عابدی (مستعار) نام اصلی مرتضی عباسی مشهور به فلاح
سید سعید موسوی از سپاه پاسداران کفیل محمد حسینی (مستعار) علی صفائی (نام سازمانی اداری و احتمالاً نام اصلی ؟؟)
سید حسن موسوی (احتمالاً همان سید سعید موسوی) کفیل حق وردی مشهور به جعفرزاده ضارب داریوش فروهر
حبیب الله مظفرّی کارمند وزارت اطلاعات، کفیل رضا گودرزی فر مشهور به روشن
مجید آخوند زاده، کارمند وزارت دفاع و پاسدار کفیل مرتضی خازنی مشهور به حقانی
محمود نجفی ، کاسب ، کفیل امیر نجفی پور مشهور به آموزگار
جواد محمدپور ، کارمند وزارت دفاع، محل کار در وزارت اطلاعات، کفیل علی احمدی مشهور به ناظری
علی زرمکان ، کاسب ، کفیل خسرو براتی مشهور به سیامک
سید سعید موسوی از سپاه پاسداران ، کفیل محمد حسین مرادی مشهور به اثنی عشر ، حسین مرادی سید سعید موسوی را "یکی از همکاران" معرفی می کند.

توثیق وثیقه
خانواده ملا محمّد علی مجتهد(فرزندان آیت الله مجتهدی تهرانی) برای حمید رسولی (نام اصلی: رسول کاتوزیان)

فهرست ت
نام های مسئولین وزارت اطلاعات و افراد مرتبط با آنان
در سال های 1377 تا 1379 در اعترافات مصطفی کاظمی، مهرداد عالیخانی و سایرین به این نام ها اشاره شده است.برخی از این اسامی نام های اصلی و برخی دیگر نام های سازمانی و اداری افراد مربوط اند.
1 - سرمدی (حاج آقا سرمدی، حاج حمید)
شغل: معاونت امنیت وزارت اطلاعات
محل کار: ساختمان امام که دفتر کار وزیر اطلاعات نیز در آن مستقر است.
وی عضو کمیته سه نفره ی تحقیق قتل ها (ربیعی،سرمدی،یونسی) از سوی سید محمّد خاتمی بوده است.

2 - مجیدی
شغل: مدیر کل راست وزارت اطلاعات (اداره ی متخصص جاسوسی درباره ی نیروهای راست گرا)

3 - محمد صداقت
شغل: مدیر کل چپ وزارت اطلاعات (اداره ی متخصص جاسوسی درباره ی نیروهای چپ گرا)

4 - احمد زاده
شغل: مدیر کل فرهنگی ارتباط مردمی - اطلاعات مردمی واجا
اطلاعات "مردمی" اداره ی اصلی جاسوسی در میان مردم از طریق منابع(جاسوسان)، شنود های تلفنی ، جمع آوری اطلاعات از هواداران رژیم و .... است.

5 - اسماعیلی
شغل: مدیر کل التقاط وزارت اطلاعات (اداره ی متخصص جاسوسی درباره ی مجاهدین خلق که جمهوری اسلامی آنان را "منافقین" می خواند و اندیشه ی آنها و نزدیکان آنها را اندیشه ای التقاطی ما بین اسلام و مارکسیزم می داند.)

6 - رحیم محمدی
شغل: کارشناس حزب ملت ایران و پرونده های داریوش فروهر و پروانه اسکندری در وزارت اطلاعات

7 - حجت الاسلام مصطفی پور محمدی

پور محمدیپور محمدی

متولد: 1338 در شهرستان قم
تحصیلات: حوزوی
شغل: رییس فعلی سازمان بازرسی کل کشور ، وزیر سابق کشور ، معاونت وزارت اطلاعات ، مدیر گروه سیاسی اجتماعی دفتر سید علی (حسینی)خامنه ای (رهبر منتخب مجلس خبرگان) از سال 1381 تا کنون
از شرکت کنندگان در جلساتی با دری وزیر اطلاعات در رابطه با برنامه ریزی عملیات تروریستی بر علیه مجاهدین خلق در عراق و منحرف کردن تحقیقات قتل ها به همراه اسماعیلی (مدیر کل التقاط) ، سرمدی (معاونت امنیت) و مجید امینی
عضو هیات 3 نفره بازجویی و صدور حکم اعدام در قتل عام تابستان سیاه 1367

8 - مجید امینی
شغل: مدیر کلّ اطلاعات خارجی وزارت اطلاعات در امور عراق

9 - احمدی
شغل: قائم مقام اطلاعات خارجی وزارت اطلاعات

10 - معین
شغل: مدیر کل حفاظت وزارت اطلاعات
مسئول بازجویی های اولیه از مصطفی کاظمی(موسوی)

11 - خلیل
شغل: قائم مقام معاونت ضد جاسوسی(خارجی) وزارت اطلاعات

12- خزایی
شغل: مسئول دفتر وزیر اطلاعات (درّی نجف آبادی)

13 - قائم پناه
شغل: منشی وزیر اطلاعات (درّی نجف آبادی)

14 - حسین مهدوی
شغل: پرسنل اداره ی التقاط وزارت اطلاعات
سابقه ی فعالیت در طرح الغدیر، ترورها،آدم ربایی و دزدیدن مجاهدین و سایرین.

15 - جوادی
شغل: از مقامات بالای وزارت اطلاعات

16 - محمد سلامت
شغل: از مسئول بسیج دانشجویی شیراز در 1377، مرتبط با مصطفی کاظمی

17 -سردار سپاه هدایت الله لطفیان
شغل: فرمانده ی نیروی انتظامی وقت
اطلاعات اداره ی آگاهی را به صدر الاسلام و از آن طریق به درّی وزیر اطلاعات رد می کرده است.
وی همچنین یکی از مسئولین فاجعه ی حمله به کوی دانشگاه در 18 تیر ماه سال 1378 و سرکوب قیام 5 روزه ی پس از آن بوده است.

18 - خردی منش
شغل:کارمند معاونت امنیت وزارت اطلاعات

19 - ناصر خواجه نوری
شغل:کارمند وزارت اطلاعات و عنصر اطلاعاتی
استخدام در وزارت اطلاعات سال 1373
معاونت حفاظت وزارت اطلاعات در مورد او به دادسرای نظامی نامه ای داده است مبنی بر اینکه خواجه نوری(در سال 1377) مشغول اطلاعات گیری در رابطه با قتل فروهر بوده.

20 - کریم اسد زاده
شغل:کارمند وزارت اطلاعات و عنصر اطلاعاتی
همسر او طی نامه ای به شاهرودی (رییس قوه قضاییه) اظهارداشته که او "از سربازان گمنام امام زمان" است (یعنی عنصر اطلاعاتی در استخدام وزارت اطلاعات است) که از اول مهر ماه 1377 جهت مأموریت عازم فرانسه بوده است.وی در مرداد 1378 جهت مرخصی به ایران آمده و در سفر مشهد به "بهانه ی واهی" دستگیر شده است و تا 18/10/1378 هنوز بازداشت بوده است. ارتباط این فرد با پرونده ی قتل ها فقط در صورتی ممکن است که کریم اسد زاده یا به کارهای مشابهی در خارج از کشور اشتغال داشته و یا در انتقال مرتبطین با قتل های حکومتی به خارج دخیل بوده است.

21-شهشهانی(شهشهان)
شغل:کارمند وزارت اطلاعات ،مسئول کشیک وزارت در روزهای تعطیل

22-پاکدامن
شغل:کارمند وزارت اطلاعات ،مسئول کشیک وزارت در روزهای تعطیل

23-آقای نیاز
شغل:مدیر کل مازندران واجا
24-حاج آقا شفیعی
شغل:معاونت اداره ی عملیات وزارت اطلاعات
وی در جلسات مشترک با مسئولین وزارت اطلاعات از جمله عاملین قتل ها شرکت نموده و در رابطه با جمع و جور کردن پرونده و پایان دادن به ماجرا بحث و تصمیم گیری نموده است

25-حاج کاظم
شغل: معاونت حفاظت اطلاعات
وی در جلسات ساختن سناریوی بستن پرونده ی قتل های حکومتی شرکت داشته است.

فهرست ث

اسامی افراد کلیدی سازمان قضایی نیروهای مسلح مرتبط با پرونده ی قتل های حکومتی
بر اساس بخشهای در دسترس این پرونده ها
توضیح: مدت کوتاهی پس از قتل های فروهرها ومختاری و پوینده، پرونده ی قتل ها به سازمان قضایی نیروهای مسلح منتقل می گردد. این ارگان از ابتدا در جهت پنهان نگاهداشتن هویّت قاتلین ،عاملین و آمرین ترورها و در مسیر دور نگاهداشتن وکلاً و خانواده ها از دسترسی به حقایق، برنامه ریزی و تلاش می نماید.لازم به یاد آوری می باشد که با وجود اهمیت قانونی و سیاسی قتل ها و اینکه خود محمّد نیازی فرار عده ای از عاملین این جنایات را به خارج از کشور گزارش کرده بود ،این ارگان موجبات آزادی قاتلین را به سرعت با وثیقه و کفالت فراهم می نماید. پس از یکسال و نیم تحقیق در برخی از جوانب قتل ها با دستور رهبر منتخب خبرگان، توافق خاتمی رییس جمهور و سایر دست اندرکاران، سازمان قضایی تبدیل به عامل اصلی "سناریوسازی" ، انحراف افکار عمومی و ارایه نتیجه گیری های ساختگی به مردم می شود. سازمان قضایی ضمن ارائه ناقص برخی از پرونده ها به وکلای خانواده ی مقتولین و محکوم نمودن برخی از عاملین قتل ها به زندان، نقش اصلی ماموریت در بستن پرونده و پنهان کردن حقایق امر را ایفا می کند.
اسامی این لیست تنها شامل معدود افرادی می گردد که در پرونده ها به نحوی درباره ی نقش آنان اطلاعاتی داده شده است.
حزب مرز پرگهر- کمیسیون تحقیقات و اسناد
زمستان 1387 خورشیدی

حجت الاسلام علی یونسی معروف به ادریسی

یونسییونسی

متولد 1334 در شهرستان نهاوند
تحصیلات:حوزوی،کارشناسی امنیت ملی - متاهل
از جمله سوابق وی می توان به معاونت محمّد محمدی نیک (ری شهری)در سال های 1363-1368،ریاست دادگاه ویژه روحانیت و ریاست دادگستری تهران اشاره کرد.
در دوران آغاز تحقیق از پرونده ی قتل های حکومتی وی ریاست سازمان قضایی نیروهای مسلح را عهده دار بود و تحقیقات زیر نظر وی انجام می گرفت.پس از برکناری درّی نجف آبادی از وزارت اطلاعات و با توجه به اشراف وی در پرونده قتل های حکومتی وی برای حل و فصل ماجرا از سوی سید محمّد خاتمی به وزارت اطلاعات منتقل(منصوب) شد.
وی عضو کمیته سه نفره ی تحقیق قتل ها (ربیعی،سرمدی،یونسی) از سوی سید محمّد خاتمی نیز بوده است.

حجت الاسلام محمّد نیازی

نیازینیازی

متولد 1337 در قم، تحصیلات حوزوی، تحصیلات کارشناسی در رشته ی حقوق جزا در دانشگاه آزاد اسلامی.
از سوابق وی می توان به:
1361 به بعد: ریاست دادگاه انقلاب ارتش در استانهای همدان، کرمانشاه وکردستان.
1368 به بعد: دادستان نظامی تهران (هنگام وقوع قتل ها 1377 در این سمت بوده)
1378 به بعد: رییس سازمان قضایی نیروهای مسلح (در ادامه ی رسیدگی به پرونده ی قتل ها)
87- 1383 : مسئول سازمان بازرسی کل کشور.

حجت الاسلام احمد شفيعي

شفيعيشفيعي

رییس شعبه ی 2 دادستانی نظامی که بعدها جای محمّد نیازی را به عنوان دادستان نظامی تهران گرفت و سپس به عنوان رییس سازمان قضایی نیروهای مسلح خوزستان منصوب شد.

علی ربیعی(عباد)

ربیعیربیعی

مشاور امنیتی سید محمّد خاتمی رییس جمهور وقت تعیین کننده مسیر بازجویی ها ، بازجو های پرونده و نتیجه نهایی پرونده قتل ها بوده است.
وی عضو کمیته سه نفره ی تحقیق قتل ها (ربیعی،سرمدی،یونسی) از سوی سید محمّد خاتمی بوده است.
از سوابق وی می توان به موارد زیر اشاره کرد:
- مدرّس واحد "جنگ روانی" در دانشگاه امام باقر(وابسته به وزارت اطلاعات) بوده ، که در نظام کنونی عمدتاً شامل پخش و نشر دروغ در جامعه و طراحی سناریوهای ساختگی است.
- معاونت وزارت اطلاعات در سال های 1365-1372

مهدی قوام
یکی از شکنجه گران و بازجویان خشن وزارت اطلاعات و از بازجویان مهرداد عالیخانی، موسوی و احتمالاً دیگران که در اطاعت محض از حجت الاسلام نیازی سر انجام مسیر اعترافات را به سمت مورد قبول و تصمیم مقامات بالای نظام تغییر می داد.
وی از سوی علی ربیعی(عباد) مشاور امنیتی سید محمّد خاتمی برای بازجویی در این پرونده منصوب شده بود.

مجتبی بابایی
یکی دیگراز شکنجه گران و بازجویان خشن وزارت اطلاعات و از بازجویان مهرداد عالیخانی، موسوی و احتمالاً دیگران که در اطاعت محض از حجت الاسلام نیازی سر انجام مسیر اعترافات را به سمت مورد قبول و تصمیم مقامات بالای نظام تغییر می داد.
وی نیزاز سوی علی ربیعی(عباد) مشاور امنیتی سید محمّد خاتمی برای بازجویی در این پرونده منصوب شده بود.

نیاکان، آزاد(آزاده)
دو تن دیگراز شکنجه گران و بازجویان خشن وزارت اطلاعات و از بازجویان مهرداد عالیخانی، موسوی و احتمالاً دیگران که در اطاعت محض از حجت الاسلام نیازی سر انجام مسیر اعترافات را به سمت مورد قبول و تصمیم مقامات بالای نظام تغییر می دادند.
این دو بازجو احتمالاً از سوی جناح راست حکومتی برای بازجویی در پرونده منصوب شده بودنند

 

 

برگزیده اظهارات اولیه ی عاملین قتل های حکومتی
توضیح:پرانتز های رنگی از مرزپرگهر می باشد
غلط های دستوری و نوشتاری از خود نویسندگان است و ویراستاری نشده اند
اظهارات اولیه ی ابوالفضل (کاند) مشهور به مسلم (نام مستعار سازمانی و اداری) با نام ساختگی عبد الله اسدی
صفحه ی 846 پرونده ی قتل های حکومتی

.....عبدالهو اسدی کارمند وزارت اطلاعات 13/10/1377 نام پدر عباس متولد1340 شماره شناسنامه 1023 صادره از تهران "اینجانب به مقتضیات شغلی که دارم (نیروی عملیات)و طبق روال گذشته که در پرینت کاری (برنامه کاری)که در وزارت (اطلاعات) برایم در نظر گرفته شده به جز موارد کاری که شامل دستگیری و بازرسی و انتقال وربایش و طراحی وهدایت عملیات انجام حذف فیزیکی هم در برنامه کاری پیش بینی شده لذا طبق روال گذشته فقط اجرای حکم داریوش(فروهر) و همسرش به ما(اعضای تیم عملیات) محول شد وآن هم طبق دستور سلسله مراتب یعنی از سوی مسئول اداری سپس مدیر کل مربوطه و ما هم از قدیم تا این حد را مجاز بودیم بدانیم به خاطر مسائل حفاظتی و امنیتی و مسئولین دستور دهنده بالاتر را نمی شناسم و ما هم طبق روال قبل که کار از سوی آنها ابلاغ می شد و سپس انجام می شد این کار را هم به اتفاق برادران قبول کردیم و در(تاریخ) 30/8 به دستور مسئولین اداره و مدیر کل عملیات را شروع کردیم و همه به اتفاق به درب منزل فروهر رفتیم و پس از دق الباب و وارد شدن به منزل عملیات با موفقیت انجام و از منزل خارج شدیم. لازم به تذکر است اینجانب از مسائلی که اگر خدای نکرده پشت پرده بوده هیچ اطلاعی ندارم و فقط به خاطر اینکه موظف هستم هر کاری که مسئولم به من می دهد انجام دهم چون تا بحال شکل کار به همین صورت بوده و مسئولین بالاتر هم در جریان بودند و ما اصلا فکر نمی کردیم که کار خلاف قانون و شرع است وظیفه در وزارت همین است که اگر کاری به ما ارجاع دادند به نحو احسن انجام دهیم.

اظهارات همین شخص در تاریخ 05/12/1377
عبدالهت اسدی پدر عباس متولد1338شناسنامه شماره9025 صادره از ورامین عین مطالب(بالا) با کلمات دیگر
" درتاریخ 30/8 طبق روال قدیم مسئول اداره اینجانب به بنده و دیگر برادران عملیات ابلاغ کردند به سر کاری بروید و در بین راه توضیحات کامل را می دهم که در بین راه توضیحات کامل را دادند و حدود ساعت 22:30 به نزدیکی منزل فروهر رسیدیم و مسئول موضوع برادر صادق(مهرداد عالیخانی) هم آمد و توضیحات را دادند و ما پس از دق الباب به داخل رفتیم و قتل به وقوع پیوست لازم به یاد آوری است که دستور اجرای کار طبق روال قدیم با ابلاغ سلسله مراتب یعنی مسئول اداری و مدیرکل به ما کار ارجاع می شد و اگر خدای نکرده سوءنیت در کار بوده از بالا بوده و ما هم به دلایل حفاظتی مجاز نبودیم حکم کتبی بخواهیم و موشکافی کنیم .کسی حکم را داده و از قدیم به این صورت بوده. از بالا که ابلاغ می شد سلسله مراتب یعنی مدیر کل و سپس مسئول اداره به ما ابلاغ می کرد و ما موظف به این کار بودیم حتی در چارت تشکیلاتی هم این کار برای ما منظورشده"

اظهارات اولیه ی علی احمدی مشهور به ناظری(نام مستعار سازمانی و اداری)با نام و مشخصات ساختگی امید حمیدی
صفحه ی 851-853 پرونده قتلهای حکومتی
امید حمیدی فرزند علی متولد 1348 شماره شناسنامه 2755 کارمند(لیسانس) نیروی عملیاتی.
" بعد از اطلاع ازطریق رضا روشن(رضا گودرزی فر) همکار خودم برادر موسوی(سید مصطفی کاظمی) اطلاع داده اند که کاری هست که باید انجام شود .جلسه :موسوی(سید مصطفی کاظمی) صادق(مهرداد عالیخانی) رضا روشن خودم. مثل جلسات قبلی که برای سایر موارد حذف انجام می شد اطلاعات خاص آن کیس صحبت شد. در این صحبتها سوالاتی برای من موجود بود که ازآقای موسوی یکی این بود که حکم این موضوعات را چه کسی داده که عنوان داشتند... در جریان هستند و مقام رهبری(آیت الله سید علی حسینی خامنه ای رهبر منتخب مجلس خبرگان) حکم شرعی را داده اند ولی جایی عنوان نکنید چرا که در صورت ضربه خوردن کیس برای مقام ولایت و نظام ضربه سنگینی خواهد بود..... توسط موسوی و سپس صادق به اینجانب و روشن(رضا گودرزی فر) می رسید پس از اتمام کار صادق تلفنی موارد را به موسوی اطلاع می داد تمام تماسها توسط صادق انجام می شد.
سوال : با توجه به اینکه شما جمعی(ابواب جمعی ، کارمند) معاونت12(اعداد 12،13،14 احتمالاً مربوط به شماره اداره های کل در تشکیلات وزارت اطلاعات است) بوده اید چرا از طریق سلسله مراتب خودتان اقدام نکرده اید؟
(ج): با عنایت به اینکه طرح غدیر(عملیات قتل مجاهدین خلق.چپی ها وسایرین مخالفین) از سابق انجام می شد و حقیر در اجرای احکام به عنوان نفر معاونت اجرای تکلیف می نمودم کما فی السابق که معاونین یعنی (آقای کمالی) می دانستند که حقیر کارهای معاونتهای مختلف منجمله 13 و 14 را انجام می دهم حقیر همکاری خود را با معاونت امنیت داشتم و حاج آقا شفیعی از همکاری حقیر با معاونت امنیت اطلاع کافی داشتند ومی دانستند که حقیر کارهای طرح و حذف های آنها را انجام می دهم .... لازم به ذکر است معاونت اینجانب که حاج آقا شفیعی باشند از جریان همکاری من اطلاع داشتند ................اینگونه کارها تابحال به همین شرایط انجام می شد و گذشته و حال هم ادامه داشته.

اظهارات اولیه ی یکی از عاملین قتل ها با نام و مشخصات ساختگی مهدی ذوالفقار(جای دیگر با نام مهدی ذوالفقاری فرزند حسین)
در تاریخ 03/10/1377
صفحه 854 پرونده ی قتل های حکومتی
مهدی ذوالفقارفرزند محمد متولد 1347 شناسنامه شماره 1202 صادره ازاراک کارمند وزارت(اطلاعات)
" باید به عرض برسانم که اینجانب بنا به دستور مقامات بالا (مسئول بالاتر) که روال کار اطلاعات می طلبد که طبق دستور مافوق باید انجام شود بدون هیچگونه توضیح و سوال و جوابی (کار اطلاعاتی اینگونه ایجاب می کند) طبق دستور به منزل داریوش (فروهر) مراجعه نمودیم. راس ساعت حدود11 شب که پس از انجام کار محل را ترک نمودیم که در مورخه 30/8 این عمل انجام شد. در ضمن باید به عرض برسانم که (اطلاعی در مورد قتل های) پوینده و مختاری ندارم. لازم به ذکر می دانم که هر کاری که تا بحال انجام داده ام در هرزمینه برای رضای خداوند بوده و لاغیر وامیدم هم رضایت اوست. باید به عرض برسانم که قبل از انجام کار در حوالی منزل منتظر دستور بودیم که قرار شددو تن از برادران بروند برخورد کنند.پس از باز شدن درب به منزل برویم که همین گونه هم شد که پس از وارد شدن دو تن از برادران به اتفاق برادران دیگر به منزل داریوش رفته و کار را تمام کردیم و سپس تک تک محل را ترک کردیم.

اظهارات اولیه ی علی صفایی با نام و مشخصات ساختگی محمد حسینی
تاریخ 13/10/1377
صفحه ی 858 پرونده قتل های حکومتی
محمد حسین حسینی نام پدر جواد نام مادرمریم متولد1344شناسنامه شماره ی 110 صادره از تهران کارمند وزارت(اطلاعات)
"... در وزارت اطلاعات کار سلسله مراتب است .... اکثر کارهای حذف طبق دستور بالاتر که همیشه مسئول اداره و مدیر کل در جریان بودند وتا بالا در این ارتباط بودند چون بعد در سخنرانی هایی که می کردند معلوم بود در جریان هستند مطابق روال عادی کارمان را انجام می دادیم. چون یک نیروی عملیاتی هستم.....چند روز قبل از حذف فروهر و همسرش مسول اداره با بنده صحبت کرد و گفت با مدیر کل هماهنگ و بالاتر از آنها در جریان هستند که بنده و دو سه نفر از برادران جهت شناسایی منزل رفته و شناسایی کردیم که در مورخه 30/8 مسئول اداره و برادران دیگر طبق روال کاری به سمت محل سوژه رفته که مسئول پرونده طبق روال عادی امد و قرار شد که حذف همان شب انجام شود که به اتفاق برادران ساعت 22 وارد منزل شدیم. طبق دستور سوژه های مورد نظر حذف شدند و بنده در جریان بقیه سوژه ها(پوینده و مختاری) ....نبودم. این کار ها را برای رضای خدا و همیشه با نام خانم، حضرت زهرا آغاز می کنیم.

علی صفایی در تاریخ 15/4/79 در صفحه ی 1284 پرونده قتل های حکومتی می گوید:
"...بنده و برادر مسلم(ابوالفضل کاند) و برادر فلاح(مرتضی عباسی) با خانم پروانه به طبقه بالا رفتیم که بعد از بازرسی عادی برادر فلاح دستور دادند که کار را شروع کنیم که بنده گردن و دهان ایشان را گرفتم و برادر مسلم هم دست ایشان را گرفت و برادر هاشم(مصطفی قربان زاده) آمد و ایشان را با دستمال آغشته بمواد بیهوشی و برادر علی محسن(مصطفی نوروزی معروف به محسنی) چند ضربه چاقو به ایشان زدند......"

 

اظهارات حجت الاسلام منتجب نیا
منتجب نیا

منتجب نیا

در جلسه بازجویی به تاریخ 13/11/1377 به عنوان مطلع
...کروبی عنوان کرده که برخی قضات گفته اند اطلاعاتی دارند که من نمی دانم چه کسانی هستند از آقای کروبی بپرسید.ابتدا می گفتند حتی مسایل قبلی نیز باید رسیدگی شوند ولی اخیراً عنوان می شود که چنین نخواهد شد و این جای نگرانی بسیار است.
س: چه دلیلی دارید که همه کار وزارت اطلاعات بوده؟
ج: در جلسات خصوصی مسئولین گزارش کرده اند که برخی از درون وزارت(اطلاعات)به دام افتاده و در جریانات(قتل های) گذشته شرکت داشتند.
...به نقل از کروبی می گوید:بعضی از قضات وزارت اطلاعات به ایشان(کروبی)مراجعه کرده اند و گفته اند به ما کمک کنید که رییس جمهور قانع شود که قضیه قتل های اخیر را به عهده برخی منافقین بگذاریم و آن را افشا نکنیم..

کروبی/ خاتمی

کروبی/ خاتمی

اشاره به موارد مشابه از دوران حیات روح الله خمینی با آگاهی وی
و رسیدگی در سازمان قضایی نیروهای مسلح

یونسی

یونسی

نامه ی علی یونسی به محمّد یزدی:
"ریاست محترم قوه ی قضائیه آیت الله محمّد یزدی
تاریخ:30/9/77
شماره:16148/9/7
احتراماً نظر به لزوم اهمیت و تعقیب متمرکز عوامل قتل های اخیر و سبق رسیدگی دادسرای نظامی تهران و با توجه به صلاحیت این مجمع بنا به حکم حضرت امام راحل در پرونده های مشابه و همچنین نظر خاص حضرتعالی در خصوص تسریع در پرونده های جنایی بویژه حوادث مورد نظر تقاضا دارد دستور فرمائید همه ی پرونده های مطروحه زیربط در محاکم عمومی و انقلاب تسلیم دادسرای نظامی تهران شود.
علی یونسی - رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح"

اشاره ی رییس کمیسیون ماده 90 مجلس شورای اسلامی،انصاری راد به دست داشتن افرادی

انصاری راد

انصاری راد

ما فوق وزرا و رییس جمهور(بالا تر از اختیارات کمیسیون اصل 90) در قتل های حکومتی
سازمان دیده بان حقوق بشر دسامبر 2005
کمیسیون اصل نود مجلس، طبق مادهای ازقانون اساسی ایران که به پارلمان قدرت میدهد که از همه بخشهای قوای سه گانه تحقیق وتفحص کند، در اگوست سال ٢٠٠٠ تحقیقات خود را در این زمینه اغاز کرد اما قادر نشد تا آن را کامل کند. مطابق گفته حسین انصاری راد، رییس این کمیته گفت: ما در رسيدگي به اين پرونده به اشخاصي رسيديم كه قدرت برخورد با آنها را نداشتيم، بنابراين پرونده مسكوت ماند. او افزود: حسب قراين و شواهدي كه تاكنون در روزنامهها منتشر شده و بعضي از علايم و شواهدي كه وجود دارد و نميتوان از آن گذشت، پرونده از يك پيچيدگي خاصي برخوردار است و بيش از متهماني كه رسما اتهام به آنان وارد شده و يا افرادي كه مستقيما مباشر اين حادثه بودهاند، حسب نقدهاي بسيار، احتمال دخالت و دست داشتن افراد ديگر از بيرون و به عناوين مختلف در اين پرونده وجود دارد

اظهارات مهرداد عالیخانی در زمینه ی انگیزه ی قتل لائیک ها
در پی نشست مورخ 22/8/77 بر اساس چارچوبی که آقای درّی(وزیر اطلاعات) مشخص کردند قرارشد جمعی از فعالین سیاسی لائیک بطور علنی ترور شوند و مسئول پیگیری آقای موسوی بودند. موسوی در هیچکدام از صحنه های عملیات حضور نداشتند و من به عنوان رابط معرفی شدم. نیروهای عمل کننده از دو معاونت وزارت به نام امنیت و اطلاعات مردمی بوده است. در معاونت امنیت از نیروی 4 اداره کل در امر قتل ها شرکت داشته اند.در معاونت اطلاعات مردمی اداره کل پشتیبانی عملیاتی در کار بوده اند
.
اشاره به قتل حکومتی پیروز دوانی

دوانی

دوانی

از اظهارات مصطفی کاظمی (موسوی) در بازجویی 09/04/1379
در زمینه ی ردّ کتمان درّی نجف آبادی در مورد آمریت قتل ها

"...آیا جا ندارد با توجه به کتمان موضوع،موضوع حذف پیروز دوانی(که) ایشان به رییس جمهور کتبی می نویسد از دوانی خبر ندارد و به سرمدی هم همین را می گوید ولی بالاخره در اواخر می پذیرند که حکم پیروز (دوانی) را داده و در جریان بوده اند آیا این را نمی رساند که در مورد پنج فقره قتل هم کتمان می کنند؟(داریوش،پروانه،مختاری،پوینده،شریف) آیا سزاوار است که وزیر(اطلاعات) مرا ترغیب کند بعد من و امثال (من را) به پای میز محاکمه بکشند؟...

قتل ها با دستور وزیراطلاعات به زیردستان انجام گرفته است

از اظهارات مصطفی کاظمی (موسوی) در بازجویی 05/01/1379

"... ما عملیات ها(قتل ها) را انجام داده ایم با این که معین مدیر کل حفاظت و حاج کاظم معاونت حفاظت و بعد هم نیازی می گفتند ما می دانیم آقای درّی(وزیر اطلاعات) در جریان(قتل ها) بوده و گفته عملیات ها(قتل ها) را انجام دهید ولی ما را به زندان انداخته اند تا امروز نیز در زندان به خاطر کتمان آقای درّی(وزیر اطلاعات) هستیم...اگر درّی(وزیر اطلاعات) کتمان نمایند و این اگر در دنیا ثابت نشود در قیامت(ثابت) خواهد شد...."

گوشه ای از اظهارات خسرو براتی در مورد قتل ها

هتل  هما

هتل هما

صفحه ی 968 پرونده ی قتل های حکومتی(تاریخ مشخصی ذکر نشده است)
س: شما متهم هستید به مشارکت در قتل داریوش فروهر و همسرش و دو نویسنده به نام های محمّد مختاری و محمّد جعفر پوینده در این مورد توضیح دهید:
ج: توسط برادر خانم صادق(مهرداد عالیخانی) ،اداره ی امنیت بنده سه الی چهار هفته قبل از این کار ها به من مراجعه کرد و گفت می خواهیم چند نفر را عملیات کنیم (به قتل برسانیم) از همان جماعت شاعر و نویسنده که یکی از آنها را اول داریوش فروهر نام برد. صحبت بیشتر سر او بود که از ماشین و امکان و شخص خودت استفاده کنیم و قبل از آن هم من در ماموریت ها می رفتم مثل هتل (وزارت اطلاعات تخلیه اطلاعاتی و گرفتن گزارش از برخی افراد اپوزوسیون و نیز جاسوسان خود را در هتل هایی مانند هما ، لاله ، آزادی و... انجام می داده و می دهد) و غیره که او به من که قبلاً به عنوان منبع(جاسوس) با وزارت (اطلاعات) کار می کردم و طبق گفته اش نیز به فرم منبع هم (احتیاج) نداشتم که می گفت نمی خواهد ، سابقه می ماند و تعدادی هم آدرس به من داد اول کار که چک کنم و تعدادی را هم من چک کردم.آدرس ها را هم توسط آموزگار به من می رسید تا این که سه مورد شروع شد...

 

 

.

 
< بعد   قبل >
© 2007 - 1398, VOK Radio