Iranian Culture & Art Club of Fresno
به صدای کوردستان از آمریکا خوش آمدید-

VOK Radio Newsletter

Name: 
Email:  
Subscribe Unsubscribe

Calendar of Events

« < September 2019 > »
M T W T F S S
26 27 28 29 30 31 1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 1 2 3 4 5 6
No events
Home arrow فرهنگ وهنر arrow در سالياد سفر ابدى ستاره درخشان شعر و ادب كردى شيركو بيكه س
در سالياد سفر ابدى ستاره درخشان شعر و ادب كردى شيركو بيكه س چاپ ارسال به دوست
vokradio.Los Angeles, California, USA   
 در سالياد سفر ابدى ستاره درخشان شعر و ادب كردى شيركو بيكه س
 
ghomri.jpg
 
 
قمرى رستم پور- امريكا
 
پنجم اوت٢٠١٥ 
 
 
از آنجايیکه ستاره درخشان شعر و ادبیات کُردی (ماموستا شیرکو بیکه س) به دوست داشتن زياد عشق می ورزید و مبنای بیشتر شعرهای این بزرگوار بر همین اساس بناشده اند. دوست دارم سالروز وفات و یاد این استاد عالیرتبه را با یکی از خاطرات شخصی که با این انسان فرهیخته داشتم گرامی بدارم:
 
 
در سال ۱۳۷۳خورشيدى ، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران برای ضبط مصاحبه اى از این زنده یاد دعوت بعمل آورده بود و من که دانشجوی رشته کارشناسی زبان انگلیسی بودم و در تهران مشغول به تحصیل بودم با عده ای از دانشجویان کُرد زبان دیگر, از رشته های متفاوت علمى و ادبى، ایشان را براى اجراى اين برنامه همراهی مى کردیم. همینکه به در ورودی صدا و سیما رسیدیم حراست اداره خواستار بازدید بدنی ایشان شدند و او بلافاصله از اين كار ممانعت کرد و گفت این حقارت و بی حرمتی را تحمل نمی کنم و ضمن اینکه از انجام مصاحبه منصرف شد ، حتی حاضر هم نشد به هتل محل اقامتى که در یکی از بهترین هتلهای شهرک غرب تهران براى او اجاره شده بود برگردد ، وي همراه ما به خانه کوچک ما آمد و با امکانت محدود دانشجويی ما بسنده نمود .
 
اين خانه با حیاط بسیار بزرگ، با دوتا درخت بسیار بزرگ و تنومند گردو و شاه توت سیاه با یک حوضچه سیمانى و شیر آب قدیمی درست در وسط حیاط خانه امان در بهترین منطقه شمال تهران از نظر آب و هوايی و تفریحی ، که « درکه» نام داشت قرار داشت.
فردای آن روز من مانده بودم که شيركو مي خواهد چه کارکند، او گفت می خواهم به یاد دوران پیشمرگ بودنم همینجا صورتم را اصلاح کنم بر لب حوض نشست، آب شیر را باز نمود و با تیغ و خودتراش و فلچه ریش تراشی مشغول پیرایش شد و بعد از من خواست که حصیر را روی سکوی خانه زیر درخت گردو پهن کنم و به جاى استفاده از چراغ خوراكپزى گازى همانجا  در زير درخت گردو چند تا تخم مرغ را در ماهی تابه سیاه و رنگ و رو رفته اى نیمرو کنیم. خلاصه با چند تا نان سنگک گرم و تازه که از نانوايی محل آوردیم و با پنیر و عسلی که هر چند وقت یکبار از شهرستان به عنوان آذوقه دانشجوی برایمان می فرستادند صبحانه را صرف نمودیم و در مدت آن چند روزی که باهم بودیم او حس قشنگ دوست داشتن را در قالب شعری( لیره نابم) را که برای من سرود آن را با دست و خط و امضاء خود به من هدیه نمود.
 
از آنموقع به بعد به هر کجا سفر می کرد مرا با فرستادن یک کارت پستال یا تلفن ياد می کرد. از او یادگرفتم در اوج دانش زیاد و پر باری متواضع و سنگین باشم،در نهایت از او یاد گرفتم، اگر می خواهی برای مردمت باشی، اگر می خواهی برای آنها بنویسی باید در بین مردم باشی به آنها نزدیک باشی و همانند آنها زندگی کنی. روحش شاد، یادش زنده، و را هش پر رهرو باد.
این شما و اینهم اثر هنری این بزرگوار برای بنده:
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  بو خويندنه وى ئه م بيره وه ريه به زمانى كوردى ده توانن لينكى ژيره وه بچركينن.
 
**************************************  

 

 

 

Listen live to voice of Kurdish-American Radio for Democracy, Peace and 
Freedom
free stats

 

 
< بعد   قبل >
© 2007 - 1398, VOK Radio