بۆ یادى ٣٩ ساله ی شه هید بونى كاك یحیا خاتونى( ١٣٥٨ -١٣٢٤ هه تاوى)
د. ئازاد مۆرادیان، VOKRadio, Los Angeles, California, USA   

azad_moradian_032307.jpgبۆ یادى ٣٩ ساله ی شه هید بونى كاك یحیا خاتونى

( ١٣٥٨ -١٣٢٤ هه تاوى)

نا! من كۆچى هیچ خۆشه ۆیستێ كم باۆه ڕ ناكه م

نه! نه! من مرگ هيچ عزيزى راباور نمى كنم.

د. ئازاد مۆرادیان

١٩ى مانگى ئاگۆست ٢٠١٨

yahya_khatouni_02.jpg
ته مه ن ژۆماره ی له هه ستان دایه و ئه من ٣٩ ساڵ به سه ر شه هید بوونى خالۆی خۆشه ویستم دا تێ په ڕ ده كه م. وه ك هه ر تاكێكى كۆرد زۆر كاره ساتم به ته مه نى خۆم دیۆه. یا بۆخۆم ڕاسته ۆ خۆ له ژێر كاریگه رى ئه و كاره ساته دا بوم، یان ناڕاسته ۆ خۆ كاریگه ری كاره ساته كانم به هه مو هه ست و جه سته ی خۆ مه وه دیوه ته وه. زۆر خزم و هاۆرى و دۆستى ئازیزم له به ر چاوى خۆم دا گیانیان به خت كردووه، له سه ر گۆلكۆی ده یان ئازیزی خۆ شه ویستي خۆم شینم ڕه شتووه.
به تێ په ڕینى هه ركاژێرێكى ته مه نی ڕه شى كۆمارى سێداره؛ له شینى ئازیزه كانم دا، له زیندان و له ژێر ئه شكه نجه دا ، له ژیانى هه ڵات هه ڵات و ئاواره بون و په نابه ریدا كه زۆربه یان به شێك هه ره گرێنگى ژینی منن، یه ك بیره وه ریم له یاد و مێشكى خۆم دا به دریژایی هه مو ئه م ساڵانه پاراستووه، وه ك هێمایه ك بۆ ئیدامه ی خه بات، بۆ خۆڕاگه ری و به رده وام بون له ڕیگاى خه بات بۆ ئازادى، یه كسانى، و سه ربه خویی و سه ربه رزى گه له كه م ، یاد و بیره وه ریه كانى خاڵوى شه هیدم، كاك یحیا خاتونى.
خاڵۆ گیان یادت به خێر
 ++++++
له ماوه ی چه ن ساڵی ڕابۆردودا، چه ن هاۆڕه ی خۆ شه ویستم له سه ر تۆڕه كۆ مه لایه تیه كان، به نوستراوه و وینه هه ستاوه ن بۆ ڕیز گرتن له بیر ویادى كاك یحیا خاتونى. ڕیزى تایبه تیم هه یه بو كاك محه ممه د خاكى و كاك یحیا ده وه ندارى كه هه مو ساڵیك یادیكیان له كاك یحیا خاتونى كردووه ته وه و هه روه ها ئاگادارم كه كاك محه ممه د خاكى له هه وڵى پڕۆگرامیكى تایبه ت به شه هیدانى شاره كه م سه قز دان و بۆ ئه م مه به سته داواى هاۆكاریان له هاوڕه یانى ئه و سه رده مه ى ئه ۆ شه هیدانه، بۆ نوسینى بیره وه ریه كانیان كردووه.
چه ند نوستراوه سه باره ت به كاك یحیا خاتونى له سه ر تۆره كومه لایه تیه كان
معلم جان باخته ما يحيا خاتوني :

yahya_khatouni_01.jpgMohammad Khaki

محمد خاكى

October 11, 2013

يحيا خاتوني ، دبير درس فلسفه ما بود در دبيرستان شاهپور شهر سقز در كردستان ، كه بدست مرتجعين محلي و ارباب هاي مسلح شده توسط رژيم اسلامي ، و بدفاع از زحمتكشان روستايي و دهقانان فقير جان باخت .
مدت كمي پيش از جان باختن دبير فلسفه ما ، دبير درس طبيعي ما ، مهندس محمد حسين كريمي ، توسط مزدوزان شاه و در جريان قيام جان باخته بود .
يحيا خاتوني و محمد حسين كريمي ، تنها معلم و دبير ما نبودند ، انسانهاي شريف و بزرگواري بودند ، كه سعادت و عدالت را براي بشريت مي خواستند .
در زندگي من و شايد بسياري از شما ، معلم هاي شريف و آزاده بسياري وجود داشته اند ، كه زندگي و مرگ انها ، به ارزوها ، خاطرات و خواست هاي ما در جهان شكل داده است .
ياد معلمان جان باخته و شريف و آزاده اي چون ، يحيا خاتوني ، محمد حسين كريمي ، محمد فرجزاد ، انور ماجدي ، علي خاكي ، و ... هميشه براي من عزيز هستند ، ياد و خاطره عزيزشان جاودان .

نان و ماه ، نام مجموعه شعري به زبان فارسي است ، كه در سال١٩٩٠-٩١ توسط نشر ندا در آلمان چاپ كردم . اين كتاب را من به معلمان جان باخته ام يحيا خاتوني و محمد حسين كريمي تقديم كرده ام . من چون قادر نبودم شعر و شاعري را بگونه اي جدي تعقيب نمايم ، كتابهاي " اوازهاي كوهي - ترجمه اشعاري از شاعران كردستان به زبان فارسي و " خواب سبز بهاران " را كه در لندن چاپ شده بودند ، پخش نكردم ، ولي اگر مجالي ياشد ، مجموعه كوچكي از شعرهايم را به زبان كردي چاپ و پخش خواهم كرد ، تا روزگار ما بر كدام پاشنه بچرخد !



Mohammad Khaki
 كاك يه حيا و كاك حه مه حوسين خوشه ويستي هه مومان بوون . بو من ، كاك يه حيا تايبه تيه . ژير بوون و كراوه بووني ، قسه خوشه كاني ، زانايي و قوول بووني . له بيرمه كاتي له گه ل من و زور كه سي تر كه قسه ي ده كرد ، ده ستي ده خسته سه ر شانمان ، من هيشتا و دواي سالانيكي دوور و ده ريژ ، گه رماي ده ستي به سه ر شانمه وه حيس ده كه م !
==================

فريده رضايي


Farideh Rezai

 yahya_khatouni_04.jpgJanuary 6, 2017

مدتی پیش از سقز عکسی را دریافت کردم از مزار رفیق جانباخته، رهبری آگاه و محبوب مردم شهر و حومه سقز، یار و یاور زحمتکشان،معلمی دلسوز که فوق لیسانس در رشته فلسفه بود و ترویج افکارخود را به شیوه ایی عملی در میان دانش آموزان و هنرجویان به پیش میبرد، در جریان قیام ٥٧ یکی از رهبران اصلی مبارزه مردم شهر سقز و روستاها این شهر در امر سازماندهی و همچنین نقش اصلی در تشکیل جمعیت دفاع آزادی و حقوقی خلق کرد، نماینده منتخب جمعیت سقز در شورا هماهنگی جمعیتهای کردستان، و در شکل گرفتن اتحادیه دهقانان نقش بسزای این رهبر توانا همیشه برای ما و همه مردم سقز و جنبش انقلابی و مقاومت مردم کردستان زنده و بیاد ماندنیست.


کاک یحیی خاتونی بهترین استادی که در مدت خیلی کوتاه که در هنرستان صنعتی سقز هنرجو بودم همیشه خود را مدیون این رهبر مردمی میدانم که ازش آموختم درس ایستادگی،درس از خود گذشتگی و مقاومت در برابر سختیها .و( فراموش نمیکنم که جنایتکاران ساواک رفیق یحیی را در هنگامی که در حال تدریس بود به دفتر هنرستان فرا خواندند و به ساواک بردند برای مدتی از این استاد دلسوز بی خبر بو دیم همزمان معلمی دیگر را برای جانشینی کاک یحیی فرستادند این معلم عزیز هم اولین جمله اش را به این گونه شروع کرد من موقتم و هیجگاه خود را در شان جانشینی آقای خاتونی نمی بینم ایشان تک هستند).


این مبارز قدیمی شهرمان را هر گز فراموش نمی کنم و کاک یحیی خوشه ویست با صدای نرم و پر از صداقتش همیشه برای نسل ما الگوی مقاومت بوده و هست با دیدن عکس مزارت بار دیگر و هزاران بار دیگر یادت را گرامی میدارم و خوشحالی بار دیگر به سراغم می آید که در مکتب استادی گرانقدر چون کاک یحیی خاتونی شاگرد بودم. یاد عزیزت را که در تاریخ ثبت شده به عنوان رهبری مبارز و توانا همیشه گرانقدر و با ارزش میدانم.و هیچگاه روز جانباختنت را در مرداد ماه ٥٨ فراموش نمیکنم.
بدان همیشه یادت و درسهای مبارزاتیت برای ما زنده و قابل ارج میباشد.


==============

حزب کمونيست ايران (م.ل.م):


اسماعيل (پيروت محمدي) و محمد (رسول محمدي)  نيز در عرصه جنبش انقلابي خلق كرد بعنوان دو پيشمرگ كمونيست، كار بسيج و سازماندهي دهقانان و سمت دهي و هدايت جنبش دهقاني را براي مصادره زمينهاي خان ها و فئودالهاي منطقه آغاز كردند. كاك اسماعيل و كاك محمد در كنار رفقاي شهيدي چون كاك صلاح شمس برهان، كاك فوآد مصطفي سلطاني و... طرح ايجاد اتحاديه هاي دهقاني را به پيش بردند و هنگاميكه مرتجعين محلي با كمك ارتش و سپاه پاسداران و مزدوران قياده موقت، سركوب نظامي جنبش را آغاز كردند، كمونيستهاي انقلابي با سلاح خويش و با مسلح كردن پيشروترين عناصر جنبش دهقاني به نبرد با خيل مرتجعان برخاستند و گوشمالي سختي به خميني و مزدورانش دادند.

جنگهاي 1358 كاك اسماعيل را آبديده كرد، و وقتيكه كاك يحيي خاتوني در كنارش بخاك افتاد، او پنجه در خون جوشان يحيي زد و سوگند ياد كرد كه راهش را تا به آخر ادامه دهد. در جنگ كرفتو، اسماعيل زخم برداشت و اسير خان هاي محلي شد و آنها نيز وي را به زندان و محكمه خلخالي جلاد سپردند. اين دستگيري ها مصادف بود با شكست هاي پي در پي قواي خميني در كردستان و اجبار جمهوري اسلامي به آتش بس و مذاكره. همين مسئله باعث شد كه كاك اسماعيل از چنگال دژخيمان خميني رها گردد و با بازگشت بصفوف يارانش، مبارزه انقلابي خويش را مصممانه تر و آگاهانه تر از پيش، ازسر گيرد.


http://cpimlm.com/showfile.php?cId=1049&tb=janbaxtegan&Id=163&pgn=1
============

ياد و خاطره رفيق جانباخته كاك يحيي خاتوني راگرامي بداريم


يحيي دونداري

yahya_khatouni_08.jpg
 
رفيق مبارز كاك يحيي خاتوني يكي از رهبران برجسته سياسي و خستگي ناپذير منطقة سقز بود كه تمام زندگي و توان خود را وقف مبارزه در راه آزادي انسان و عدالت اجتماعي نموده‌ بود. ايشان چند روز قبل از يورش گسترده‌ رژيم هار و افسار گسيخته اسلامي ايران در 28 مرداد 1358به كردستان، در يك درگيري بين مردم زحمتكش روستاي كرفتو، جمعيت و اتحاديه دهقانان سقز از يكطرف، فئودالها و اربابان منطقه تيلكو از طرف ديگر جان خود را از دست داد. متاسفانه‌ مردم كردستان و جنبش انقلابي آن و بخصوص زحمتكشان ناحية سقز در اين روياروئي يكي از بهترين و فداكارترين يار و رزمنده خود را از دست دادند.
كاك يحيي يكي از مبارزين قديمي شهر سقز بود . وي از همان اوان جواني و هنگامي كه معلم روستاهاي منطقه تيلكو سقز بود به فعاليت سياسي در راستاي ايفاي حقوق زحمتکشان وعليه بيدادگري و ستم رژيم پادشاهي روي آورده بود. هميشه‌ خود را در ميان مردم و بخصوص زحمتكشان روستاها مي‌يافت، به‌ کار آگاهگرانه‌ مي‌پرداخت، از واقعياتهاي زندگي سخن ميگفت، بر‌ عليه‌ بي عدالتي و ستمي كه در حق اين مردمان هميشه‌ زحمتکش و دردمند روا داشته‌ مي‌شد افشاگري ميكرد و مردم را در راه‌  مبارزه و استيفاي حقوق خود ياري ميداد. او از نگاه‌ و زاويه واقعبينانه‌ چپ و سوسياليستي به جامعه‌ و معضلات پيشاروي آن مي‌نگريست و بر اساس همين‌ خط فكري به تبليغ و ترويج عقايد خود مي پرداخت.
کاک يحيي خاتوني در بين مردم منطقه از محبوبيت زيادي برخوردار بود. همه‌ او را يار و نزديك خود ميدانستند و به او اعتماد داشتند. همين پايه‌ اعتماد وافر بود که‌ او را در جايگاهي قرار داده‌ بود که‌ مردم زحمتکش پيوسته‌ با وي مشورت ميکردند، او را از خود ميدانستند و مشكلات وگرفتاريهاي خود را با او در ميان مي‌نهادند. او هم با حوصله و صميميت با گوش جان ميشنيد و آنچه‌ را در بضاعت خود سراغ داشت در طبق اخلاص ميگذاشت. به‌ ياري‌اشان مي‌شتافت و خود را با رنج و مشقت آنان سهيم و شريک مي‌پنداشت. ايشان بعداز آن هم كه به شهر انتقال يافت ودر مدارس شهر به تدريس اشتغال داشت. هيچگاه آنان را از ياد نبرد، با مردم اين منطقه قطع رابطه نكرد و هميشه‌ در ميانشان باقي ماند. اغلب ديده‌ مي‌شد که‌ جمعي از آنان پيرامونش حلقه‌ بسته‌اند، سرگرم بحث و گفتگو بود و در حل مشکلات اداري ، گرفتاريها و کش و قوسوهاي بي‌انتهاي بورکراتيک اداري  به‌ آنان کمک ميکرد.
کاک يحيي در ضمن معلمي به تحصيل خود نيز ادامه داد و موفق به اخذ ليسانس و فوق ليسانس در رشته فلسفه شد و در همين رشته دبير دبيرستانهاي سقز بود. رشته تحصيلي و پيشة معلمي وسيله‌اي شده بودند كه بتواند آگاهانه‌ همچنان به‌ فعاليت سياسي در ميان دانش آموزان دبيرستانها بپردازد و افكار خود را به شيوة علمي و از اين طريق ترويج كند. او ميتوانست اصول مقدماتي فلسفه را به ساده ترين بيان و شيرين‌ترين لحن كه از خصوصيات بارزش بود تدريس كند. او در اين سمت نيز نه فقط آموزگاري دلسوز بود بلکه‌ به يك راهنما و ياور دانش‌آموزان هم تبديل شده بود. از كلاس درس كه بيرون مي آمد دورش را احاطه مي كردند و دوست داشتند با او صحبت كنند و از او راهنمائي مي خواستند. به شهادت تمام كسانيكه اورا مي شناختند مي توان ادعا كرد كه او محبوبترين و بااتوريته ترين معلم سقز بود .
کارگزاران سازمان امنيت رژيم شاه همه‌‌گاه‌ در تلاش بودند او را از فعاليت سياسي باز بدارند و مشکلاتي بر سر راهش بگذارند، آنان در جهت اهداف خود راههاي مختلفي را در پيش گرفتند: از اخطار گرفته‌ تا تهديد به‌ انتقال و سلب کردن حق تدريس که‌ در برهه‌اي نيز عملي شد و براي مدتي او را به لرستان و شهر خرم آباد تبعيد كردند و حق تدريس از او سلب شد و وي را  ناچار به كار اداري در آموزش و پرورش کردند. پس از مدتي مجددا به‌ سقز بازگشت، باوجود اينکه‌ شديدأ تحت كنترل و فشار ساواك بود ولي هيچگاه نتوانستند او را از فعاليت سياسي باز دارند. او با تيز بيني خاصي که‌ داشت ميتوانست کنترلها را دور بزند و همچنان مصمم به‌ کار روشنگرانة خود ادامه‌ بدهد. در ضمن او نيز در محيط زندگي شغلي و اجتماعي خود از چنان شخصيت مستحکم، بانفوذ و از محبوبيت فراواني برخوردار بود که‌ دست يازيدن به‌ وي ــ دستگيري و يا زنداني کردنش براي کارگزاران ساوک آسان نباشد.   yahya_khatouni_03.jpg
كاك يحيي خاتوني در جريان قيام مردم ايران به يكي از سازماندهنده‌گان و رهبران اصلي مبارزات مردم شهر سقز و حومه تبديل شده بود. وي با جمع زيادي از روشنفكران و مبارزين شهر در ارتباط بود و در ميان اين جمع از نقش و جايگاه‌ برجسته‌اي برخوردار بود. طرح و ايده‌هايش براي پيشبرد كار و وظايف انقلابي معمولأ تأييد ميشد و به اجر در مي آمد. سخنرانيها و بحث و جدل مستدلش هر شنونده اي را قانع مي كرد . حضور دائمي و فعالش در ميان مردم و در تجمع هاي چند هزار نفري مايه دلگرمي و شور و شعف مردم بخصوص جوانان مي گرديد. بعد از پيروزي قيام به عضويت شوراي شهر در آمد و جزو معتمدين شهر محسوب مي شد. خانه‌اش به محل رفت وآمد فعالين سياسي آن زمان تبديل شده بود و بطور روزمره جلسات سياسي برگزار ميكرد. بعد از جانباختن كاك محمد حسين كريمي كه پيوند ديرينه‌اي با هم داشتند, تعهدش به امر مبارزه و فعاليت سياسي بيش از هر زمان ديگري بود.
در بهار 1358 نقش اصلي در تشكيل جمعيت دفاع از آزادي و حقوق ملي خلق كرد داشت و به نماينده جمعيت سقز در شوراي هماهنگي جمعيتهاي كردستان انتخاب گرديد و نقش بارزي را در شکل گرفتن اتحاديه دهقانان سقز ايفاء نمود و در موارد زيادي با آنها همكاري مي كرد.
در جمعيت كه تشكلي دمكراتيك بود با اعضا و فعالين آن رابطه صميمانه داشت و نقش يك رهبر واقعي و دلسوز ايفا ميكرد. تلاش داشت از چپ روي و راست روي جلوگيري كند و اين تشكل را در جهتي اصولي و واقعبينانه هدايت كند. كاك يحيي عضو هيچكدام از جريانات سياسي نبود، اما با كادرهاي رهبري كومه‌له كه اغلبشان در شوراي هماهنگي جمعيتها بودند در تماس و رابطه نزديك قرار داشت. خود را در جهتي تعريف ميكرد و عملكرد روزانه‌اش هم دال بر اين واقيت بود كه با كومه‌له تداعي ميشد. وی سرانجام در مرداد ماه‌ 1358 در سنگر دفاع از زحمتكشان و در راه آرمان و عقايد والايش، در همانجايي كه مبارزه را شروع نموده‌ بود, جانباخت.
                               

   يادش را با ادامه راهش پاس بداريم


24 مراد ماه‌ 1388
http://www.ashti.se/aug09/09-08-15b.htm

http://www.azadi-b.com/arshiw/?p=9620

==========

 توضيحی بر « ياد و خاطره جانباخته ، کاک يحيی خاتونی...» !؟

عزيز رضائی

٢٠٠٩،٠٨،٢٠

توضيحی بر « ياد و خاطره جانباخته ، کاک يحيی خاتونی...» !؟ yahya_khatouni_07.jpg
 من در اينجا بعنوان رفيق شخصی سياسی و همکار فرهنگی کاک يحيا خاتونی ....
 کاک يحيا خاتونی بعنوان معلّمی روشنفکر و انقلابی ، دارای انديشه سياسی سوسياليستی با نگرش نظری سياسی خط ٣ ، که در مقطع قيام به نوشته های اتحاديه کمونيستها «حقيقت» سمپاتی داشت.
 کاک يحيا فارغ التحصيل دانشگاه تبريز در رشته ادبيات سياسی بود. او بطورهمزمان که در شهر سقّز بحرفه معلّمی اشتغال داشت ، هفته ای دو روز برای ادامه تحصيل به دانشگاه تبريز ميرفت.

جمعيّت دفاع از زحمتکشان و حقوق ملّی خلق کرد ، در اسفند ماه سال ١٣۵٧ه تأسيس گرديد که کاک يحيا خاتونی يکی از بنيانگذاران آن بود.
 کاک يحيا خاتونی سالها پيش از آنکه در روستای قادرآباد تيلکو بکار معلمی دست بکار شود مبارزات سياسی اجتماعی خودرا شروع نمود و در مرداد ماه ١٣۵٨ در درگيری مستّلحانه جبهه نيروهای جمعيّت واتحّاديه دهقانان منطقه سقّز عليه جبهه فئودالهای تيلکو در روستای کرفتو بهمراه مبارزخستگی ناپذير سيّد رشيد حسينی جانباخت .


===========


يحيي دونداري 

22. 08 .09

بعداز انتشار گراميداشت ياد و خاطره رفيق جانباخته كاك يحيي خاتوني از طرف جمع زيادي از دوستان و رفقا چه تلفني و چه باپيام و هم چنين اظهار نظر در فيس بوك از اينكار استقبال شد و مايه خوشحالي كساني گرديد كه دوست و نزديك كاك يحيي بودند و اورا مي شناختند .
 كاك يحيي قبل از اينكه در روستاي قادرآباد معلم باشد درسالهاي 1343 و 1344 در روستاي جيرانمينگه در منطقه تيلكو معلم بود و من مدتي در آنجا شاگرد او بودم , از آن زمان كاك يحيي در ميان مردم دوست داشتني بود و اورا نزديك و دوست  خود مي دانستند ., در ياد نامه اشاره شده است در آنجايي كه مبارزه را شروع نمود ( منظور منطقه است ) در همانجا هم جانباخت . منظو روستاي بخصوصي نيست .

كاك يحيي رفيق نزديك و صميمي زياد داشت , منتها تا جايكه من اطلاع دارم  نزديكترين و صميميي ترين كس به او كه در حال حيات باشد و مقيم اروپا است كاك محمود كيوان مي باشد . البته كاك يحيي با جمع زيادي صميمي و دوست بود .

كاك يحيي از پيشكسوتان سياسي يك نسل بود كه از زمرهء شخصيتهاي انگشت شمارمحسوب مي شد و به اعتبار خود و شخصيت سياسيش معتبر و قابل اعتماد بود نه عضويت در شوراي شهر ,

 كاك يحيي از زمرهء كساني است كه آموزگار و راهنماي سياسي نسلي بود كه منبعد ادامه دهنده راه او و ديگر جانباختگان راه آزادي انسان از قيد ستم بودند

 ما جمعي چند نفره  بوديم كه در زمان رژيم سابق ,كاك يحيي با ما در تماس بود و الفباي مبارزه را از او آموختيم  ويكي از آموزشهايش به ما  اين بود كه  اصول مقدماتي فلسفه را مخفيانه به ما آموزش مي داد  , كاك رشيد امين زاده  رفيق گرامي و نزديك من كه حالا در استراليا زندگي مي كند . از جمله آن افراد بود بقيه در ايران هستند و از ذكر نامشان خودداري مي كنم .
yahya_khatouni_15.jpg
ازاين لحاظ  هم بوده , من خودرا موظف دانسته و مي دانم , بعنوان يكي از شاگردان سياسي ايشان از او تجليل كنم و از تجليل كردن جانباختگان ,  غيراز اداي احترام نسبت به او هيچ مقصود سياسي و اجتماعي شخصي ديگري براي كسي حاصل نخواهد شد و يا حداقل من تجربه اش را ندارم چون مسئله ام نبوده و نخواهد بود.

در اخر يادآور شده اند كه كاك يحيي به اتحاديه كمونيستها سمپاتي داشته است
من فقط كسان نزديك به كاك يحيي , همچون كاك احمد اسكندري . كاك محمود كيوان , و كاك ايرج فرزاد را ( كه آنموقع از طرف كومه له , مسئول حوزه اي سازماندهي شده كومه له در سقز بود .وبه آنجا رفت و آمد مي كرد و با كاك يحيي هم رابطه داشت  ) , به شاهدي مي گيرم كه اين توصيف شامل حال كاك يحيي نمي شود و دور از حقيقت و امانتداري است .

 يحيي دونداري

  22. 08 .09

Yahya Davandari


کاکه یه‌حیا سه‌رکرده‌ێکی لێهاتوو و خه‌باتکارێکی پڕ ئه‌زموون بوو که کردار و هه‌لس وکه‌وتی له زۆر بواری ژیاندا، بۆ به جێگای سه‌رنج و ده‌رس وه‌رگرتنی جیلێک له لاوانی شاری سه‌قز. یادت به‌رز و به‌رێز بێت مامۆستای خۆشه‌ویست و هه‌رگیز له بیر نه‌کراو کاکه یه‌حیا گیان.

=========

 ايرج فرزاد

زندگی، و زندگانی من – بخش ۸


در هر حال برگردم به شروع کار در شهر سقز در پائیز سال ۵۲ به عنوان دبیر دبیرستانها.

علاوه بر آشنائیهای پیشین با شهر سقز، به دلیل روابط خانوادگی،  شروع فعالیت با "سازمان"، من را با فعالین سیاسی آن دوره در شهر سقز و مبارزین متولد در آن شهر نیز آشنا کرده بود، از جمله آنها محمد حسین کریمی که قبلا شرح روابطم را با او و روابط خانودگی اش توصیف کرده ام و یحیی خاتونی، دکتر شاکری، و بسیاری دیگر


 یحیی خاتونی

به قلم ايرج فرزاد
yahya_khatouni_22.jpg
یکی از عناصر مهم روشنفکر شهر سقز، یحیی خاتونی بود که از جمله در همان مدرسه به عنوان دبیر فلسفه و تاریخ، مشغول کار بود. از آن نوع دبیرهائی که معمولا در آن دوره ها، به نوعی شاخص نوع دیگری از تفکر و رفتار بودند و تقریبا در اکثر شهرهای ایران نظیر خود را داشت. یحیی را من چند سال قبل تر و در محدوده روابط "سازمان"، از طریق محمد حسین کریمی، دور و نزدیک میشناختم. او محوری بود برای رواج "آگاهی" بویژه در میان دانش آموزانی که از حس کنجکاوی و روحیه انقلابیگری برخوردار بودند. با آنها رابطه داشت، بحث میکرد و به آنها کتاب میداد. فکر میکنم او از جمله کسانی بود که در واقع مشوق و منبع الهام برای فعالیت سیاسی و روشنفکرانه بود و اکثر کسانی که از صفوف همان دانش آموزان بعدا به کومه له و پیکار و کلا طیف چپ و کمونیست پیوستند، به نحوی تحت تاثیر یحیی خاتونی بودند. یحیی، متاسفانه، در جریان جنگ "کرفتو"، در سنگر تقابل مسلحانه، توسط ملاکین مرتجع کشته شد. در حالی که خود دهقانان، که این مبارزه به نام آنان و به "نیابت" آنان علیه مالکان، انجام شد و غیر از یحیی و کسی به اسم "سیدرشید" از تشکیلات "کومه له یکسانی"( که انشعابی بود از حزب دمکرات کردستان ایران و در مخالفت با رهبری آن ایجاد شده بود) و نیز یکی از پیشمرگان اتحادیه میهنی نیز در این جنگ کرفتو کشته شدند، هیچ تحرکی از خود نشان ندادند و هیچ مایه ای هم نگذاشتند. واقعا کسی مثل یحیی با آن ظرفیت بالا و آن جایگاهی که داشت، بسیار حیف بود که قربانی توهمات پوپولیستی و اوهام "جنگ دهقانی" شد. من همان روز درگیری در مسیر حرکت از سنندج به سقز، به روستای کرفتو رفتم که فواد و همراهان اتحادیه دهقانان مریوان هم خود را رسانده بودند. درست همین روزها بود که خمینی فرمان معروف ۲۸ مرداد سال ۵۸ را صادر کرده بود و پس از جان باختن یحیی، ما عملا وارد سازماندهی "جنبش مقاومت" شده بودبم. هر اندازه به نوع کمونیسم عقب مانده ای که بر ما و چپ ایران و کردستان حاکم بود، بیشتر فکر میکنم، بیشتر و بیشتر به تلفاتی که آن نوع کمونیسم ملی و خرده بورژوائی و پوپولیستی و آلوده به توهمات ناسیونالیستی از ماتریال واقعی و موجود کمونیسم ایران گرفت، میرسم.

=========

حسن رحمان پناه

Hassan Rahmanpanah

کاک یەحیا سێ سال له دبیرستانی سەقز موعلمی دەرسی فەلسەفەمان بوو ، کلاسەکانی کاک یەحیا لەگەڵ هەموو مامۆستاکانی دیکه فەرقی بوو ، زمانی خۆش ،ساده،زانستی و پاراو له وتنەوەی دەرسەکان ، دامەزراندنی پیوەندی دوولاینەی قوول و سەمیمی لەگەڵ خۆیندکار، هەول دان بۆ تێگەیاندن و پێگەیاندنی قوتابی له تایبەتێەکانی کاک یەحیا بوو.
کاک یەحیا خاتونی پێش مامۆستا بوون ، بۆ خوێندکاران هاوری بوو . زۆر به داخەوه کاک یەحیا زوو لە ناومان رۆیشت و ئەو کاتەی که لە هەموو کات زیاتر پێویستمان پێی بوو لە شەرێکی نابەرابەر له کەرەفتوو لە گەڵ خان و بگەکان و دیفاع لە هەژاراندا ،کاک ئەحیا کەوته بەر گوله و گیانی ئازیزی بختکرد . یادی بۆ هەمیشه له بیرەوریەکاندا زیندوو دەمێنێتەوه .
=======

على مشايخى
Ali Mashayekhi
زنده یاد کاک یحیا خاتونی فقط یک معلم نبود بلکه انسا ن ازاده ای که در ان دوران علاوه بر درس فلسفه روح ما را با اوای شیرین خودش پرورش میداد همیشه مرهمی بود بر زخم های سر گشوده ما یادش و خاطرات زیباش همیشه گرامی باد
=======


Star Awehang

ستار آويهنگ

هاوڕێ یه‌حیای خاتوونى ژیانى شۆڕشگێڕانه‌ى خۆى له‌گه‌ڵ خه‌باتى دانشجوویى له‌ دانشگاى ته‌ورێز ده‌ست پێكرد. له‌ خۆپیشاندانه‌كانى خه‌ڵكى شارى سه‌قز له‌ ساڵه‌كانى 56و57 به‌ دژى رژیمى شا نه‌قشى به‌رچاى گێڕا.
به‌دواى راپه‌ڕینى57دا په‌یوه‌ندى به‌ ریزه‌كانى كۆمه‌ڵه‌وه‌ گرت و یه‌كێك له‌ دامه‌زرێنه‌رانى "جه‌معییه‌تى دیفاع له‌ حقووقى خه‌ڵكى كورد" بوو. هاوڕێ یه‌حیا بۆ پێك هاتنى "ئیتحادیه‌ى دهقانان" و چه‌كداركردنیان به‌ دژى ئاغا و ده‌ربه‌گه‌كان نه‌قشى شۆڕشگێڕانه‌ى له‌خۆى نیشان دا. رێكه‌وتى 26/5/ 58 له‌ شه‌ڕى نێوان زه‌حمه‌تكێشان و ئاغاكان
له‌ ناوچه‌ى ئێرانشاى سه‌ر به‌ ناوچه‌ى سه‌قز گیانى به‌خت كرد
============

Najmalddin Sharifi

October 12, 2013

نه جمه دین شه ریفى


یادی به ریزان ماموستایانی دڵسوز و شورشگیر که ده وری کاریگه ریان له هاندان بو دژایه تی چه وسانه وه و هاتنه ریزی خه باتی خویندکارانیان هه بوه بو همیشه به رز و به ریزه.
کاک یحیا له کلاسی ششم دبستان بو یه که م جار به کتیبه کانی صمدی بهرنگی آشنا کردین و له کلاسی ١٠ دبیرستان ریگای خه باتی بو دیاری کردین و به مه رگی خوی کوسپیکی گه و ره ی بو به جی هیشتین. یادی هه میان به رز و به ریز بیت.


  ===============
Rahman Najat

زێندۆیاد ره حمان نه جات

 یادی ئازیزی به رزو به ربر بیت. له بیرمه کوبنوکانی سالونی خه بات .کاتیک چو به بو نغده بو لی کولینوه له شه ری ترک و کورد .هاوسمان بو تا پیش گرتنی و تبعیدی هه مو روژیک ئه مان دیت. یادت ده کین کاک یحی خوشویست له به ر بیانی شادی ئازادی.
=============
Dylan Saidi

 دیلان سییدى

یادی بەرز و پیرۆز بێ ، خەسارێک بوو ، بۆ حەرەکەتی کوردی لەوسەردەمەدا و ئێستاشی دەگەڵ بێ.

=======yahya_khatouni_jeiramineh.jpg
Ahmad Eskandari

ئه حمه د ئه سكه نده رى


شەهید بوونی کاک یەحیا خاتوونی خەسارەتێکی گەورە بوو نەک هەر لە بنەماڵەکەی و دۆستان و ئەوانەی خۆشیاندەویست، بەڵکوو لە بزووتنەوەی شۆڕشگێرانەی کوردستان بەگشتی. یەحیا رووناکبیر و تێکۆشەرێک بوو کە بە تواناییەکانیەوە دەیتوانی بەش بەحاڵی خۆی کاریگەری بەرچاوی هەبێت لەسەر رەوتی رووداوەکان. هەزاران جار یادی ئازیزی بەخێر!
============


Ahmad Mortezai 

  ئه حمه د مۆرته زایی

yady azizi barz u barez bet , kak yahya samboli mobariza ,xoragry ,xoshawisty boo .kak yahya yakek la hara xoshawistakani xabat bu demokrasi u sosyalizm boo yady azizi hich katek la dlman darnachet
==========

Mohammad Shahsavari

 محه ممه د شاسه ۆارى

نەمر کاک یەحیا ، سیاسەت وان ، ماموستا و شارەزا لە بواری فەلسەفە ، شورشگێر ، کورد پەروەر ، دوستی هه‌ژاران و هه‌ڤالی نەمر کاک حەمە حوسەینی کەریمی بوو ، نەمر لە حەرەکەی جەماوەری دژ بە حکومەتی شا دەوری بەرچاوی لە شاری سەقز هه‌بوو ، پاش شەهید بوونی نەمر کاکحەمە حوسەینی کەریمی هه‌ول و دەوری لە درێژە دانی خەبات چر کردەوە و دەوری کاریگەری لە دامەزرانی جەمعیەت دا هه‌بوو ، تاکو لە شەری داسەپاوی ئاغاکان بە یارمەتی حکومەتی نگریسی ئیسلامی ، دەگەل نەمر مەلا سەید رەشی ئەندامی بە ئەمەکی کومەلەی ژێ کاف وە پێشمەرگەیەکی یەکیەتی نیشتمانی بۆ وتو وێژ و هێوەر کردنەوەی شەر لە ناوچەکە بەرەو ناوچەی کەرەفتو وەرێ کەوتن کە بەداخەوە ، لەو پەری ناجوێمێرانە و درندانە بەر رێژنەی گولەی خائینانی کورد و خۆێن مژانی هه‌ژاران ، شەهید کران ، یادیان بەرز و بەرێز بێت
========
Ali Ashrafi

عه لى ئه شرافى

یادی به‌ خێر! ساڵی 57 مامۆستای من بوو له‌ سه‌قز له‌ دانشسه‌را! به‌ ڕاستی نموونه‌ی ئه‌خلاق و پیاوه‌تی بوو! ڕۆحی شاد!

=========
Reza Barazandeh

ره زا به رازه نده

yadi aw 2 gyan baxtkedowai regai azadio sosyalism barzo barez bet. barsti ha la deli kerekarano zahmatkeshandan, amn xom ba baxtawar dazanm ka ba biro bawarr la regayek ka awan ba sarbarzi wa shahamato gyani azizyan teda baxt kerd dam yadi am 2 bareza wa hamo aw kasani ka la penaw Azadi, Yeksani va komalgayeki baxtavar da gyanyan baxt kerd, va ba hiwai ba di hateni manaja barza kanyan.

 

 

**************************************  

vokradio.jpg

 Voice of Kurdish-American Radio for Democracy, Peace, and Freedom

 Welcome to vokradio.com