تاثير شكنجه بر زندانيان (سياسى و عقيدتى) درايران و راههاى درمان شكنجه شدگان پس از آزادى از زندان
vokradio.Los Angeles, California, USA   

مصاحبه با دكتر مراديان؛

 تاثير شكنجه بر زندانيان (سياسى و عقيدتى) درايران و راههاى درمان شكنجه شدگان پس از آزادى از زندان 

sheida_jahanbin.jpgشيدا جهانبين

مجله “حقوق ما” شماره 14

 ١١ جولاى ٢٠١٥

ماده یکـم کنوانسـیون منع شکنجه سـازمان ملـل متحـد شکنجه را هــر عملـی میدانـد کــه بــه واسـطه آن و تعمدا درد و رنجـی شـدید، خــواه جسـمی یــا روحـی، بــر فــرد اعمــال شــود. دلیـل شـکنجه معمــولا کسـب اطلاعـات، اعترافگیـری، تنبیــه، ارعـاب یــا وا داشـتن فــرد بــه انجـام کاری اسـت. شـکنجه خــواه جســمی یــا روحی، تاثیــر فراوانـی بـر فــرد دارد و میتوانـد تـا سـالها تاثیــرات منفـی خــود را بــه همـراه داشـته باشد. بـه همیـن دلیـل بـه زندانیانی کـه دـر طـول دوران بازداشت خــود بــا شکنجه روبـه رو بوده انـد، توصیه میشـود  تــا بــا روانکاو و یــا روانشناس دــر مــورد تجربیـات خــود از شکنجه و تاثیراتی کــه ایــن شـکنجه ها بـر آنهـا داشـته است صحبـت کننـد و توصیه هایـی در مــورد کنـار آمدن یــا از بیـن بردن تاثیـرات شکنجه دریافـت کننـد تـا زندگی آنهــا پـس از دوران بازداشت بــه روال عادی بازگردد. سلول انفرادی بــه تنهایـی یکـی از سختترین شکنجه های روحی و جسـمی بـه حساب میآیـد. بسیاری از زندانیـان سیاسـی در ایــران تجربـه ی حبـس در سـلولهای انفرادی زندانهـای مختلـف را دارنـد. ایـن روش بـه دلیـل جلوگیـری از ارتبـاط زندانـی  بــا دنیـای بیــرون و ایزولـه کردن کامـل او وهمچنیـن ممانعـت از هرگونـه تحـرک بدنـی و اسـتفاده از نـور و ... توامـان شکنجه های جسـمی و روحـی بـر زندانـی وارد میکننـد. بــه دلیــل تاثیـرات مخربـی کــه شـکنجه بــر انسـانها میگـذارد و از آن رو کــه شـکنجه یکـی از مـوارد بـارز نقـض حقــوق بشـر بـه حساب میآیـد، سـازمان ملـل متحــد در قعطنامـه ای دـر سـال ۱۹۸۷ انجــام هــر گونــه اذیــت، آزار و رفتــار غیــر انسـانی و بشـری در کـره زمیـن را محکوم کرد و در قطعنامـه ای خواستار پیوسـتن کشـورهای جهـان بـه معاهده ی منـع شکنجه و مجازات ً شکنجه های دولتـی ( در و پیگیـری عوامل شکنجه )مخصوصــا سرتاسر دنیـا شـد. 153 کشــور معاهده ی منـع شکنجه را تصویـب کرده انـد امـا ایـران از امضاکنندگان معاهده نیست و بــه عکـس، در قوانیــن ایــران، تحـت عنـوان تعزیـرات، مجازاتهایـی چـون شــلاق و قطـع عضـو در نظـر گرفتـه شـده است. شـورای نگهبـان در ایـران بـا هـر لایحـه ای کـه بـا هدف ایجـاد محدودیـت در اعمـال شکنجه توســط مقامـات انتظامـی و قضایـی تدویـن شـده، مخالفـت کرده اسـت. ایـن در حالی اسـت کـه زندانیـان شکنجه شـده درایـران، اغلـب از کمکهـای مشـاوره ای برخوردار نیستند و مراجعـه بـه روانکاو و روانشناس هنـوز هـم بـرای آنهـا بـه عاملی مهم بـرای كم کردن از آالام و اثرات شکنجه در زندان تبدیل نشده است.

 از همین رو با آزاد مراديان، روان درمانگر و مشاور علوم رفتارى و همچنين عضو رسمى انجمن روانشناسان خانواده آمريكا در خصـوص تاثیـر شکنجه بر زندانیان در ایران و راههای درمان شکنجه شدگان پـس از آزادی از زندان گفتوگو کرده ایم.

 

azad_moradian_042015.jpg

به نظر شما شکنجه روحی و جسمی، می تواند تاثیرات خود را نه به صورت آنی، بلکه ماه ها و یا سال ها پس از اعمال شکنجه نشان دهد و این تاثیرات به صورت مختصر چیست (چه تاثیرات آنی و چه تاثیرات طولانی مدت)؟

در مقدمه اين بحث بايد عرض كنم كه موجود انسانى تركيبى است از دوسيستم مرتبط و در عين حال مستقل از يكديگر. هم علوم انسانى و هم علوم نظرى از فلسفه گرفته تا روانشناسى و علوم پزشكى براين باور اذعان دارند كه انسان تركيبى از ساختارهاى فيزيكى و بيولوژيكى و درعين حال روانشناختى و روحى است. اين دوسيستم تاثير و تاثر متقابل بر كاركرد يكديگر دارند. بى گمان ما انسانها در طول حيات خود كارى جز پاسخگويى به نيازهاى اين دوسيستم نداريم. هر كارى كه ما انجام مى دهيم به نحوى پاسخى به نيازهاى اين دوسيستم است. نيازهاى فيزيولوژكى و بيولوژيكى انسان مانند غذا، آب، هوا، سرپناه، بهداشت ورفع نيازهاى جنسى . 

هر گونه تداخلى در رسيدن موجود انسانى به اين نيازهاى اوليه مي تواند بر سلامت جسمى و فيزيولوژيكى فرد تاثيرات عميق و طولانى مدتى بگذارد و محروميت طولانى از دستيابى به اين نيازهاى اوليه مي تواند به مرگ موجود انسانى منجر گردد. از نظر روانشناختى هم به موازات دستيابى و عدم دستيابى موجود انسانى به نيازهاى اوليه،  نيازهاى روانشناختى و روانى فرد هم ارضا و يا به ناكامى روانى منجر مي شود كه خود در شكل گيرى شخصيت روانى و نگاهى كه فرد به زندگى و به ارتباط با دنياى پيرامون خود مي تواند داشته باشد موثر است. 

احساس امنيت و ناامنى، احساس تعلق و رابطه احساسى و عاطفى، اعتماد به خود و اعتماد به ديگران، حس صيانت نفس ، همگى در بسترى شكل مي گيرد كه رفع نيازهاى فيزيولوژيكى اوليه انسانى است. در نهايت تصويرى كه فرد از دنياى پيرامون خود پيدا مي كند و معنا و هدفى كه فرد در زندگى در پيش مي گيرد تا رسيدن به كمال و شكوفايى زندگى ، همگى در گرو گذار طبيعى از حوادث و اتفاقاتى است كه اين دوسيستم فيزيكى و روانى انسان را مورد تاثير و تاثر قرار مي دهند.

 برآورد متقابل اين دو سيستم بر همديگر و تنها راه رسيدن موجود انسانى به شكوفايى و كمال چيزى جز آزادى و نهايتا كرامت انسانى او نيست. هر وضعيتى كه مانع رسيدن انسان به نيازهاى اوليه جسمى و روانى او گردد در نهايت آزادى وكرامت فردى موجود انسانى را مورد تهديد قرار داده است و اين محروميتها مي تواند در كوتاه مدت و حتى در دراز مدت از رسيدن او به كمال انسانى كه نهايت زنگى است باز دارد. 

هدف از اين مقدمه اين بود كه اساسا شكنجه و آزار موجود انسانى چيزى جز محروم كردن فرد از دستيابى و دسترسى به نيازهاى اوليه و بنيادىن او نيست. بر اساس اين تعريف و در هر شرايطى چه در يك محيط محدود از نظر مكانى مانند زندان، ويا يك خانه و چه در يك محيط بزرگتر كه ميتواند يك محله يا يك شهر باشد هر گونه دخالتى از سوى صاحبان قدرت در اين مكانها و در جهت ممانعت از دستيابى به نيازهاى اوليه افراد، مي تواند شكنجه و آزار تلقى گردد، حال چه  شكنجه جسمى باشد و يا شكنجه روحى كه بعضا از آن به عنوان شكنجه سفيد هم نام مي برند. 

اساسا همه سيستمهاى امنيتى و پليسى و بعضى از شيوه هاى تربيتى و باز آموزى و به اصطلاح باز پرورى منسوخ شده بر اين اساس استوار است كه با محروم كردن فرد از دستيابى به نيازهاى اوليه او را در مسيرى كه خود درست مي دانند هدايت كنند. در واقع اگر رسيدن به نيازهاى اوليه فيزيولوژيكى و روانى فرد را به لذت و آرامش و رضامندى از زندگى مي رساند محروميت فرد از دستيابى به اين نيازهاى اوليه و بنيادين فرد را به درد، رنج، آشفتگى و عدم رضامندى از زندگى سوق مي دهد. 

با اين مقدمه مختصر مي توان تصويرى از فرد شكنجه شده را ارائه كرد، حال مي تواند اين فرد كودكى باشد كه در محيط خانه و يا مدرسه و در محل كار مورد شكنجه قرار گرفته است ( شكنجه جسمى و فيزيكى، روحى و عاطفى، و شكنجه و آزار جنسى)، يا زنى كه مورد خشونت خانوادگى از سوى همسر خود قرار مي گيرد و مي تواند در هر چهار طبقه بندى كه ما از آزار و شكنجه از آن اسم برديم گنجانيده شود. اين شكنجه  مي تواند ايجاد محروميت در پوشش روزانه و يا محروميت از اجراى آيين و مذهبى باشد كه فرد به آن اعتقاد دارد. 

ميزان تاثير اين شكنجه ها و آزارها بر زندگى فرد موضوعى است كه از فردى به فرد ديگرى متفاوت است به گونه اى كه تفاوتهاى فردى نقش اساسى در ميزان تخريب شخصيت فرد دارد، اين تفاوتهاى فرد مي تواند سن ، جنس، و تجربه هاى فرد مورد شكنجه قرار گرفته باشد. به همين دليل امكان دارد كه دو فرد در شرايط مساوى يك عكس العمل همسان را در مقابل شكنجه نشان ندهند. تحقيقات پزشكى و روانشناختى بر قربانيان شكنجه و آزارهاى جسمى و جنسى و حتى بازماندگان جنگ و سربازانى كه از جنگ برگشته اند اين موضوع را تائيد مي كند كه دست كم ٢٥ درصد اين افراد علايم مشابهى را نشان داده اند. علايمى كه مي تواند در يك طبقه بندى مشخص تحت عنوان پى تى اس دى يا اختلال استرس بعد از حادثه قرار گيرند.hoghoghema14.jpg

بگذاريد اين بحث را به موضوع شكنجه و آزار زندانيان عقيدتى و وجدان در ايران مرتبط كنيم. همه كسانيكه تجربه زندان در زندانهاى ايران را داشته اند به گونه اى همه مراحلى را كه من در بالا به آن اشاره كردم را تجربه كرده اند. محروميت از دستيابى به نيازهاى اوليه فيزيولوژيكى غذا، آب، هوا، بهداشت و سرپناه و در همين حال هم خشونت وحشيانه اى كه تنها هدف از آن ازار جسمى و فيزيكى بر فرد زندانى نبوده است. شلاق زدنهاى طولانى، خونين كردن سر ، صورت و بدن زندانى، بي خوابى و وادار كردن به بيدار ماندن ، كشيدن ناخن هاى دست و پا، عدم معالجه زخمهاى حاصل از اين شكنجه ها، قرار دادن در محيطهائى كه مي تواند سلامتى اندامهاى فرد را مورد تهديد قرار دهد، و همينطور شكنجه هاى روحى و روانى جنسى، تهديد به تجاوز فردى و گروهى تا تجاوز به انواع شيوه هاى غير انسانى، تحقير و خرد كردن اعتماد به نفس و صيانت نفس زندانى، و همه شيوه هايى كه فرد را در مرز مرگ روحى و روانى و نهايتا ترس فرد از مرگ مي كشاند هدف شكنجه گران بوده است. اين مجموعه اى كه ذكر شد تقريبا در همه زندانهاى ايران اعمال شده است و بى گمان همه زندانيانى كه مورد شكنجه و آزار قرار گرفته اند در چهارچوب اختلال استرس بعد از حادثه يا پى تى اس دى قرار مي گيرند كه با كمال تاسف اختلالى پايا و مقاوم است كه مي تواند بعد از آزادى از زندان هم مجددا باز سازى شود و همه آن شكنجه ها و آزارها را دوباره تجربه كند.

موضوع تاسف بر انگيز اينست كه بيشتر شكنجه شده گانى كه بعد از آزادى از زندان در ايران مانده اند حتى در صورت دستيابى به امكانات اوليه درمانى و رواندرمانى به دليل قرار گرفتن در فضايى كه همه عناصر شكنجة و شكنجه گر را در خود دارد هيچگاه به مرحله بهبودى اوليه هم نخواهند رسيد. 


از چه روست که از سلول انفرادی به عنوان شکنجه روحی و جسمی یاد می شود و تاثیراتش چه می تواند باشد؟ فکر می کنید مشاوره با روانکاو و یا روانشناس پس از شکنجه، چه تاثیراتی بر زندانی شکنجه شده می گذارد؟

همانطور كه در پاسخ به سوال نخست به آن اشاره كردم، موجود انسانى نيازهايى دارد كه اين نيازها در بستر اجتماع شكل مي گيرند. شخصيت و كاراكتر فرد در بستر روابط اجتماعى تكامل مي يابد. گر چه روانشناسى فردى به بررسى شخصيت روانى فرد به مفهوم مجزاى آن مي پردازند ولى آنگاه كه به شخصيت فرد سالم از نظر روانى اشاره مي كنند او را در بستر روابط اجتماعى با دنياى پيرامون نگاه مي كنند. بى گمان بزرگترين لذت زندگى انسانى ، بودن با ديگران و تقسيم كردن تجربه هاى خود با دنياى پيرمون است. 

سلول انفرادى  در اولين مرحله فرد را از دنياى پيرامون او جدا مي كند، سرپناه كه بخشى از نيازهاى بنيادين انسانى است محدود مي شود، هوا، غذا و آب و ارتباطات عاطفى و جسمى و ديدارى كه لذت بخش ترين بخش زندگى است از وى گرفته مي شود. فرد كنترل بر زندگى خود را از دست مي دهد، و آنچه كه ما از آن به عنوان بخشى از نيازهاى روانى فرد از آن اسم برديم، آزادى و كرامت انسانى وى مورد تهديد قرار مي گيرد. احساس امنيت و سكيوريتى كه در طبقه بندى نيازهاى انسانى در وهله دوم قرار دارد مورد تهديد قرار مي گيرد. تبادل سيستم حسى فرد با دنياى پيرامون از كنترل فرد خارج مي شود و به واقع ترس از  فضاى بسته ، فضاى كوچك و تاريك سلول، فرد را مي تواند تا مرز ترس از مرگ و نابودى بكشاند. اين مراحل و تركيب نمودن آن با انواع شكنجه هاى جسمى و فيزيكى، و عدم اطلاع از پايان اين شكنجه ها و آزارها، فرد را به مرز دستور پذيرى و شكست شخصيت روحى و روانى مي كشاند.

  هدف سيستم شكنجه و شكنجه گر اينست كه با ايجاد محروميتهاى فيزيكى و روانى و حسى در يك فضاى كاملا كنترل شده بدون دخالتهاى اخلال گر محيطى ، از موجود زندانى  كه بى شك فردى اجتماعى و فعال در بيرون از زندان بوده است، يك فرد مطيع، منزوى ، بدون كرامت و شكست خورده  را به وجود آورد و هنگامى كه به هدف خود رسيد او را به بندهاى عمومى بفرستد كه همگانى در همان شرايط وى قرار دارند با او همانند سازى كنند. اين شيوه شكنجه روحى و روانى براى اين زندانيان به بهانه هاى مختلف هر مدت يكبار هم تكرار مي گردد تا اثرات بودن در تك سلولى مجدادا تجربه شده و از بازپرورى شخصيت روانى فرد زندانى جلوگيرى كند.

زندگى در فضاى شكنجه، تحقير و آزار مي تواند تجربه هاى متفاوتى را حادث گردد. اگر دوره ماندن در زير شكنجه و زندان طولانى تر از سطح مقاومت فرد باشد پديده اى صورت مي گيرد كه به آن درماندگى آموخته شده مي گويند. فرد زندانى براى رسيدن به تعادل روانى همه راههاى مقابله با درد و رنج زندان را آزمايش مي كند، چه در برخورد علنى با شكنجه گر و سيستم زندان و چه در دنياى خيالى خود. اگر اين دوران طولانى گردد، فرد سعى مي كند كه خود را با آن منطبق كند و اين انطباق پذيرى به سيستم روانى فرد آرامش مي دهد. تجربه هاى اوليه فرد قبل از شكنجه و زندان مي تواند بر سطح مقاومت فرد در مقابل شكنجه و درماندگى آموخته شده وى در زندان تاثير گذار باشد. 

همانطور كه اشاره شد بيشتر قربانيان شكنجه و آزار جسمى، عاطفى، روانى و جنسى و زندانيان عقيده و وجدان در طبقه بندى اختلالات اضطرابى شديد و به خصوص پى تى اس دى يا اختلال استرس بعد از حادثه قرار مي گيرند. اين اختلال را مي توان به صورت خلاصه به اين صورت تعريف كرد.  

همانطور كه از تعاريف اوليه پى تى اس دى بر مى آيد ، اين تجربه يا  حادثه ( در اين مبحث زندانى شدن، شكنجه و خرد شدن شخصيت روانى و جسمى فرد) واقعه ايست كه به شدت فراتر از سطح تحمل روانى فرد است. در واقع موجود انسانى از نظر روحى و روانى براى مواجهه با حوادث غير مترقبه  با اين تفاصيل ساخته نشده است. طبيعت يا سرشت انسان سيستم دفاعى قوى و كارآمدى براى مواجهه با حوادث ناخوشايند در اين سطح را ندارد. موجود انسانى  در صورت  مواجهه با اين وقايع در زندگى به زمان زيادى نيازمند است كه راه مقابله با آن را بياموزد . در ماندگى آموخته شده خود به گونه اى مكانيزم دفاعى و روانى است كه فرد زندانى يا اسير به تدريج و در داخل زندان يا اسارتگاه و يا در محيط شكنجه و آزار مي آموزد. ترس اولين تجربه ايست كه فرد با آن مواجه مي شود، جداى از اينكه ترس چه تعريفى مي تواند داشت باشد در واقع چيزى جز تجربه اى نيست كه موجوديت اورا به خطر انداخته است. فرد مي ترسد چون فكر مي كند كه به مرگ نزديك شده است.  رابطه ايجاد شده بين ترس و واقعه به وقوع پيوسته كمك مي كند كه ما عناصر تشكيل دهنده آن واقعه را در مغز خود با جزئيات كاملى ثبت نمائيم و آنرا فراموش نكنيم. اگر چه ياد آورى آن عناصر و حادثه به وقوع پيوسته درد آور و استرس زاست ، با اينحال سيستم روانى ما راه مقابله روانى با وقايع اينچنينى را تحليل ، تجزيه و ياد مي گيرد. 

معمولا سيستم روانى يك زندانى شكنجه شده حداقل به سه ماه زمان درفضائى متفاوت نياز دارد كه حداقل تجربه اوليه آزار و شكنجه را تحليل كند و راه مقابله روانى مناسب با آنرا پيدا كند. تصور اينكه يك زندانى به مدت طولانى در معرض شكنجه و آزار جسمى و جنسى و روانى قرار بگيرد و همواره تهديد مرگ و اعدام به بخشي از زندگى وى در زندان تبديل شود به همان اندازه درد آور و آزاردهنده است به گونه اى كه زندانى هيچگاه امكان بهبود روانى در زندان را نمى يابد و اساسا سيستم زندان هم چنين امكانى را نمى خواهد فراهم كند. با اينحال در صورت آزادى از زندان وارد دنيايى ديگر خواهد شد كه در آن هر موضوعى مي تواند تداعى و ياد آور شكنجه هاى زندان باشد. روشهايى كه سيستم روانى افراد آزاد شده از زندان  براى مقابله با عوارض حاصل از شكنجه به آن متوسل مي شود حداقل در دومورد زير باهم مشابهت دارد. 

١-فلاش بك و يا تكرار ذهنى حادثه به گونه اى كه فرد وادار مي شود كه آنچه را كه اتفاق افتاده است را در شرايطى متفاوت و قطعا قابل تحمل ترى بازسازى كند. اين روش در عين حال كه كمك مي كند كه فرد شكنجه شده و يا حادثه ديده به ياد بياورد كه  چه براو گذشته است، سيستم روانى او را مجبور به تفكرو تحليل راههايى مي كند كه در هنگام مواجهه به آن دست زده است و اينكه بايد از چه شيوه هاى ديگرى استفاده مي گرفته است. اين تكرار ذهنى مكرر در عين دردناك بودن و آزار كشيدن از تكرار آن اين كمك را مي كند كه ما با فراگيرى شيوه هاى نوين و بهترى از درد حادثه بكاهيم و اميد بيشترى به ادامه زندگى پيدا كنيم.

٢-روش ديگرى كه سيستم روانى بعد از رهايى از شكنجه و آزار و يا حادثه  غير مترقبه انجام مي دهد اينست كه  فرد حادثه ديده را به سطحى از بى حسى روانى و حتى جسمى بكشاند كه فرد در آن سطح احساس تعادل روانى خود را مي يابد و ناخود آگاه راه دسترسى به عناصر حادثه و واقعه آزار دهنده را مسدود مي كند. اگر چه فرار، ناخود آگاه از استرس و اضطراب بيش از حد در فرد مي كاهد، با اين حال چون سيستم روانى از تداعى آزاد هم تبعيت مي كند فرد نمى تواند به مدت طولانى در اين كرختى و بى حس كردن روانى بماند و ناگزير اين وقايع آزار دهنده به سطح آگاهى مي رسند و در اين حالت فرد بدون كمك تخصصى نمى تواند آرامش وتعادل روانى خود را باز يابد. در واقع موجود انسانى براى نجات زندگى خود از همه شيوه ها و مكانيزمهاى روانى براى حفظ و بقاى خود كمك مى گيرد .

 اين سيستم روانى در همه افراد بشرى به يك شكل و شيوه عمل نمى كند. گاه پيش آمده است كه سيستم روانى از مكانيزمهايى استفاده كرد است كه بيمار گونه فرد را به شيوه هاى ايذايى و خود آزارى و گاه ديگر آزارى كشانده است. فرد حادثه ديده مانند هر سيستم زنده ديگرى نياز به بازپرورى و درمان دارد و اين امكان پذير نخواهد بود مگر با يارى گرفتن از رواندرمانگر متخصص در اين حيطه.

از ديدگاه زيستى و جسمانى هم فرد شكنجه شده و آزار ديده در مدت شكنجه و آزار جسمى و روحى دچار انواع اختلالات هورمونى و به خصوص اختلال در ميزان سطح آدرنالين در بدن خواهد شد. در تمام مدتى كه فرد زندانى در معرض استرس و فشار روحى و روانى بوده است هورمون آدرنالين در خون بالا مي رود و با كاهش استرس سطح آدرنالين به سطح طبيعى تمايل پيدا مي كند. اين تغير در ميزان آدرنالين مي تواند موجب بيقرارى، بى خوابى، و اختلالت اضطرابى گردد. متاسفانه در زمان تكرار ذهنى حادثه يا فلاش بك كه قسمت هيپو كامپ مغز را به كار مي اندازد موجب مي شود كه خاطرات ضبط شده در هيپو كامپ مجددا مورد پردازش قرار گيرد و اين موضوع موجب اختلال شديد در سطح آدرنالين شود. 

به دليل اينكه هم سيستم جسمى و هم سيستم روانى فرد شكنجه شده مورد آزار قرار گرفته است، تركيبى از درمان زيستى، دارو درمانى، و رواندرمانى فردى و گروهى و همانطور حمايتهاى اجتماعى دراز مدت بايد در دستور تيم درمانى براى قربانيان شكنجه و آزار قرار گيرد. 

 آیا به افراد نزدیک به زندانی شکنجه شده نظیر همسر، مادر و یا پدر هم توصیه می کنید که برای مشاوره به روانشناس مراجعه کنند؛ و چرا؟

خانواده و افراد نزديك به زندانى شكنجه شده در تمام دورانى كه زندانى در زير شكنجه و زندان بوده است مورد شكنجه و آزار روحى و روانى قرار گرفته اند. آنان در عين اينكه نياز دارند كه توسط يك رواندرمانگر مورد ارزيابى قرار گيرند در همين حال هم بايد چه به صورت فردى و چه در قالب يك خانواده همراه با عضو شكنجه شده در جلسات رواندرمانى قرار گيرند. معمولا متدهاى خاص رواندرمانى و رويكرد كاملا متفاوتى براى اين خانواده ها و عضو شكنجه شده در نظر گرفته مي شود اين متدها مبتنى بر درمان پي تى اس دى، اختلال اضطرابى و گاها رواندرمانى دوران اندوه و عزا است. تقويت حمايتهاى اجتماعى و حمايتهاى طبيعى براى فرد شكنجه شده تاثيرات قابل توجهى بر فرايند درمان دارد. در عين اينكه خود خانواده به عنوان يك سيستم مورد درمان قرار مي گيرد همه اعضا اين سيستم هم جداگانه مورد ارزيابى قرار خواهند گرفت. دادن اطلاعات و آموزش به خانواده و اطرافيان در مورد اثرات شكنجه و به خصوص در مورد كسانيكه مورد شكنجه هاى جنسى قرار گرفته اند از اهميت زيادى برخوردار است. خانواده به عنوان يك سپر حمايتى مي تواند از اقدام فرد شكنجه شده در آزار رساندن به خود ، در مقابله با افكار خودكشى و حتى آزار ديگران كمك موثرى نمايد. 

 به غیر از مشاوره گرفتن؛ چه روش های دیگری را برای معالجه فرد شکنجه شده توصیه می کنید؟

رواندرمانى  بدون دارو درمانى و حمايتهاى اجتماعى موثر نخواهد بود. افراد شكنجه شده در واقع كارائى اوليه خود را از دست داده اند. تمايل به بى حس كردن خود ، زندگى در دنيائى خيالى و فردى، منزوى شدن و دور شدن از جامعه اى كه در آن زندگى مي كند، اختلال در روابط بين فردى، عصبانيت و بي قرارى مكرر و دست زدن به رفتارهاى آزار دهنده، عدم توانائى كار كردن و گذران زندگى روزمره، عدم رسيدگى به نيازهاى اوليه فردى و حتى بهداشتى ، اختلال شديد در خواب و تغذيه، به سطحى مي رسد كه فرد را به پايين ترين سطح كارائى خود مي رساند و بي شك ادامه اين وضعيت در طولانى مدت امكان پذير نخواهد بود. متاسفانه در ايران و با توجه به اينكه شكنجه گران خود بخشى از دست اندركاران و كارگزاران سيستمهاى درمانى و حمايتى هستند هيچ دورنماى مثبتى را نمي توان براى درمان قربانيان شكنجه تصور كرد. در بسيارى از كشورهاى مترقى جهان، سيستمهاى حمايتى از قربانيان شكنجه چه به صورت خصوصى و در چهارچوب تشكلهاى غير دولتى و غير انتفاعى و حتى در قالب سازمانهاى دولتى خدمات قابل توجهى را به اين قربانيان ارايه مي دهند.   

 جامعه یی مانند ایران، با توجه به این که در قوانین خود تحت عنوان تعزیرات مجازات‌هایی چون شلاق و قطع عضو را نهادینه کرده و در زندان های خود به صورت آشکار دست به شکنجه می زند، پس از آزاد شدن زندانی شکنجه شده؛ چه تاثیراتی می تواند بر روی فرد شکنجه شده بگذارد؟

 

در پاسخ به سوالات فوق در چند جا به اين مسئله اشاره كردم كه سيستم قضايى و قوانين جنايى و جنحه، قوانين مدنى و خانواده، ساختار سياسى فرهنگى ، اقتصادى و حتى آموزشى و تربيتى ما مروج خشونت شكنجه و آزار جسمى و روحى قريب به اتفاق ساكنان ايران است. فراموش نكنيم هر گونه تلاش اين سيستم براى ايجاد محدوديت در زندگى ساكنان ايران و عدم تلاش براى دسترسى آنان به نيازهاى بنيادين زندگى مشمول اين تعريف مي گردد. فقر و بى عدالتى اقتصادى در جامعه، عدم وجود كار و مسكن و عدم دسترسى اكثريت مردم ايران به حداقل قوت لايموت زندگى مبيين شكنجه و آزار است. پايمال كردن آزاديهاى فردى، و دخالت در حريمهاى خصوصى افراد معرف شكنجه است، شكنجه سفيدى كه ما سالهاست آنرا تجربه كرده ايم. من در چهارچوب شكنجه روحى و روانى به بحث شكنجه سفيد اشاره كردم و موضوع درمانگى آموخته شده را در همين رابطه توضيح دادم.  مردم ما سالهاست اين درماندگى را تجربه كرده اند، لحظه به لحظه و بتدريج و به همين خاطر است كه ما بعد از ٣٥ سال از حضور يك سيستم ديكتاتورى و ضد حقوق بشرى در ايران، فعاليت مدنى در حيطه فعاليتهاى وسيع ميدانى نداريم. قوانين ايران چه قوانين تعزيرات و چه قوانين ديگرى كه بر اساس قوانين اسلامى از نوع جمهورى اسلامى ايران در ايران به تصويب رسيده اند همگى تصوير روشنى از شكنجه و خشونت است. اين قوانين تحت هر نامى كه باشد در تضاد با سرشت ، نهاد و طبيعت موجود انسانى است. قوانين جنحه و جنايت، قوانين خانواده، قانون تعزيرات حكومتى تضاد بنيادين با منشورهاى جهانى و جهانشمول حقوق بشر دارد.طبيعتا قربانيان اين حوادث نياز به رواندرمانى عميق، دارو درمانى و حمايتهاى اجتماعى دارند. با كمال تاسف بايد بگويم كه در جمهورى اسلامى هيچكدام از اين امكانات در اختيار قربانى قرار نمى گيرد، در همين حال هم تغيير نگرش ايجاد شده در مردم ايران به سمت  تطبيق با قوانين ضد بشرى جمهورى اسلامى كه خود بخشى از درماندگى آموخته شده است هيچ اميدى براى حمايت هاى اجتماعى از اين قربانيان را نمي توان متصور شد. 

 
hoghoghema14_p8p9.jpg

 

hoghoghema_14_p10p11.jpg
hoghoghema_14_p12.jpg

  منبع: http://iranhr.net/persian/?p=2773

 

 

**************************************  

 

 

 

Listen live to voice of Kurdish-American Radio for Democracy, Peace and 
Freedom

 

Welcome to vokradio.com
free stats