مصاحبه دکتر پریسا ساعد با خانم ثریا فلاح
VOKRadio, Los Angeles, California, USA   

مصاحبه دکتر پریسا ساعد با خانم ثریا فلاح 

Friday June 22, 2012

زندگی و خانه ام را رها کردمsorayafallah-parisasaed.jpg
در جستجوی خانه ای دیگر نه از جنس خشت
آشیانه ام را ویران کرده بودند
بخش اعظم آن به آوار مبدل شده بود
  

خانه اش را براي يک روز، يک هفته، يک سال ترک گفت
مين هاي زميني در برابراش، مواد شيميايي در اشکهايش
ترس را فرو مي نشاند،

سموم شيميايي ساخته شده توسط دلالان جنگ را استنشاق مي کند

مردي را ديد که در حال جان دادن مي خنديد

ها ها ها ها

 

 

 

آن سال سم به خونش وارد شده بود

از خانه ي بمباران شده اش گريخته، و در ميانه راه بر زمين افتاده بود

خانواده بر کف زمين در انتظار صدا بودند

در انتظار موشک هايي که بر زمين کوبانده مي شدند درست در آن سوي در،

اکنون درست در آن سوي در

ترانه هايي براي کودکان جنگ از صداي شليک گلوله ها

وقتي دولت مردمت را شکار مي کند زندگي ات براي چيست(به چه دردي مي خورد)؟  


اکنون در بندو اسارت
شکنجه و زندانم
اما در شهر زیباییها
در انتظار و چشم به راهت
گفتند همره شیرینی(شیرین علم هولی)
آزموده دست فرزاد(فرزاد کمانگر و فرهاد وکیلی)
به زبان غیر سخن می گویی
پس سزاوار به دار آویختنی 
 


وقتي دولت مردم ت را شکار مي کند
زندگي ات جنگ است يا گريز
نام پسران را در پي "ويراني" انتخاب مي کني
نام دختران را در پي "ملت ناشناخته" ‏
آنها که.......‏
زندگي شان هيچ گاه آسايش به خود نديد
او به "توهم صلح" عشق مي ورزيد

دود بمب او را خفه مي کرد، اما، اما ترجيح داد تا نفس عميق بکشد
براي سالهاي سال تنها دوستش يک جاده ي پر شيب بود،
از ميان کوهستان پيچ و تاب مي خورد و او را به شهر مي رساند
تلاش مي کرد تا خود را حرکت دهد، در حالي که عميقا گير کرده بود
از ميان گرگ ها راه مي رفت، گرگ هايي که از دندان هايشان شيره مي چکيد

 
اکنون در بندو اسارت
شکنجه و زندانم
اما در شهر زیباییها
در انتظار و چشم به راهت
در سن 12سالکی
به سوی بلیدیها رفتم
برای جنگ با نادانی
برای یافتن پاسخ فقدان صلح
حکم آزادیخواهی
تهمت دشمنی با خداست 
 

از صداي دختر، که نقش بر زمينش کرده بودند،

خوشحال بودند و آب از دهانشان جاري شده بود
آنها به دخترک فراري شکار شده مي گفتند دعا کند
به دخترک گفتند که به زبان نادرستي تکلم مي کند
او را کشيدند و بردند
حالا او تمام روز را در يک سلول مي نشيند
و مجبور شده تا به هر حيوان درنده اي بگويد "آقا"‏
اما در خانه
خانواده اش بر کف زمين
کماکان در انتظاراش هستند

 

به سوی افق


به سوی افق
 
 
Goftegoye Hafteh, Dr parisa saed interview with soraya falah
 
 

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

+ ده توانن ئه م رادوي ه گوي به ده ن تكايه له سه ر وينه ي رادوي كه كليك كه ن  

+ براي شنيدن برنامه هاي راديو  روي تصوير راديو كليك كنيد  

  vokradio.jpg


free stats   

Listen 2 vokradio at http://vokradio.listen2myradio.com