رامین جهانبگلو، کارل مای و کردستان وحشی
VOKRadio.com, Los Angeles, California, USA   

رامین جهانبگلو، کارل مای و کردستان وحشی!


b_fershi.JPGابراهیم فرشی

١٠ اكتبر ٢٠١٠

 کارل مای(١٨٤٢-١٩١٢) نویسندە خیالپرداز آلمانی در رمان مشهور خود [Durchs wilde Kurdistan (1892)] عبور از کردستان وحشی، ملتی بنام کرد و سرزمینی بنام کردستان را بر اساس فانتزی خود تصویر می کند. این کتاب و کتابهای دیگر او از همین دست، سالها جزو پرفروشترین کتابهای آنزمان بشمار می رفتند، تصور بسیاری از آلمانی ها از کرد بر اساس تخیلات کارل مای شکل گرفتە بود، این رمان تخیلی در سال ١٩٦٥ بصورت فیلم سینمایی هم درآمد و شاید در ایران هم نمایش دادە شدە باشد. هرچند این کتاب بە زبان فارسی ترجمە نشدە است، اما ظاهرا" کسان بسیاری در ایران در مورد کردها شبیە کارل مای می اندیشند و می نویسند. نظرات اخیر دکتر رامین جهانبگلو استاد فلسفه در مورد کردها، ناخودآگاە مرا یاد رمان خیالپردازانە "عبور از کردستان وحشی" می اندازد، سرزمینی با کوههای سربە فلک کشیدە و طبیعتی وحشی و مردمی جنگاور کە می کشند و کشتە می شوند، همین و بس!


کردها و ذهنیت سیاسی

دکتر رامین جهانبگلو، نویسنده و پژوهشگر سیاسی کە در بسیاری از زمینەهای فکری دست بە تابو شکنی زدە و خط بطلان بر افکار پوسیدە مردمان این سرزمین کشیدە است، اخیرا" در گفتگو با رادیو زمانە در تاریخ ١١ شهریور ١٣٨٩ (سپتامبر ٢٠١٠) بە سئوالات فردی بنام"هدایت جان" در رابطە با کردها پاسخ گفتەاست، کە جای تامل دارد ، چرا کە وی در میان جامعە دانشگاهی و روشنفکری ایران از جایگاە ویژەای برخوردار است.
نظرات ایشان می تواند بر تفکرات سیاسیون ایران تاثیر بگذارد و شاید مورد سوء استفادە هم قرار گیرد و موج جدیدی از تهمت و افترا علیە کردها بە راە اندازد. آقای جهانبگلو در همین گفتگو بدرستی در مورد برخی مسائل مربوط بە کردها نظرات درستی ارائە دادەاند، اما در عین حال مسائلی طرح کردەاند، کە دقیق بنظر نمی رسد،ایشان در آغاز گفتگو چنین می گویند:"

"در اینجا باید به این مسئله توجه داشت که فقط پاره‌ای ازمشکلات کردها در عدم تحقق حقوق فرهنگی و اجتماعی آنان به گردن فراز و نشیب‌های سیاست بین‌الملل و تحولات سیاسی در منطقه‌ی خاورمیانه است و بخش اعظم آن در ارتباط است با ذهنیت سیاسی موجود در کردستان و نقش ایدئولوژی‌های سیاسی در ایجاد تنش‌های حزبی و گروهی."

از همان ابتدا آقای جهانبگلو عمدا" از حقوق سیاسی کردها حرفی بە میان نمی آورد، چرا کە او این حق را بە رسمیت نمی شناسد و یا شاید ملاحظات سیاسی و امنیتی ایشان را وادار بە چنین موضعگیری کردە باشد! ایشان مشکل اصلی کردها را وجود " ذهنیت سیاسی" و" نقش ایدئولوژی سیاسی" می داند. اگرچه این تز ‌ در مورد برخی از احزاب سیاسی و فعالین سیاسی و برخی از "روشنفکران" کرد در کلیت خود درست بنظر می رسد، اما منظور استاد کدام ذهنیت، کدام ایدئولوژی و در کدامین زمان است؟ آنچە بە پروسە شکل گیری ذهنیت سیاسی در کردستان مربوط می شود بطور خلاصە چنین است:
ذهنیت سیاسی و فکری کردها با تکیە بر آثار احمد خانی نویسندە و متفکر قرن ١٧ میلادی، کە در آثار ادبی و فکری دیگرانی چون حاجی قادر کویی (97-1816)،سیف القضات، هیمن، هژار و بسیاری دیگراز شاعران قرن بیستم هم بازتاب یافتە و استراتژی غالب جنبش های سیاسی کرد در طول قرن ١٩ و٢٠ را شامل میشدە،در شعار کردستان آزاد و مستقل خلاصە می شد.

عمومی بودن این ذهنیت در میان روشنفکران کرد تشکیل 'جمعیت احیای کرد'(ایران١٩٤٢ میلادی) را بە دنبال داشت و بە سرعت بە ذهنیت سیاسی پیش قراولان سیاسی در همە بخش های کردستان ('جمعیت خویبون' - ترکیه‌ و 'حزب هیوا'- عراق) تبدیل شد. این جریان بە دنبال ایدئولوژی خاصی نبود، حامل استراتژی مسلحانە و خشونت آمیز هم نبود. نشریەای منتشر میکرد و از طریق کار تشکیلاتی بە تبلیغ دیدگاه های سیاسی خود می پرداخت. حتی در این نشریە در کنار مسائل دیگر صحبت از کوسموپلتیک Kosmopolitismus هم در میان بودە و این وسعت افق دید نویسندگان این نشریە را نشان می دهد، آنها در کنار خانە خود کردستان، جهان را هم خانە خود می دانستند و ناسیونالیسم را بە حربەای علیە دیگران تبدیل نکردند، آنها میهن پرستان کرد بودند.

بدنبال فروپاشی جمهوری ملی کردستان و اعدام قاضی محمد و یارانش در بهار سال( ١٩٤٧) فعالیت حزب دمکرات کردستان راکد ماند. یکسال بعداز این واقعە برخی از اعضای قبلی حزب دمکرات کردستان از جملە غنی بلوریان این حزب را بازسازی کردند. ایدئولوژی مارکسیستی از سال (١٩٤٨) وارد حزب دمکرات شد و در ادامە، با گسترش روابط با حزب تودە ایران و فرستادگان آن چون عبدالرحمان قاسملو، این ایدئولوژی که‌ شدیدا زیر تأثیر سیاستهای اتحاد جماهیرشوروی بود، در درون حزب دمکرات رو بە گسترش نهاد. در این دورە نامی از استقلال کردستان و خودموختاری در میان نیست.

با دستگیری غنی بلوریان و همفکران دیگر او [دهم آبان سال ١٣٣٨/اول نوامبر ١٩٥٩] بار دیگر حزب دمکرات ضربە سنگینی را متحمل شد و دوبارە از سال ١٩٦٣ به‌ بعد توسط کسانی چون عبداللە اسحاقی در کردستان عراق در پیوند با جنبش آن بخش از کردستان بازسازی شد. ذهنیت غالب بر حزب دمکرات در این مقطع بیشتر ناسیونالیستی بود.
در ادامە اختلافات فکری و سیاسی درون حزبی، جریان دکتر قاسملو و یارانش اینبار بر بستر تفکر سوسیالیستی از سالهای ١٩٧٠ بە بعد بر حزب تسلط پیدا کرد. در این دورە شعار اصلی حزب دمکرات کردستان ایران "
دمکراسی برای ایران و خودمختاری برای کردستان " بود.

از مقطع سال ١٣٥٧ نیروی جدیدی وابستە بە طیفهای مختلف مارکسیستی/مائوئیستی بە نام کوملە پا بە عرصە سیاسی در کردستان ایران گذاشت، کە اینک هیچ قرابتی با ایدئولوژی اولیە خود ندارد.
بدین ترتیب بر اساس مستندات تاریخی "ذهنیت سیاسی" غالب بر احزاب کردستان از دهەچهارم قرن بیستم بە بعد ابتدا غیرایدئولوژیک، در دورەای مارکسیستی، در دورەای دیگر ناسیونالیستی و سرانجام سوسیالیستی و یا سوسیال دمکراسی بودە! هدف و استراتژی احزاب کرد در دورە نخست استقلال کردستان و بعد خودمختاری و اتونومی و امروز فدرالیسم می باشد. وجود تناقض در فکر و سیاست در احزاب کرد بعداز سرنگونی جمهوری ملی کردستان یکی از خصیصەهای این احزاب بودە و هنوز هم هست.

این طیف بندی متفاوت فکری سیاسی در میان اقشار و طیفهای اجتماعی مردم کرد در طول صد سال اخیرقابل تشخیص بودە و هنوزهم چنین است، پس ما در کردستان با جامعەای یک دست از نظر فکری، سیاسی و فلسفی روبرو نبودە و نیستیم. بعضا" ذهنیت سیاسی احزاب و تفکرات غالب بر آنها در تضاد کامل با ذهنیت و تفکرات نخبگان و انسانهای مستقل فراحزبی بودە. این پدیدە امروز بیشتر از هر زمان دیگر نمود دارد.
بنابراین ذهنیت سیاسی طیفهای متفاوت درون یک ملت را یک کاسە فرض کردن، دور از کار پژو‌هشی و علمی است. اگر آقای جهانبگلو بطور مشخص طیف سیاسی مورد انتقاد خود را مشخص می کرد، گفتەهای ایشان ایجاد شبە نمی کرد، ایشان در تمام گفتگویشان از "ذهنیت سیاسی" همە کردهای جهان و نە فقط کردهای "ایران" صحبت می کند. در این مورد برداشت ایشان کلی، دور از واقعیت و برداشتی کاملا" ذهنی از تاریخ و واقعیت امروز کردستان و کردها ست.

کردها و خشونت طلبی

آقای جهانبگلو اول ذهنی گرایی ایدئولوژیک را بە همە کردها نسبت می دهند و بعد بر بستر این پیش زمینە بە این استنتاج می رسند:

"پرسش اصلی در اینجا فقط این نیست که مشکل را چه کسی آفریده بلکه تا چه حد کردهای داخل مرزهای ایران و عراق و سوریه و ترکیه و آنهایی که در اروپا و آمریکا زندگی می‌کنند خود را با گفتمان دموکراسی به معنای به حداقل رساندن تنش‌های خشونت‌آمیز وفق داده اند. اگر کردها در جست‌وجوی آینده‌ای صلح‌آمیز و بدون خشونت در مناطق کردنشین عراق و ایران و ترکیه و سوریه هستند، این واقعیت با مبارزه‌ی مسلحانه به دست نمی‌آید."

" اگر کردها در جست‌وجوی آینده‌ای صلح‌آمیز و بدون خشونت در مناطق کردنشین ...هستند، این واقعیت با مبارزه‌ی مسلحانه به دست نمی‌آید."
این سطور را بارها و بارها خواندم و بە فکر فرو رفتم و سعی کردم استنتاج فکری آقای دکتر را بفهمم، تز آقای جهانبگلو تنها کردهای"ایران" را در بر نمی گیرد بلکە بە نوعی کردشمول است، بە این معنی در هرکجای این کرە خاکی انسان کردی باشد،این انسان ضرورتا" بە دنبال صلح نیست و لزوما" طرفدار مبارزە مسلحانە است! این ادعای کلی نیز در تضاد آشکار با تاریخ کرد و وضعیت امروز کردستان در تمام بخشهای آن بویژە در جغرافیای ایرانست.

از روز تشکیل "جمعیت احیای کرد"(١٩٤٢ میلادی) و حزب دمکرات کردستان(۱۹۴۵) تا سال (١٩٧٩) بغییراز مقطع سالهای ٤٦/ ٤٧(١٩٦٧/٦٨) ذهنیت مبارزە مسلحانە در قالب حزب و گروە سیاسی در کردستان "ایران" وجود نداشتە. در سال ١٩٨٠ نیز حزب دمکرات کردستان ایران در اولین کنگرە علنی خود(کنگرە ٤) نە تنها تاکیدی بر مبارزە مسلحانە نداشت، بلکە تاکید بر گسترش مبارزە سیاسی و مبارزە علنی سیاسی و مذاکرە با جمهوری اسلامی ایران بود. آنها حتی در مقطع جنگ ایران و عراق خواستار توافق با جمهوری اسلامی و شرکت در جنگ علیە عراق شدند، لیکن جمهوری اسلامی نیاز بە دشمن و استفادە از زور و خشونت داشت.

اگر رضا شاە با خواستهای برحق مردم کرد موافقت می کرد و بعداز مذاکرە با اسماعیل آقا سمیتقو، نقشە ترور اورا(١٨ ژوئیە ١٩٣٠) بە مرحلە اجرا نمی گذاشت، آیا مردم کرد دست بە اسلحە می بردند؟

اگر محمد رضا شاە پهلوی با خواستهای برحق مردم کرد موافقت می کرد و قاضی محمد را بعدازمذاکرات بە جوخە اعدام(٣١ مارس ١٩٤٧) نمی سپرد، آیا دیرتر، مردم کرد دست بە اسلحە می بردند؟

اگر خمینی و حکومت او با خواستەهای مردم کرد و هیئت نمایندگی خلق کرد موافقت می نمود و جنگ خونینی را بە مردم تحمیل نمی کرد و صدها نفر از مبارزین کرد را ترور نمی کرد و دکتر قاسملو را در جریان مذاکرات مسالمت آمیز ( ١٣ ژوئن ١٩٨٩) ترور نمیکرد، آیا مردم کرد دست بە اسلحە می بردند؟

اگر مردم کرد در تمام این سالها بە دنبال خونخواهی و انتقام می بودند، می بایست ایران در طول ٨٠ سال گذشتە در جنگ داخلی بسر میبرد! آیا چنین جنگی از طرف کردها بر دیگران در ایران تحمیل شد؟

با ظهور جمهوری اسلامی ایران، کردها بە همراە برخی از سیاستمداران در حکومت موقت و خارج از آن برای جلوگیری از اعمال خشونت تلاش کردند. اما عوامل جمهوری اسلامی از طرفی و عوامل غیر مسئول کرد از طرف دیگر در تلاش بودند تا اوضاع را در کردستان متشنج کنند، جریان جنگ در نقدە، انفجار بمب در میتینگ فدائیان در مهاباد، بمباران شهر سنندج وسقز و سرانجام اعلام جهاد علیە مردم کرد از طرف خمینی منطقە را بە آشوب کشاند.

شما اگر خاطرات و نوشتەهای مسئولین آن زمان همین حکومت را از صدر تا ذیل بخوانید، خواهید دید کە کردها ذهنیت مبارزە مسلحانە نداشتند و در بکار گیری اسلحە هم پیشقدم نبودند.
از همە مهمتر در تمام طول صد سال مبارزە اخیر، احزاب کرد پدیدە ترور را خط قرمز سیاسی، فکری و اخلاقی خود قلمداد کردە و از این وسیلە علیە عوامل حکومتی بە عنوان اهرم سیاسی استفادە نکردەاند، در صورتیکە این شیوە تحت عنوان "ترور انقلابی" در میان نیروها و احزاب مارکسیست و اسلامی ایران نظیر فدائیان اسلام، چریکهای فدائی خلق ایران، سازمان مجاهدین خلق ایران هم تاکتیک و هم استراتژی محسوب میشد. توجە دقیق و عمیق شما و دیگران را بە پدیدە عدم بکارگیری ترور بە عنوان وسیلە و اهرم سیاسی از طرف کردها، جلب می کنم. ذکر همین نکتە کافی است برای رد اتهاماتی از این دست علیە کردها.

آقای جهانبگلو می گویند "پرسش اصلی این نیست کە چە کسی مشکل را آفریدە" بلکە این مهم است کە کردها تا چە حد "خود را با گفتمان دموکراسی بە معنای بە حداقل رساندن تنش ها ی خشومت آمیز وفق دادەاند". آقای دکتر در اینجا هم مشکل آفرین را از زیر بار مسئولیت بیرون می کشند وهم انگشت اتهام را بە طرف کردها دراز می کنند.
از فحوای کلام آقای دکتر این برداشت استنباط می شود کە کردها در جهت تشنج زدائی وتقویت گفتمان سیاسی حرکت نکرەاند، و اگر اینکار را نکردە باشند ظاهرا" باید عاملی برای ایجاد تنش بودە باشند. با عرض معذرت این نظرات همان بن مایەی تفکرات جمهوری اسلامی ایران و رژیم پهلوی در رابطە با کردهاست، و این بە اصطلاح "تنش آفرینی" کردها دلیلی برای سرکوب نظامی و سیاسی آنها تلقی می شدە و هنوز هم میشود. در این رابطە باید فرمایشات اخیر استاد دانشگاە آقای صادق زیبا کلام را نیز خواند. هرچند ایشان حق انتخاب زندگی برای کردها را هم بە رسمیت شناختە اند. http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=32691

کردها و گفتمان سیاسی

بر خلاف نظرات آقای جهانبگلو کردها بە دنبال گفتمان سیاسی بودەاند، اما گفتمان سیاسی در فرهنگ حکومتها، احزاب سراسری و بسیاری از اندیشمندان این کشور نە تنها خاصیت گفتمان را نداشتە، بلکە شیوەای برای تحمیل منولوگ بر دیگران از جملە کردها بودە. آقای جهانبگلو نیز اول کردها را متهم می کند و بعد بە توجیه منولوگ خود می پردازد. اگر گفتگوی سمکو شکاک، قاضی محمد، قاسملو با حکومتها در جهت تنش زدایی و ترویج گفتمان سیاسی نبودە، پس چە چیزی بودە؟ حتی در جریان جنبش دهقانان روستاهای بوکان و پیشەوران این شهر در سال ١٩٥١ حاجی قاسم کە یک پیشەور سادە بود، برای گفتمان و دادخواهی نزد مصدق رفت کە آنهم نتیجەای بە دنبال نداشت و همین حرکت مدنی و مسالمت آمیز هم از طریق خشونت حکومتی ٦٠ سال پیش سرکوب شد.

احزاب کرد محصور در مرزهای ایران بیش از ٣١ سال است در جهت گفتمان با اپوزسیون سراسری ایران در تلاشند و از آن هیچ نتیجەای نگرفتەاند، آخرین تلاش کردها در جهت تشنج زدایی و ترویج گفتمان تشکیل "کنگرە ملیتهای ایران فدرال" بود. در ترکیە سالهاست کردها بە دنبال گفتمان سیاسی هستند و از خود بردباری نشان می دهند، در عراق حتی برای گسترش گفتمان سیاسی، یکی از رهبران این بخش از کردستان بە "روبوسی با دیکتاتور، صدام حسین" پرداخت، بە این امید در امر پیشبرد صلح میان کردها و حکومت بعث فرجی حاصل شود. کردها در عراق بعداز سرنگونی صدام، علیرغم شرایط بسیار دشوار عامل اصلی گفتمان با گروهای تندرواسلامی و عامل جدی خشونت زدایی در این کشور پر از تشنج بودەاند.

آقای جهانبگلو بە عمد مسئولیت حکومتها و سازمانهای سراسری ایران و مجموعە روشنفکران و اندیشمندان نظیر خویش را در برابر عدم پیشرفت گفتمان سیاسی نادیدە می گیرد و بار مسئولیت را بە دوش کردها می اندازد. بسیار مایلم بدانم کە آقای دکتر در همین رابطە راجع بە بلوچ ها، اعراب و آذریها و ترکمن ها چە اظهار نظری خواهد داشت!
ایشان بە تنهایی نظر شخصی خود را اظهار نمی دارد، بلکە گفتەهای وی بازتاب نظرات فعالین سیاسی ،اجتماعی و حتی حقوق بشری دوستان سراسری اندیش ایران و خارج از ایران است. در فاصلە همین یکسال و نیم اخیر بعداز جریان انتخابات و شکل گیری حرکت سبز بسیاری از فعالین ردە بالای سیاسی از تمام طیف های فکری، کردها را متهم بە عدم شرکت در "جنبش سبز" مینمودند، بدون اینکە از خود سئوال کنند این جنبش سبز و رهبری آن کدام گفتمان سیاسی را با غیر خودی ها اعم از کرد و غیر کرد شروع کردە است؟هرچند در این رابطە هم کردهای مقیم تهران برای گفتمان سیاسی با سبزها پیشقدم شدند، اما نتیجەای حاصل نشد.

دیدگاە فکری و سیاسی آقای جهانبگلو و امثال ایشان در تمام طیفهای فکری و سیاسی، جز خود دیگران را نمی بینند و یا نمی خواهند ببینند. و این بخشی از فرهنگ حاکم بر جامعە است کە تنها مختص بە حاکمیت نیست، بلکە فرهنگ دگرگریزی مجموعە فرهنگ سازان و سیاستمداران این سرزمین است، کە بر فرهنگ حاکم تکیە زدەاند.
در بخش دیگری از گفتگو، آقای خبرنگار می پرسد: " فرايند مبارزات ملی و آزادی‌خواهی کرد در کردستان تا چه اندازه شامل خصوصیات یک مبارزه‌ی سالم و عقلانی می‌شود؟
و جهانبگلو چنین پاسخ می دهد: " خشونت، پناهگاه انسان‌هایی است که از صغارت خویش درنیامده‌اند و قابلیت گفت‌وگو و تعامل و تبادل نظر با دیگران را ندارند".

هدایت جان می پرسد مبارزە کردها چە اندازە سالم و عقلانی است و جهانبگلو در جواب کردها را صغیر خواندە کە قابلیت گفت و گو و تعامل و تبادل نظر با دیگران را ندارند. این سئوال و جواب شگفت آور است، شگفت آورتر از نام کتاب کارل مای" عبور از کردستان وحشی". تز " صغیر خواندن یک ملت کە قابلیت گفت و گو و تعامل و تبادل نظر با دیگران را ندارد" چطور و بر اساس کدام عقل و منطق قابل تئوریزە شدن است؟ این تز درست خلاف طبیعت انسانی و هرنوع تکامل عقلی و انسانی است. تا کنون هیچ کس ملت آلمان را کە مسئولیت کشتار ملیونها انسان و ویرانی دهها کشور بر دوش آن سنگینی می کند را چنین نخواندە است. همین ملت از خود قابلیت گفت وگو و تعامل و تبادل نظر با دیگران را نشان داد، تا جائیکە رئیس جمهور این کشور برای کاهش تشنج و تضمین زندگی همە شهروندان آلمان، در این روزها اسلام را در کنار مسحیت و یهودی یکی از ادیان آلمانی ها نامید، اسلام کە در طول چند دهە گذشتە جز ترور، تصویری دیگری در اذهان آلمانی ها ایجاد نکردە است. آیا این امکان وجود نداشت ٨٠ سال پیش پادشاە ایران کردها و دیگران را همسان تلقی کند تا تشنجات و تراژدیهای بعدی رخ ندهد؟ حال شما بفرمائید چە کسانی از سلامت عقلانی و قابلیت گفتگو برخوردار نبودەاند!

در ایران درست برعکس است، دولتها و حکومتها عامل تشنج در جامعە هستند. اگر کردها از صغارت خویش درنیامدەاند، چطور در ٨٠ سال پیش با "رضا شاە قزاق" بە گفتگو پرداختند، چطور ٦٠ سال پیش با محمد رضا شاە پهلوی بە گفتگو پرداختند و چطور علیرغم شناخت از حکومتها و نامردمی هایی کە تحت نام مذاکرە در حق آنها روا داشتند، بازهم بە پای میز مذاکرە و گفتگو رفتند؟ اگر این گامها نشانەای از بلوغ سیاسی و اجتماعی و اخلاقی و پایبندی بە گفتمان سیاسی نیست، پس جناب دکتر بفرمایند کە کردها چە کار می بایست آنجام می دادند، تا ثابت شود، طرفدار گفتمان سیاسی هستند؟

جابە جایی قدرت و پرهیز از خشونت

آقای جهانبگلو در ادامە گفتگو می فرمایند:

" اگر کردها به دنبال ایجاد جامعه‌ای صلح‌آمیز و بدون خشونت هستند[ظاهرا" ایشان شک دارند]، پس مسئله‌ی آنها جابه‌جایی قدرت نیست. جامعه‌ی خشونت پرهیز، بدون صبر و تحمل و بردباری به دست نمی‌آید، ولی مهم‌تر این که در فرایند مبارزه‌ی خشونت پرهیز، چیزی به نام «دوست» و «دشمن» وجود ندارد."

آقای دکتر از طریق این سطور برای کردها و شاید برای دیگر ملتهای غیر فارس استراتژی تعیین می کند. مسئلە کردها و دیگران" جابه‌جایی قدرت نیست"!! بە زبان سادەتر کردها باید در چهارچوب همین "نظام اسلامی ایران" بە دنبال " جامعه‌ی خشونت پرهیز" باشند و برای نیل بە این مقصود باید" صبر و تحمل و بردباری" بە خرج بدهند.

بندە هم با ایشان موافق هستم کە خشونت زدایی صبر و تحمل و بردباری می خواهد. اما فرض را بر این بگذاریم کە جامعە امروز ایران کاملا" خشونت پرهیز است. حداقل جنبش سبز این ادعا را داشتە و دارد و خشونت پرهیز هم بودە. در فاصلە ١٨ ماە گذشتە چە کسانی خشونت را بر تمام ارکان حکومت، جامعە و سبزها تحمیل کردەاند؟ آیا موسوی و کروبی و مردمان متعلق بە جنبش سبز یا حکومت؟
آیا آقای دکتر جهانبگلو جنبش سبز و سران آنرا هم در همان کاتاگوری کردها و پرهیز از خشونت جای می دهد یا برای آنها ارفاق قائل خواهد شد؟ آنچە جنبش سبز امروز با آن روبرو است، همان است کە مردم کرد بیش از هشتاد سال است آنرا تجربە می کند.

در جریان جمهوری ملی کردستان در مهاباد روایت می شود کە مصطفی بارزانی بە قاضی محمد پیشنهاد مقاومت و جنگ با حکومت را دادە باشد، ولی قاضی پیشنهاد او را قبول نمی کند. او و یارانش سرانجام جانشان را در راە عدم بە کارگیری خشونت می دهند. آقای جهانگلو بیشتر از این چە انتظاری دارید؟

دکتر قاسملو علیرغم گفتە پدرش کە "بە فارسها اعتماد نکن" با پای خود بە نیت رسیدن بە صلح با جمهوری اسلامی و برای پرهیز از خشونت بە قتلگاە خویش میرود. آقای دکتر بیشتر از این چە باید کرد؟
از سال ١٩٨٥هیچکدام از احزاب جدی کردستان دست بە اسلحە علیە جمهوری اسلامی ایران نبردەاند، از آن تاریخ تا بە امروز در وسعت تمام کردستان و مناطق کردنشین جنبش های گستردە فرهنگی، اجتماعی و سیاسی و مدنی در جریان است، بدون اینکە خشونتی از طرف کردها رخ دادە باشد. در این فاصلە کردستان بیشترین کشتە را نسبت بە دیگر نقاط ایران داشتە است. در تمام زمینەهای جنبش مدنی، کردستان اگر پیش قراول نبودە باشد همراە با سایر نقاط ایران در جنبش فرهنگی، زنان، دانشجویی شرکت داشتە است. چطور است کە جناب دکتر هیچ کدام از این نشانەهای مثبت "فرهنگ خشونت پرهیز" را در کردستان نمی بیند !

هنجارها و معیارهای قبیلەای

ایشان در ابتدای گفتگوی خود با رادیو زمانە می فرماید:

" کردها همواره درگیر دو مسئله‌ی اصلی بوده‌اند، از یک‌سو، هنجارها و معیارهای قبیله‌ای که موجب درگیری‌های درونی میان کردها و احزاب آنها شده است..."

اگر ایشان منظورشان کردستان "ایران"باشد سخت دچار اشتباە شدەاند. زیرا بعداز رفرم ارضی شاە در سال ١٩٦٢کە از کردستان شروع شد، سیستم ارباب رعیتی بە شدت آسیب دید و در یک پروسە از بین رفت. اگر منظور ایشان کردستان امروز در قرن ٢١ باشد و از "هنجارهای قبیلەای" صحبت کنند، باید بە تمام تحلیل ایشان در بارە کردستان شک نمود. ایشان نام شماری چند از این قبیلەها را ذکر نمایند کە اینک در معادلات سیاسی کردستان"ایران" نقش ایفا می کنند. ایشان اگر محقق و پژوهشگر باشند، کە هستند، زمینەها و تە ماندەهای این "فرهنگ قبیلەای" را در اجتماع و در سیاست امروز کردها نشان دهند. نمی توان منکر درگیریهای سیاسی - نظامی چندش آور میان نیروهای کرد شد و نمی توان مسببین جنگ و خشونت را شدیدا" محکوم نکرد، اما این پدیدە در ایران با احزاب کرد شروع نشدە و بە آنها هم ختم نمی شود. درگیری نظامی میان افراد و احزاب چندش آور است، لیکن این همان رویەای است کە سازمانهای سراسری در زندگی حزبی خود بارها بە آن دست یازیدەاند و این یک فرهنگ فراکردستانی و بویژە ایرانی است کە باید ریشە فکری و فرهنگی آن خشک گردد و این بخشی از فرهنگ بکارگیری زور است کە ریشە در خانوادەها و فرهنگ سرزمین ایران دارد کە کردها هم بخشی از آن بودەاند. با این فکر و فرهنگ باید بە مقابلە برخیزیم نە با کردها!
فرض را بر این می گذاریم کە ریشەهای اختلافات میان احزاب و سازمانهای کردستانی هنجارها و معیارهای قبیلەای است، پس پاسخ عدم همگرایی و وجود انشقاق و انشعاب در میان تمام احزاب و سازمانهای سراسری از همە طیف ها چیست؟ "فدائیان، سلطنت طلبان و ملی گراهای چهل تکە" بر بستر کدام هنجار اجتماعی و فرهنگی و فکری و بر بستر کدام منافع قادر بە گفتمان و اتحاد مفید با همدیگر نیستند؟
اندیشمندان و سیاست پیشگان مرکزگرا از طرفی کردها را جزء جدایی ناپذیر ایران و فرهنگ باستانی آن می پندارند و از طرف دیگر مانند آقای جهانبگلو، زیبا کلام ، همایون و دیگران آنها را جدابافتە از پدیدە من درآوردی "ملت ایران" می بینند و تلاش می کنند، خصوصیات مخصوص برای آنها قائل شوند، تا آنان را دشمن خود ، ایران و عظمت تاریخی، فرهنگی و زبانی خود بپندارند! چنین است کە دوستان در گفتار و کردار دچار تناقض می شوند.

چشم در برابر چشم

استاد جهانبگلو می گوید :
" ایدئولوژی‌هایی که تاکنون در میان کردها شعار چشم در برابر چشم ** را تبلیغ کرده‌اند، فقط به نابینا کردن تعداد بیش‌تری از کردها کمک کرده‌اند"

آقای دکتر جهانبگلو در طول گفت و گو با هدایت جان یک مورد مثبت در حوزە اندیشە، فکر و سیاست در میان کردها بە نظرشان نرسید کە از آن بگوید، تو گویی ایشان بدبین بە همە چیز کردها هستند، در همین راستا بە شعار چشم در برابر چشم و تبلیغ آن در میان کردها اشارە می کند.
شکی نیست نمی توان، فرهنگ، باورها، تاریخ و سیاست مردم و احزاب کرد در خاورمیانە سرشار از تضاد را، بزک کرد و گفت کردها بکلی تافتە جدابافتە در منطقە هستند، بهیچوجە چنین نیست. در این فرهنگ و در میان این مردم افکار پوسیدە و ضد ارزشهای انسانی وجود دارد و احزاب کرد بدترین جنایات را در حق مردم کرد و یکدیگر مرتکب شدەاند و در میان این ملت تفکرات چندش آور و فرهنگ منزجرکنندە و کردار مشمئزکنندە هم وجود دارد، اما همە اینها معرف یک ملت چهل ملیونی نیست، همچنانکە همە ملت فارس را نباید بر اساس تفکرات، فرهنگ و سیاست حاکم بر امروز ایران، کە در کهریزکها بازتاب یافتە، سنجید.

اما جهت اطلاع آقای جهانبگلو باید گفت آخرین بار شعار چشم در برابر چشم درست در پایتخت ایران و در جریان تظاهرات جنبش سبز در سال ٢٠٠٩/٢٠١٠ بار دیگر شنیدە شد. آنانکە شعار "می کشم می کشم آنکە برادرم کشت" را سر می دادند، کرد نبودند، طرفداران جنبش سبز در تهران بودند. مردم کردستان در همین مقطع زمانی در اعتراض بە اعدام فرزندانشان شیرین، فرهاد، فرزاد،علی، مهدی نە تنها چنین شعاری سر ندادند، بلکە اعتصاب عمومی بدون خشونت را پیش بردند.

اگر شما در جریان انقلاب ١٣٥٧ و قبل از آن بودە باشید، باید بدانید در کردستان تا سرنگونی رژیم پهلوی کمتر دیدە شد ساختمانی آتش زدە شود یا شیشە جایی شکستە شود. تمام خشونتی کە در جریان سال ٥٧ در تهران ،اصفهان، قم و دیگر نقاط ایران بە چشم می خورد، در هیچ کدام از شهرهای کردستان دیدە نشد.
دو رژیم پهلوی و جمهوری اسلامی ایران از طروق مختلف مردم کرد را بە کاری کە نکردەاند، بە فکری کە نداشتەاند بارها و بارها متهم نمودەاند. فضای فکری ایران را علیە کردها کاملا" مسموم کردەاند، زمانی در رژیم گذشتە فیلم "صادق کردە" را می ساختند. این فیلم کردی را نشان می داد کە بی محابا انسان می کشت. در جمهوری اسلامی ایران مراکز متعددی بە نام مراکز فرهنگی، هنری و تحقیقاتی ایجاد کردەاند کە تولیدات آنها بطور مستمر در جهت مسموم کردن اذهان عمومی نسبت بە کردها است. در این سالها پاسدارانی را می بینیم کە بە نام محقق، دکتر و استاد دانشگاە دروغهای شاخدار علیە کردها و رهبران سیاسی آنها و مردم عادی تولید می کنند، آخرین کشف یکی از این پژوهشگران بە نام عاکف چنین است:
"در يكي از مراسم‌، عروسی، سر 10 تن از بچه‌های سپاه را در مقابل چشم‌های قاسملو از تن جدا كردند ولی وی خم به ابرو نياورد" (سعيد عاكف پژوهشگر دفاع مقدس در گفت‌وگو با باشگاه خبری فارس «توانا»). http://fashnews.ir/archive/news/22-news/5660-2010-09-04-10-10-17.html"

ایدئولوژی

در مورد نقش ایدئولوژی، حق با شماست. اما شما ظاهرا" در مورد کردها و احزاب سیاسی آنها و عمدتا" کردستان "ایران" اظهار نظر می کنید. شما در صحنە سیاسی امروز کردستان"ایران" هیچ حزبی را نمی بینید کە ایدئولوژی خاصی را یدک بکشد. حتی تنها حزب اسلامی موجود در کردستان ایران- "حزب خبات"، دارای آن مشخصات ایدئولوژیکی کە مد نظر شماست، نیست. حزب دمکرات خود را سوسیالیست می داند و عضو انترناسیونال سوسیالیست هم هست، کومەلە هم ‌بە همچنین. حزب کمونیست هم کە بە کردها نسبت دادە میشود یک حزب ایرانی و سراسری است.

شما در طول گفتگو با آقای هدایت جان(؟) بدون استناد بە واقعیت احزاب کردستانی، بدون در نظر گرفتن تاریخ و واقعیت امروز کردستان کە بسیار با ٣٠ سال پیش متفاوت است و بدون استناد بە منابع در بارە کردستان بە نظر پردازی پرداختەاید. از شما کە بە عنوان پژوهشگر فرهیختە در جامعە ایران مطرح هستید، انتظار بیشتری می رود. باز جای شکرش باقی است کە شما خشونت ورزی کردها را ژنتیکی نمی دانید، یا مانند پیامبر مسلمین آنها را از تخم اجنە به‌ حساب نمی آورید، یا مثل ترکان عثمانی آنهارا ترک کوهی نمی خوانید و مانند برخی وحشی نمی پندارید!

سخن آخر

همانطور کە اشارە شد آقای جهانبگلو نە فاکتی ارائە دادەاند و نە دلیل و برهان و مثالی برای اثبات ادعاهای خود آوردەاند، اما بدون شک در ضمیر خودآگاە ایشان فاکتهایی باید وجود داشتە باشد. آیا می توان باور کرد کە آقای جهانبگلو اصولا" دیدی بدبینانە نسبت بە "کردها" و "احزاب کردی" و حرکت سیاسی کردها داشتە باشد؟ این بدبینی از کجا ناشی می شود؟ آیا این بدبینی و عدم اعتماد نسبت بە کردها کە حکومتها آنرا دامن می زنند، در میان احزاب، سازمانهای سراسری ، روشنفکران ، اندیشمندان و خداوندگان فرهنگ این سرزمین هم وجود دارد؟
آیا اگر بجای بدبینی کاذب و دور از عقل و منطق، کردها آنطور کە هستند پذیرفتە شوند، بستر مناسبی برای همگرایی، همفکری، تفاهم و گفتمان پیش نخواهد آمد؟ آیا آقایان جهانبگلو، زیبا کلام، همایون و بسیاری دیگر اگر توهم توطئە از طرف کردها را از سر خود بیرون کنند و مثبت بیاندیشند، امکان مبارزە با توطئە هم اگر وجود داشتە باشد از بین نخواهد رفت؟ چرا باید انتظار داشتە باشیم ملت کرد در چنین فضائی بە زندگی مشترک با چنین حکومتی و با چنین روشنفکرانی ادامە بدهد؟ آیا واقعا" باید خود را قیم این ملت و ملتهای دیگر دانست و آنها را صغیر قلمداد کرد واز مرکز بر آنها حکم راند؟چرا باید آنها زبان دیگری را انتخاب کنند؟چرا باید خادم فرهنگ دیگری باشند؟ پس فلسفە وجودی کرد بودن، آذری بودن، فارس بودن، عرب بودن، بلوچ بودن، ترکمن بودن بە چە درد می خورد؟ اگر ممکن است،چرا همە خود را بعنوان گروهای اتنیکی مشخص حل نمی کنیم و از نو ملتی بە خواست و ارادە خود از همە آنها درست نمی کنیم؟ اسکندر مقدونی، هیتلر، آتاترک و رضا شاە همە در این راە تلاش کردند، نتیجە جز تجزیە اجزاء "کلیت ها" چیز دیگری نبود، خمینی در فکر ساختن امت واحد اسلامی بود، امروز وارثان او عاجز تراز آن هستند، بتوانند اتحاد میان شیعە ایران در قم را حفظ کنند.

بە گمان من باورمندان بە تئوری توطئە، کردها و دیگران را بسوی انتخاب حق مسلم، انسانی و مشروع استقلال سوق می دهند، همچنانکە توهم تئوری توطئە در کلە رهبران ایران، رژیم ایران کنونی را بطرف سقوط سوق می دهد.

آلمان- اکتبر ٢٠١٠




* کرد و شیوەهای مبارزە
**در رابطە با همین شعار چشم در برابر چشم، توجە شما را بە نمایشنامەای بە همین نام اثر زندە یاد دکتر غلام حسین ساعدی جلب می کنم، اندیشمندی کە ٤٠ سال قبل بە ریشەهای این فرهنگ و ایدئولوژی پرداختە است، اما فرهنگی کە دکتر ساعدی آنرا بە انتقاد می کشد مختص کردها نیست بلکە فرهنگ آنان است کە در سرکوب و اعمال خشونت در طول تاریخ ایران ید طولانی داشتەاند! : "

 

 

منبع: http://kurdishperspective.com/index.php?id=2414

 

 

Share this Artcle
  

vokradio.jpg
  Listen 2 vokradio at http://vokradio.listen2myradio.com

free stats