Iranian Culture & Art Club of Fresno
به صدای کوردستان از آمریکا خوش آمدید-
رادیو ده نگی کوردستان له ئامریکا
Voice of Kurdish-American Radio for Democracy, Peace and Freedom

Warning: Call-time pass-by-reference has been deprecated in /home/content/v/o/k/vokradio/html/mambots/content/joscomment.php on line 51
تأملی بر نشست اپوزيسيون ُ کردی با رژيم ايران چاپ ارسال به دوست
vokradio, Losangeles, California, USA   

تأملی بر نشست اپوزيسيون ُ کردی با رژيم ايران

آلمان، ژانويه ی ٢٠، ٢٠١٥

 ناصر ايرانپور

 
 naser_iranpour.jpg
 در هفته ها و ماههای اخير رسانه ای شدن نشست هيئت سياسی حزب دمکرات کردستان با دولت ايران بحثهايی برانگيخته است: برخی آن را  'واقع بينی" و برخی ديگرزيانبخش توصيف نموده اند. ذيلا تلاش می شود ملاحظات شخصی راقم اين سطور با علاقمندان درميان گذاشته شود. از نظر وی نه ضرورت، بلکه امکان مصالحه با رژيم به دليل سرشت و رويکرد تاکنونی آن منتفی است، لذا سرمايه گذاری مفرط روی آن و تأکيد تورم وار رسانه ای آن سودمند نيست.

١. رئوس کلی، اصول راهبردی و کارپايه ی سياسی احزاب کردستانی در برنام هه ای آنها مدون شد ه اند. غالب اين احزاب در تلاش استقرار يک نظام دمکراتيک فدرال و تحقق خواسته های مردم کردستان مبنی بر ايجاد يک حکومت منطقه ای کردستان درچهارچوب آن و مشارکت سازمانيافته و جمعی در حاکميت مرکزی می باشند. حتی کومله ی حزب کمونيست ايران با برنامه ی خود برای حاکميت مردمی در کردستان' و حزب حيات آزاد کردستان (پزاک) با 'کنفدراليسم دمکراتيک' خود مخالفت اصولی با آن ندارند، هرچند ترجيح بند آنها عين اين نظام (فدراليسم) نباشد. چنين به نظر می رسد که از اين اصل و مطالبه ی تاريخی عدول نخواهد شد. اين از نظر من نيز درست است، چه که به دلايل عديده تنها چنين مکانيسمی در ايران متضمن حقوق ملی و جمعی ُ کرد خواهدبود.

٢. بر کسی پوشيده نيست که ماهيت ضدمکراتيک حکومت اسلامی ايران به لحاظ ساختاری با روی کارآمدن آقای روحانی کوچکترين تغييری نکرده است؛ نه خود چنين ادعايی کرده و نه عملکردها و سياستهای آن اين را بدست می دهند، طوريکه اين رژيم همچنان مانع اصلی استقرار دمکراسی و فدراليسم در ايران می باشد. اساسًا اين رژيم متمرکز و بناشده بر استبداد سياسی و مضافا فاشيسم مذهبی، قومی و جنسيتی ظرفيت پذيرش مطالبات دمکراتيک بنيادی و ساختاری را ندارد. لاجرم بايد يا به شيو ه ای مسالمت آميز برکنار و يا بطور قهرآميز به زير کشيده شود.  

 

٣. چگونگی تحقق اين امر و روند تحولات ساختاری و استقرار دمکراسی نهادی در ايران اما از پيش تعيين شدنی نيست و به فاکتورهای متفاوتی به ويژه گستردگی و ژرفش جنبش اعتراضی و مدنی مردم ايران و توان و نوع مقاومت رژيم در برابر آن بستگی دار د. طبيعتا اولويت بايد تحول دمکراتيک هرچند آهسته ، اما مسالمت آميز در کشور باشد. برای تحقق اين گزينه نيز نبايد از هيچ تلاشی دريغ
ورزيد. بر همين مبنا شايسته است از هر حرکت مسالمت آميز داخلی در راستا ی تحول مثبت در جامعه و گسترش جامعه ی مدنی پيشتيبانی کرد. جنبشهای مدنی نه رقيب احزاب سياسی، که مکمل و حتی لازمه ی کار کلاسيک اپوزيسيونی آنها میباشند. بر مبنای همين درک بايد مشوق تشکيل دسته و گروه و انجمن و حزب و جبهه در داخل ايران، مشوق مشارکت مردم در پروسه های نيمه يا شبه دمکراتيک حتی در چهارچوب اين حکومت ضددمکراتيک بود و اصولی نيست تلاشهای فعالان داخلی با بدبينی و سو ءظن رد و يا کم ارزش شمرده شود. باری، خواسته های احزاب کردستانی علی الاصول ساختاری اند، بنيادی اند، اما اشتباه است که تا تحقق آنها دست روی دست گذاشت و از طرح خواسته های جزئی تر و تلاش برای تغييرات کوچکتر صرف نظر کرد، حتی اگر مقطعی هم باشند.
 
بايد ديناميسم تغييرات آهسته در جامعه را شناخت و بر اساس آن تحرک اجتماعی را مورد حمايت قرار دا د و حتی سازماندهی کرد. اساسًا بايد مردم را از انتظار تا روز موعود بدرآورد؛ روزی که گويا از سوی پيشروان و ناجيان جامعه رها خواهند شد. اين انتظار بايد جای خود را به خوداتکايی و پيدايش ارکان گونهنگون جامعه ی مدنی و حوزه ی عمومی بدهد از انجمن حقوق بشری، تشکل صنفی
و گروه و حزب سياسی قانونی گرفته تا مطبوعات آزاد و مستقل. بر چنين بستری مردم آزموده می شوند و پيامد مثبت تغييرات در زندگی خود را خواهند ديد، جامعه از حالت 'يا انفعال يا راديکاليسم' بدرخواهد آمد و از قطبی شد ن آن جلوگيری خواهد شد و اين اتفاقًا سرکوب نيروهای پيشرو در جامعه برای رژيم را دشوارتر خواهد کرد. برداشت من اين است که احزاب کردستانی چنين درکی
از کوششهای مدنی و سياسی مسالمت آميز داخل کشور دارند. اگر در گذشته به طور موردی از اين يا آن حرکت مثلا اصلا ح طلبان کرد حمايت تبليغی آشکار نکرده اند، نه به اين جهت بوده که به آن بدبين و مظنون بود ه اند، بلکه تنها بدين دليل بوده که نخواسته اند منشاء دشواری برای آنها گردند و عرصه ی تلاش و ميدان عمل آنها را تنگ تر سازند.
 
٤. باری، احزاب کردستانی در همان حال که آماجهای استراتژيک خود را دور نيانداخته اند، در همان حال که مقاومت حتی مسلحانه را حق طبيعی و در شرايطی حتی ضروری میدانند، همواره اعلام داشته اند که خود فی النفسه شيفته ی تقابل رودررو و راديکال و قهرآميز نيستند و ترجيح می دهند در ميان مردم، با مردم و از راههای آشتی جويانه به آمال خود دست يابند و خود را به محک آزمايش مردم بگذارند. من مطمئنم که بيشتر آنها حتی اگر تنها امکان مشارکت در پروسه ی سياسی شورای شهرها را نيز می داشتند، از آن استقبال میکردند و بهره میجستند. اگر اين امر تحقق نيافته ، اين در درجه ی نخست نه به 'کلي تگرايی' و 'منزه طلبی' مفروض آنها، که به خود ماهيت و رويکرد واقعی رژيم 'جمهوری' اسلامی ايران برمی گردد که نه تنها از تحزب و فعاليت متشکل و منسجم سياسی در جامعه هراس دارد، بلکه حتی هر حرکت منفرد مدنی حقوق بشری را نيز با خشونت پاسخ می دهد.

 

٥. بر پايه ی همين درک معتقدم که اگر رژيم ايران در مقام گفتگو با احزاب کردستانی و شکستن انسداد سياسی موجو د برآيد، اين احزاب آن را پيشاپيش رد نمی کنند. به باور من هم اگر تنها اجرای مواد معوق ه ی ١٥ و ١٩ قانون اساسی خود اين رژيم حاصل اين گفتگوها باشد، باز برد با مردم است، برد با اين احزاب است، با عدالت و دمکراسی و صلح است، با جامعه ی مدنی کردستان است. لذا
حتی باوجود تجارب تلخی که در گذشته در حوزه ی گفتگو با رژيم موجودند، اين در را نبايد برای هميشه بست. آری، کردستا ن قربانی مصالحه جويی خود و تروريسم 'جمهور ی' اسلامی ايران بوده است. اما با اين وصف نيز نبايد از پرنسيپهای خود جهت آماده سازی بستری مناسب برای حل آشتی جويانه و گا م به گام مشکلات مردم دوری جست.
 

٦. آيا اين سياست "سازشکارانه " و  وداع با تقابل براندازانه با رژيم است؟ به باور من خير. سازش در اصول و استراتژی نيست، حتی عقب نشينی از تلاش برای سرنگونی نيست؛ حداکثر سازش در نوع تلاش برای دستيابی به اين اصول و استراتژی است، عقب نشينی از تقابل فيزيکی با رژيم است. اين سازشها بطور طبيعی يک طرفه نخواهند بود؛ رژيم نيز سازش خواهد کرد، عقب نشينی خواهد کرد. در نهايت بازنده نه اپوزيسيون در تبعيد يا در اسارت، بلکه استبداد و ديکتاتوری خواهد بود، پيامد درازمد ت آن نضج و تکوين جامعه ی مدنی خواهد بود. در صورت موقفيت آميزبودن چنين 'مصالحه ای' کمترين سود آن اين خواهد بود که اين احزاب قادر خواهند گرديد در جامعه ی خود بسترسازی کنند، توده ها را علاقمند و فعال کنند، بسيج کنند، به گفتمان روز آنها تبديل شوند، اين پيام را به آنها بدهند که حاضر شده اند برای بهبود زندگی آنها همين اکنون و نه در آينده ای دوردست مصالحه کنند. اين نه از توهم، نه از استيصا ل، که از اعتماد به نفس آنها حکايت می کند، از احساس مسؤوليت آنها در برابر مردم حکايت میکند، از شناخت آنها از ديناميسم تغييرات تدريجی در جامعه حکايت می کند.

  

٧. گفته می شود که رژيم ايران آنقدر ناتوان نيست تن به مصالحه و مسامحه بدهد. به باور من رژيم ايران بسيار ناتوان تر از آن است که به نظر می آيد. رژيمی که از هر حرکت کوچک مردمی بلافاصله به وحشت می افتد و عکس العمل شديد سرکوبگرانه از خود نشان میدهد، نمی تواند توانمند باشد، رژيمی که از دادگاهی کردن افراد محبوس خودی نيز واهمه دارد، لرزان تر از آن است که مینماياند.
وحشت رژيم به ويژه از ناحيه ی کردستان است، چه که میداند اين خطه پتانسيل عظيم مخالفت و مقاومت حتی مسلحانه را در خود نهفته دارد. مگر غير از اين است که رژيم بعد از بيش از سه دهه و نيم قلع و قمع سراغ اين احزا ب، احزابی که در قاموس آن گويا وجود خارجی ندارند، آمده و پيشنهاد نشست و گفتگو داده است؟ تاز ه گيريم رژيم حال به هر دليلی تن به مصالحه نمیدهد. مگر
غيراز اين است که بازنده ی رويکرد امتناع در بعد درازمدت خود رژيم 'جمهوری' اسلامی خواهد بود؟

نيروهای جامعه ی مدنی، افکار عمومی، مردم ايران و منطقه و جهان باری ديگر درخواهند يافت که احزاب کردستانی مسالمه جو هستند، راسيونال هستند، رئاليست هستند، پراگماتيست هستند و اين جمهوری' اسلامی ايران است که با توتاليتاريسم و راديکاليسم سياسی و مذهبی خود مانع هر گونه تحول مسالمت آميز دمکراتيک در جامعه بوده است. اين پيام داده میشود که اگر جامعه ی مدنی در ايران با شموليت کردستان ضعيف است، اين در درجه ی نخست به ساختار و عملکرد خود رژيم برمی گردد و نه به 'راديکاليسم' فرضی يا واقع ی مخالفان آ ن. ماحصل سياست مصالحه ستيزانه ی رژيم می تواند افزايش پولاريزاسيون سياسی موجود و مأيوس شدن نيروهايی از جامعه باشد که تاکنون به تحول مسالمت آميز درجامعه و استحاله ی رژيم دل بسته بودند، اين نيز با اين پيامد که بخشی از اين نيروها به ناگزير ديريازود به اپوزيسيون برانداز خواهند پيوست. لذا بازنده ی رويکرد مدارای احزاب ُ کردی و ادامه ی سياست 'بکش و ببر' رژيم در نهايت تنها راديکاليسم و دسپوتيسم حاکم خواهد بود. خشونتگرايی رژيم نمی تواند قهر و خشونت تود ه ها را در خود نپروراند.

  

٨. اما آيا از آنچه گفته شد می توان استنتاج نمود که مذاکره با رژيم در شرايط مشخص کنونی بطور واقع موضوعيت دارد؟
 
به باور من خير. آنچه شرحش رفت، تنها نظرياتی در ارتباط با تعامل اصولی با نفس مذاکره بود که در بين احزاب و نخبگان و فعالان ُ کرد اجماع عمومی در مورد آن وجود دارد. موضوعيت ندارد نه به خاطر اينکه اپوزيسيون برای آن آمادگی ندارد، بلکه دقيقا برای اينکه خود رژيم برای آن آمادگی ندارد و اساسًا ظرفيت آن را ندارد: برای اينکه اعتماد به نفس ندارد، از مردم وحشت دارد، از رقابت سياسی
بدون بهره گيری از چماقداران و بسيج و لباس شخصی ها و اطلاعات و زندانش واهمه دارد، برای اينکه باوجود قدر قدرتیاش درعرصه ی نظامی و امنيتی در ارتباط با اپوزيسيون از اشاعه ی آلترناتيوهای موجود در جامعه برای ساماندهی آن ، از ديناميسم هر گشايش سياسی حتی کوچک در جامعه وحشت دارد. اقتدار نمايشی حکومت اسلامی نه بر پايگا ه و اقبال تود های، بل بر اعمال استبداد، ممنوعيت و زندان و حبس خانگی و شکنجه و اعدام و ترور استوار است. چنانچه اين ابزارهای تمهيدی استبداد نمانند، رژيم جمهوری' اسلامی هم باقی نخواهد ماند.
 
مذاکره همچنين موضوعيت ندارد، چون سران رژيم همچنان با خردگرايی فرسخها فاصله
دارند و مصالح قشری خود را، تحميل جهان بينی تحجرآميز خود به هر قيمتی را بر مصالح و اراده ی مردم ترجيح میدهند. مذاکره موضوعيت ندارد چون رژيم پتانسيل تغيير ندارد. اگر اين رژيم با اين ماهيت حاضر به مذاکره باشد، تنها به اين دليل خواهد بود که میخواهد به اقرار خود تهديداتی که متوجه اش هستند را کاهش دهد و نه شکستن انسداد موجود بين خود و اپوزيسيون را.
 
مذاکره و مصالحه ی رژيم با اپوزيسيون اساسًا هيچگاه در طول حيات خشونت بار ٣٥ ساله اش موضوعيت واقعی نداشته . مگر غير از اين است که رژيم از نيت و تلاش احزاب کردستانی برای حل صلح آميز مسأله ی کردستان برای محو فيزيکی رهبران آ ن در هنگام مذاکره به شنيع ترين و ناجوانمردانه وجه خود بهره گرفت. خصلت برجسته ی رژيم قبل از اينکه استبداد مذهبی اش باشد، شيادی اش است، پليدی اش است، و هيچ نشانه ای بر تغيير اين خصلت اخلاقی پستد ر رژيم چون يکی از شروط اساسی مصالحه در چشم انداز نيست. علی الخصوص ترور دکتر قاسملو هنگام مذاکره در اعماق روان اجتماعی مردم کردستان چون مصداقی برای پستی و رذالت و دنائت اين رژيم حک خورده است، همين هم هضم حتی بحت پرنسيپال در مورد مذاکره با اين رژيم ر ا به حق برای بسيار ی دشوار ساخته است.
 

٩. حال با آنچه گفته شد موضع احزاب ُ کردی در ارتباط با مذاکره و کلا برخورد رسانه ای با رژيم چگونه بايد باشد؟

به باور من در ضمن تأکيد اصولی بر نفس مذاکره و بر اراده ی آنها برای حل صلح آميز مسأله ی کردستان و آمادگی برای پذيرش رقابت سياسی سالم در جامعه بايد محور و رکن اصلی گفتمان سياسی اپوزيسيونی آنها افشاگری در مورد خشونتگر ايی اين رژيم و عدم تمکين آن به
سازوکارهای دمکراتيک و حتی برخی قواعد دمکراتيک نمای خودش و وجود تجربه ی تلخ گذشته در اين حوزه باشد.

بايد خطاب به نيروهای داخلی که به درستی بر ضرورت حل معضل از طريق مسالمت آميز و گشايش فضای سياسی در راستای استحاله ی تدريجی و مسالمت آميز رژيم تأکيد دارند، نيز گفته شود که نخست اينکه توپ در اين ارتباط هنوز در زمين رژيم است و نکوهش اصلی آنها بايد متوجه خود رژيم باشد و نه قربانيان آن. لازم هم نيست که آنها گفتمان 'راديکال' و 'کلي تگرايانه ' داشته باشند. لازم نيست بمانندکسانی چون رئيس دانا و زرافشان و ستوده و نوريزاد و کبودوند در بند از خود مايه بگذارند. در مورد حبس خانگی غيراخلاقی و حتیطبق ضوابط خود رژيم غيرقانونی 'رهبران فتنه ' که به هر حال زمانی رهبران خود اين نيروها و دست کم مورد تأييد آ نها بودند ، هم چيزی نگويند؛ کافی است تنها اجرای مواد معينی از قانون اساسی خود رژيم که مثلا به 'حقوق ملت' مربوطند را مطالبه کنند، تا لااقل بستر و فضايی برای رقص ميانه ميدانی نيروهای ميانه رو جامعه مهيا گردد. دوم اينکه شايسته نيست از احزاب سياسی توقع داشته باشند که برنامه های راهبردی خود که مانيفست مطالبات تاريخی ُ کرد بوده است را دور بياندازند و عملا خود را چون حزب سياسی منحل
سازند، تا بتوانند خدای نخواسته از رژيم مشروعيت و مجوز فعاليت سياسی بگيرند، چه که هيچ جامعه ی سالمی بدون احزاب سياسی متعارض نمی تواند وجود خارجی داشته باشد. به ويژ ه اينکه احزابی هم هستند که دقيقًا اينکار را کرده اند و با اين وصف از مشارکت در پروسه ی سياسی جامعه محروم مانده اند. سوم اينکه آنچه آنها از احزاب سياسی اپوزيسيون مطالبه م یکنند، بايد علی القاعده برای خود آنها که تحزبی ندارند ممکن باشد. اگر اين برای آنها که خطر امنيتی جدی برای رژيم محسوب نمی شوند، ممکن نيست، چگونه توقع آنرا از احزاب سياسی ای دارند که بر حسب تعريف و رسالت آلترناتيو رژيم محسوب می شوند ؟

ختم کلام اينکه خواندن آيه ی يأس در خارج و مرعوب و محسور ميدانداری رژيم شدن در داخل، ميدانداری ای که بر سرکوب و خشونت استوار گشته و نه بر رضايت مردمی، به زيان مردم است. آنکه رقص ميانه ی ميدان می خواهد بايد به آنانی که ميدان را غصب نموده اند، مراجعه کنند و نه به آنانی که از ورود به آن و انجام رقص در ميانه و يا حاشيه ی آن منع شده اند. احزاب کردستانی نيز بايد ضمن ابراز آمادگی برایگفتگو و حل صلح آميز تنش ها اين پيام و اطمينان را به افکار عمومی بدهند که آماجهای تغييرناپذير خود که همانا رهائی مردم کردستان از قيد استثمار و استعمار و استبداد جمهوری اسلامی باشد، را به فراموشی نسپرده اند و از سازماندهی حزبی در درون جامعه، تهييج و جذب مردم حول اين آمالها، جلب افکار عمومی جهان و کشورهای تأثيرگذار در مبارزه عليه جمهوری اسلامی برای استقرار دمکراسی در جامعه غافل نخواهند ماند. اين بايد ديسکورس و پايه ی استدلال اپوزيسيون باشد. بايد و می توان از بحثها و استدلالهای موجود در مورد جامعه ی مدنی، حوزه ی عمومی و اخيرًا مذاکره استقبال و اما بر عليه خود رژيم بهره گرفت. گفتمان و توجيهاتحزب دمکرات کردستان در اين زمينه، اما، چنين نبوده ، بلکه از موضع ضعف، مبهم ، متناقض و موجد سوءتفاهماتی بوده است. بر اپوزيسيون ُ کردی، از جمله حزب دمکرات کردستان، است که در اين رهگذر نه تدافعی، که تهاجمی برخورد کند. متأسفانه از اين نظر هم اهمال شده است. اين احزاب بايد تا گشايش فضای باز سياسی در جامعه و يا دست کم هويداشدن نشانه های جدی برای مصالحه از سوی رژيم که البته بغايت نامحتمل می نمايد محور اصلی تبليغ خود را بر نفی ترجيحا صلح آميز و در صورت ضرور قهرآميز رژيم در کليت خود قرار دهند و نه مصالحه با آن. درغيراينصورت آسيب های آن بيشتر از سود آ ن برای مردم و حزب مربوطه خواهد بود.

١٠ . همچنين اين اصل نيز بايد خدشه ناپذير بماند که مذاکره ی مفروض بايد از سوی نه يک حزب معين، بلکه از طرف يک ائتلاف، دست کم به نمايندگی از طرف آن صورت گيرد و در مورد مفاد آن توافق حاصل شده باشد.


 

 

 

Listen live to voice of Kurdish-American Radio for Democracy, Peace and 
Freedom
free stats

 

 
< بعد   قبل >

Polls

VOK Radio Newsletter

Name: 
Email:  
Subscribe Unsubscribe

Calendar of Events

« < July 2017 > »
M T W T F S S
26 27 28 29 30 1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31 1 2 3 4 5 6
No events
© 2007 - 1396, VOK Radio