Iranian Culture & Art Club of Fresno
به صدای کوردستان از آمریکا خوش آمدید-
رادیو ده نگی کوردستان له ئامریکا
Voice of Kurdish-American Radio for Democracy, Peace and Freedom

Warning: Call-time pass-by-reference has been deprecated in /home/content/v/o/k/vokradio/html/mambots/content/joscomment.php on line 51
بهار موحد و استاد على اكبر مرادى در يكمين اثر هنرى خو د موسيقى كوردى "نور باده" چاپ ارسال به دوست
vokradio, Los Angeles, California, USA   
  بهار موحد و استاد على اكبر مرادى در يكمين اثر هنرى خود موسيقى كوردى
"نور باده"

Bahar Movahed and Ali Akbar Moradi – Goblet of Eternal Light

 
١٠bahar_movahed.jpg آپريل ٢٠١٢ ميلادى  

 صداى كردهاى مقيم امريكا در ادامه حمايت و معرفى هنرمندان و آثار هنرى كه به فرهنگ و هنر گرانبهاى كردستان پرداخته اند، اينبار به معرفى آخرين كار مشترك استاد على اكبر مرادى و خانم دكتر بهار موحد به نام "نورى باده"  مي پردازد. چيرگى كار استاد مرادى در نواختن تنبور، موسيقى مقامى و عرفانى كردستان، انتخاب اشعار و الحان هماهنگ و موزون و صداى زيبا، پخته و قدرتمند خانم موحد در بيان اين موسيقى اين اثر را به يك كار هنرى ماندگار تبديل كرده است. در آميختگى صداى تنبور و آواز عرفانى آن، اشعار جاودانه مولوى كرد، گوران،  نالى ، محوى و سيد صالح كرمانشاهى، در ضرب آهنگ مداوم دف با ورود صداى خانم موحد به اوج خود مي رسد و شنونده را به سرزمين مردمانى مي برد كه موسيقى ، نغمه ها ، چكامه ها و لالائيشان بر آمده از بطن تاريخ سرزمين هائبست كه اكنون متمركز يا پراكنده در لحن اين آوازها زنده است 

اين سى دى شامل ٧ قطعه از موسيقى عرفانى و عاشقانه كردهاست با الهامى متعهدانه به موسيقى غنى و اصيل ايرانى كه خود از يك ريشه  و يك سرزمينند. تمامى اشعار، بيوگرافى شاعران و هنرمندان همراه با معرفى ساز تنبور به سه زبان كردى، فارسى و انگليسى همراه جزوه اى ضميمه اين كار هنرى مي باشد.  براى تهيه اين سى دى مي توان به سايت آمازون يا به سايت زير مراجعه كرد

http://www.traditionalcrossroads.com

بيوگرافى بهار موحد 

بهار موحد متولد ۱۳۵۸ در تهران است. یادگیری موسیقی را در سنین کودکی با آموختن ساز پیانو آغاز کرد و در نوجوانی و جوانی با شیوه نواختن تنبور و تار با  بهره مندی از محضر اساتیدی چون استاد سید امرالله شاه ابراهیمی، کیوان ساکت و محمد رضا ابراهیمی آشنا شد. او از سال ۱۳۷۷ فراگرفتن آواز را نزد اولین استادش خانم پریسا آغاز کرد.

پس از اتمام یادگیری ردیفِ "محمود کریمی" نزد خانم پریسا، او دوره ای به فراگیری سلفژ نزد آقای کامران امید پرداخت و پس از آن در جلساتی از راهنمایی های آقای شهرام ناظری بهره مند شد. در سال ۱۳۸۲ همزمان با فارغ التحصیلی در رشته دندانپزشکی و گذراندن دوره طرح پزشکی، او به فراگیری شیوه "طاهرزاده" نزد آقای حمیدرضا نوربخش پرداخت و پس از اتمام این دوره، تلفیق شعر و آواز را نزد ایشان آموخت. او در اواخر سال ۱۳۸۵ در کارگاه آواز استاد محمد رضا شجریان شرکت کرد و پس از برگزاری چند آزمون به افتخار شاگردی استاد شجریان دست یافت و به یادگیری شیوه آوازی ایشان روی آورد.

وی از سال ۱۳۸۶ به آموزش درس "جواب آواز" در هنرستان موسیقی دختران مشغول شد و نیز به آموزش ردیف آوازی در برخی آموزشگاه های آزاد موسیقی پرداخت.

بهار موحد در طی این سالها در کنار تحصیل در مکتب استادان گرانقدرآواز، همواره به یادگیری سبک و شیوه آوازخوانی قدمای آواز ایران نیزعلاقمند بوده و به تمرین و تقلید شیوه های برخی از آنها می پردازد. او همواره به دنبال راهی برای  به دست آوردن تجربه های نو  و به عمل رساندن آموزه هایش بوده  و امیدوار است تجربیات خوبی در این زمینه داشته باشد. او که زبان نیاکان پدری اش کُردی است و علاقه ی بسیار به یادگیری گویش و بیان زبان کُردی و موسیقی غنی و پر رمزو راز این قوم داشته، در سال ١٣٨٧ به یادگیری مقام ها و تصانیف کُردی نزد استاد علی اکبرمرادی روی آورد و از کمک ها و راهنمایی های ایشان بهره ی فراوان برد. آثار ارائه شده در این مجموعه حاصل زحمات و آموزش های این بزرگوار، و شور و شوق بهار برای تجربه مرحله ای دیگر در مسیر آموختن بوده است
 

 

Biography: Bahar Movahed

Born in Tehran in 1979, Bahar Movahed was introduced to music at an early age. She took up the Piano as a child and learned the Tanbour by taking formal lessons from Virtuoso Seyed Amrollah Shah Ebrahimi. Musically curious, she also began learning the tar with Keyvan Saket and Mohammad Reza Ebrahimi had the honor of taking vocal classes of Mrs. Parissa, with whom she completed the vocal Radif of Mahmoud Karimi. Later, Bahar received sight-reading lessons from Kamran Omid and took advantage of Shahram Nazeri's vocal style and method by participating in some of his classes.

In 2003, Bahar earned her D.D.S degree and became a participant in a government physician program. She worked as a government medic until 2005, but managed to work on honing her vocals all the while. She sought out around this time Hamid Reza Noorbakhsh who instructed her in the vocal method of Taherzadeh. Under Noorbakhsh's tutelage, Bahar gained the ability to combine music with lyrics and poetry. By 2006, she had participated in Maestro Mohammad Reza Shajarian's vocal workshops and, after passing the required exams, became a formal vocal student of the famed Shajarian.

The perpetual pupil turned teacher in 2007, leading "Response to Vocal" at Honarestane musighie dokhtaran (Girl's school for music) and teaching vocal Radifs in various music institutes ever since.

While, for years, being professionally trained under supervision of the most respected Persian traditional vocalists of today, Bahar has always been a true admirer of old ways of Persian traditional music. Therefore, she has continuously taught herself the early ways of Persian vocals by practicing and imitating the methods, style and techniques of past Persian musical stylings. Through her unique training opportunities she gained valuable guidance from her teachers and has partnered their advice with her years of training, to further improve and shape her musical skills. Being from Kurdish descent, Bahar was always keen to learn the Kurdish language and was often mesmerized by its prolific and mysterious music. She started learning Kurdish Maqams and lyrics under Master Ali Akbar Moradi in 2008. The current album is the collective result of the efforts and teachings of the Master alongside Bahar's unquenchable desire to learn, during this period.

   

ali_akbar_moradi.jpg
 

تنبور

 

تنبور و آوای رازآلودش، هزاره هاست که همدل و هم نوای زنان و مردان مشرق زمین بوده است. کهن طرب سازی چنین با قدمتی پنج هزار ساله را بهتر آن است میراثی جهانی و متعلق به فرهنگ بشری بدانیم تا متعلق به ملت، قوم و یا مسلکی وآیینی. آنچه هویداست، نقش کردهای یارسان در نگاه داری و عزیز داشتن این ساز و سرودش در هزاره اخیر، قابل تمجید و سپاس است. تا آن جا که به یاد دارم هم نشینی و نوازش تنبور را خنیاگری باید اهل دل، که هم دستی به دستانش داشته باشد و هم عاشقانه نواگر نوایش باشد. در هزاره ی اخیر، یاران تنبور را زنان و مردان اهل نوا تشکیل داده اند،

از زمان مبارک شاه (شاه خوشین لرستانی) تا دوره ی پِردیوَر ( و سلطان اسحاق بَرزه نجی) و بعد از آن نیز زنان پاک هم سنگ مردان پاک در نواگری با این فرهنگ و ساز بوده اند. *جم هفت تنی را حضور پاک **رزبار خاتون های  هر دوره کامل می کرده است. در دهه های اخیر با فاصله گرفتن از باورهای کهن، نیمی از صاحبدلان را خواسته اند به نا حق از شور وحال و نوا به دور دارند که به صدیقین، کرداری راست نبوده و همچون باری کژ این اندیشه ی کژ هرگز به مقصد نرسیده است. درون پاکان زن را همواره دستی به دستان و نوایی هم سو با این پیر روزگاران بوده است.

رسم غالب این بوده است که نواهای تنبوری را بیشتر با اشعار هورامی بیان دارند که این امر باعثِ دوریِ بخش بزرگی از کردهای سوران و کَُرمانج از این نوا شده است. در این اثر با استفاده از اشعار بزرگانی چون مه حوی، نالی و گوران کوشیده ایم تا شاید این پیوند را آغازی دوباره بخشیم.

                                                                                             

    علی اکبر مرادی

*جم هفت تنی: هفت تن پاک در باورهای ایرانیان باستان و یارسان

**رزبار: تنها زن در میان هفت تن رزبار

 

Tanbur

    

The mystical stylings and sound of the Tanbur has accompanied Eastern men and women for centuries.  An ancient instrument with 5000 years of history, the Tanbur is best regarded as a piece of universal heritage, belonging to society as a whole, rather than a specific nation, tribe, tradition or religion. It is worth mentioning that the "Yârsân" Kurds have played a substantial role in preserving the integrity and cultural significance of the Tanbur in the last millennium. For as long as I can remember, truly mastering the Tanbur not only entails  that the musician is a proficient player of the instrument, but they must also be  passionate about it, nurture it and love it as they would a mate.

  During the past millennium, the musicians that regarded the Tanbur with such devotion were the ones who were able to unravel the enigma of its sound. From the time of "Mubarak Shah" ("Shah Khowashin Lorestani") to the era of "Perdiwer" (and "Sultan Ess'hagh Barzanji") and then after, these true men and women protected the instrument and all that it offered.  Only with the divine presence of Razbar Khatoons of each era has the entirety of the circle of the "Seven Innocent Ones" been preserved. In the past few decades, attempts have been made to cast half of the rightful devotees of true love (i.e. women) away from this divine sound and spirit. Yet, no force is strong enough to keep the righteous away and sooner or later, true love will surely flourish. Deep within, these female devotees have always been true companions of the mystical sound of the Tanbur and through their devotion they have managed to unravel the mysteries of this ancient instrument. 

In the past, it was customary to accompany the Tanbur's songs with Howrami poems.  This practice kept non-Howrami Kurds, particularly the "Suran" and "Kormanj" tribes, away from the Tanbur.  In this album, by incorporating the words of great poets such as Mahwi, Naali and Guran, we hope to bring together all groups, especially those compatriots who were previously divided.

 

Ali Akbar Moradi

 

"Razbar Khatoon" was the only woman amongst the Seven Innocent Ones.

According to mystical ancient "Yarsan" beliefs, "Seven Innocent Ones" was a gathering of seven holy individuals.


 

bahar_movahed_ali_a_moradi.jpg  

 

 

١: آرزوی وصل

 

آهنگساز: علی اکبر مرادی

 آهنگ بر اساس مقام سه حری و ساروخانی ساخته شده که شعر مولوی کرد به حالات عرفانی این ملودی افزوده است.

 

٢: پاییز

آهنگساز: علی اکبر مرادی

قطعه ایست توصیفی با شعری از ماموستا گوران، ملودی ساخته شده بر این شعر، با استفاده از حالت خاص آهنگین و تک مضرابها، پاییز را توصیف می کند

 

٣: نور باده

  تنظیم و مقدمه: علی اکبر مرادی

 آهنگی است قدیمی روایت شده در کردستان عراق که تنظیم آن با استفاده از شعر ماموستا مه حوی حال و هوای عرفانی به آن بخشیده است.

 

٤: آواز الله ویسی

آواز بر اساس مقام الله ویسی                      

 آواز الله ویسی و اشاره ای به آواز هجرانی که هر دو از مقامات مجلسی تنبور و هوره های مردم کردستان است

 

٥: جام شراب

آهنگ قدیمی، تنظیم: علی اکبر مرادی

 آهنگی بر اساس ملودی قدیمی واران وارانه با استفاده از شعر سید صالح کرمانشاهی که برداشتی است دیگرگونه ازاین آهنگ قدیمی.

 

٦: ادامه ی آواز الله ویسی  

 

٧: دلارام

آهنگساز: علی اکبر مرادی

آهنگی است ساخته شده بر روی شعری از ماموستا نالی با استفاده از ریتم لنگ پنج ضربی که کمتر در موسیقی کردی ( به جز موسیقی کردهای کرمانج خراسان) مرسوم است

 

 

Track 1: The desire of union

A folk song, arrangement and overture: Ali Akbar Moradi

The music has been composed to the tune of Sahari and Saroukhani Maqam. The poem of Mowlavi e Kurd represents the mystic features of song.

 

Track 2: Autumn

Composer: Ali Akbar Moradi

The music has been composed according to the lyrics by Mamoosta Guran. Its specific features and "one picks" describe the Autumnal season.

 

Track 3: Goblet of eternal light

Composer: Ali Akbar Moradi

A folk song from Iraqi Kurdistan. The arrangement is based on lyrics by Mamoosta Mahwi which gives it a mystic air.

 

Track 4: The song of Allah Waisy

The song of Allah Waisy makes reference to the song of Hejrani. Both songs are among the Tanbur's Maqams and Howrehs of the people of Kurdistan.

 

Track 5: Goblet of wine

A folk song, arrangement: Ali Akbar Moradi

Based on waran waranah, an old melody and lyric by Sayyed Saleh Kermanshahi, this is a new interpretation of a familiar song.

 

Track 6: The remainder Allah Waisy.

 

Track 7: Beloved

Composer: Ali Akbar Moradi

This piece was composed using the poetry of Mamoosta Naali as its focal point. The 5 limping rhythm of the composition is rarely featured in Kurdish music (it is more typical of the music of Kormanj of Khorasan).

 

 

Track 1:

 

 

سید عبد الرحیم فرزند ملا سعید و نوه ملا یوسف جان و از دودمان عارف بزرگ کرد سید محمد زاهد (پیر خِدِر شاهویی) بوده است. او ملقب به مولوی کرد است  و در سال ١٨٠٦ میلادی در روستای سه ر شانه در منطقۀ تاوه گویز درکردستان عراق دیده به جهان گشوده است. مرگ او به سال ١٨٨٢ میلادی اتفاق افتاده و وی در گورستان ئه صحابه در نزدیکی روستای زادگاهش به خاک سپرده شده است

 

Sayyed Abdolrahim, son of Mulla Saeid and grandson of Mulla Yousef Jan, was related to the great mystic, Sayyed Mohammad Zahed (Pir Kheder Shahu). He held the same rank as Rumi among the Kurdish, who thus dubbed him Mowlavi e Kurd. Abdolrahim was born in 1806 AD in the village of Sarshanah, region of Taveh Gouiz in Iraqi Kurdistan. He passed away in 1882 AD and was buried in A- Sahabah, the cemetery near his village.

 

   

نسيم آرزوى وصال 

نسيم آرزوى وصالت وزیدن گرفت

سیلاب محنت، خرمن گلهاى شادی را به غارت برد

خونابه درون، ريشه جانم را گسست  

و سرمایه ی صبر و تحمل را از کفم ربود

محال است این غم تا به فردا مجالم دهد

تا بار دگر به طواف آستانش نايل گردم

خدایا صبوری را بر دل پریشانم حاکم کن

و از خزانه ی آرامش خود به من صبر عطا کن

تا شاید این شب را به هرحال به صبح برسانم

و بار دیگر به زيارت آستان او بروم

 

 

The thought of joining you wafted around, the flood of sorrow and suffering striped the bouquets of happiness' bloom.

The flood water of the interior has uprooted the Soul and stolen the hoard of patience.

It is impossible that the sorrow will let me live until tomorrow, to bow down at your threshold.

O God, wash patience over this restless heart and from the treasury of your Placidity bestow calmness on me.

So I might be able to endure the night until dawn and meet her at the threshold again.

 

 

Track 2

عبد الله بیگ، فرزند سلیمان بیگ، نوه عبد الله بیگ و ملقب به ماموستا گوران بوده است. پدر و پدربزرگ ماموستا گوران هر دو به زبان های فارسی و کردی شعر سروده اند. ماموستا گوران در سال ١٩٠٤ یا ١٩٠٥ میلادی در شهر حلبچه کردستان عراق متولد شده است. خانواده او اصالتاً از میران بیگی های منطقۀ مریوان بوده اند. ماموستا گوران را می توان نیمای شعر کردی دانست که سرگذشتی پر نشیب و فراز در مشاغل ادبی و روزنامه نگاری و امور سیاسی داشته و بارها زندان و تبعید و فرار را تجربه کرده است. ماموستا گوران در روز ١٨ نوامبر سال ١٩٦٢ میلادی دار فانی را وداع گفت.

 

Mamoosta Guran was born in 1904 or 1905 in Halabcheh, Iraqi Kurdistan. He is the son of Soleyman Beig and the grandson of Abdollah Beig. They both were poets and composed poetry in Kurdish and Farsi. Originally his family belonged to the Miran Beigi from the region of Marivan. If Nima Yushig was regarded as the Father of Modern poetry, Mamoosta Guran would be the father of Kurdish poetry. His life as a poet, Journalist, and a political activist was extremely turbulent. Because of his political leanings, he spent many years of his life in prison and exile, until he finally fled the country and died on November 18th in 1962.

 

 

 

پاييز، پاييز!

ای عروس گیسوطلایی،

پاییز، پاییز..

من مبهوت، تو غمگین،

هر دو همدرد

پاییز، پاییز..

من با آه درونم  تو با سوز سردت

من با اندوهم، و تو با ابر گریه هایت

پایانی نیست بر داد خواهى من، دادخواهى تو

هرگز، هرگز..

پاییز، پاییز..

پاییز، پاییز..

آى قامتت همه عريان

پاييز، پاييز

من مبهوت، تو غمگین،

هر دو با هم

پاییز، پاییز..

بيا براى همه گلهايى كه پژمرده می شوند گريه كنيم

به اندازه برگهاى زرد طلائى درختان كه می ریزند گريه كنيم..

به اندازه همه پرندگانى كه كوچ مى كنند گريه كنيم

گريه كنيم، گريه كنيم  تا چشمهايمان خود گل نسرين مى شود،

نه ..نه..هرگز..هرگز..

پاییز..پاییز..

 

 

 

 

O Autumn, O fair-haired bride, Autumn, O Autumn ...

O Autumn, I am stunned and you are forlorn, we are kindred spirits Autumn, O Autumn...

I am here with my tears, you with your rain; I am with my icy sigh, you with your crisp fall breath.

I am with such sorrow, you with the cloud of your tears.

There is no end for our mourning, for our grieving, never ever, Autumn, o Autumn...

O Autumn, O leafless pitiful Autumn, O Autumn...

I am stunned and you are forlorn, how the same we are, Autumn, O Autumn...

Let us cry as long as the wilting of the flowers goes on, let us cry as long as the golden shedding of the trees go on.

Let us cry with the crowd of migrating birds, let us cry and cry.

Let us cry with your eyes, like the buds the narcissus.  Never, never, Autumn, O Autumn...

 

Track 3:

 

ماموستا محوی، ملا محمد فرزند ملا عثمان و نوه ی پیر نامدار شیخ رش، متولد نیمه اول قرن نوزدهم میلادی (بین  سال ١٨٣٠ تا ١٨٣٧)  و متوفی در سال ١٩٠٦ میلادی بوده است.

                                                                                                                                      

Mamoosta Mahwi (Mulla Mohammad) son of Mulla Osman, and grandson of well-known sage Sheikh Rash, was born in the early of the19th century (1830-1837) and passed away in 1906.

 

 نور باده

به نور باده اگر تاریکی تقوای ریایی را از خود دور نسازم چه کنم؟

با شمعی چنین اگر چاره اى براى سياهى اين شب  نيابم چه کنم؟

در گنج خانه دلم، چيزى جز آه و سودا نيست،

اگربا آنچه دارم درد عشق بى سرانجام خود را درمان نكنم چه کنم؟

ز یاران همدل جدا افتاده ام، وامانده ی قافله ام، اجل بيا و یاریم کن

اگر با رفتنم اين خطاى زندگیم را جبران نكنم چه كنم؟

کنون که یار به روز واپسین وعده دیدارم می دهد، آى محوى

اگر تا روز موعود  هم ناله و زاری نکنم چه کنم؟

 

By the eternal light of this goblet what can I do if I do not remove the darkness of false virtue from my own self?

By such a flame what can I do if I do not light up the endless darkness of this night?

If there is something in the treasury of my heart, it is my passion, my fervor for you, so with such a balm what can I do if I do not cure the wound of love?

My loved ones have gone away on the grim reaper's caravan. O death, please take me to my love ones so that I might not be left behind.

Now that the beloved postpones her sight to the Day of Resurrection, what can I do if do not mourning until the promised day?

 

 

 

Track4:

   آواز الله ویسی,

شاعر مولوی کرد.

 

The song of Allah waysi,

The lyrics are by Mowlavi e Kurd.

 

  اى درويش

اى درویش تو را به عشق مولای درویشان سوگند

تو را به "یاهو، یاهوی " پر سوز رياضت كشان  سوگند

بگذار كه سوز صدای درونت به گوش عاشقان برسد،

بدان گونه كه آواز شیرین طرزت را فرياد سر مى دهی

 

 

Dervish, I swear you to your devotion to the master of Dervishes, I swear you to the burning call of God (Ya hu), that is on the mouth of an ascetic. 

Let the lovers hear the cries of your interior ablaze, that sound which carries the crashing of formidable waves of the song of "Tarz" .

 

 

Track 5:


آقا میر محمد صالح ماهیدشتی (حیرانعلی شاه) درسال ١٨٣٤ ميلادى  در ارض ماهیدشت کرمانشاه به دنيا آمد و در سال ١٩٠٤ ميلادى از دنيا رفت.

Agha Mir Mohammad Saleh Mahidashti (Heyran Ali shah) was born in 1834 in Arz of Mahidasht, Kermanshah. He passed away in 1904.

 

  جام شرا ب 

که گفت که من مخمور و مست جام باده ام؟

آن دو ديده مست مرا مدهوش و خراب كرده است

تير مژگان آن چشمان مست و خمار

بر ريشه دل وجانم نشست

از بس توبه کردم و توبه ام را شکستی

 توبه ى توبه ام بود از دست اين همه توبه كردن

زلف تو دام بلای ره من است،

خدایا این چه بلایی بود که مبتلایم کردي

دوری ز دوست، به دوزخ مرگم می برد

کسی را بر دردم آگاهی نیست

 

 

Who said I am drunk from a cup of wine? I am drunk from her heavy black eyes.

The arrows of your intoxicating eyes wounded my heart.

I repented so many times and you broke my repentance, so I repented of repentance.

Your ringlet is a trap on my way, O God what a disaster it is, you afflicted me.

When I am away from my love, I am in hell, and no one knows my pain.

 

 

Track 6:


ادامه ی آواز الله ویسی

شاعر : مولوی کرد

 

The remainder of Allah Waysi

The lyrics are by Mowlavi e Kurd.


 

ساعتی نیامدی به بالینم تا

تمام خستگی هایم را فرش راهت کنم

 

My beloved, I have been awaiting your visit while on my death bed, so I can pave your way through my dear life.

 

 

Track 7:

  

شاعر توانا و عارف نامی کرد، ماموستا نالی، نامش خدر (خزر) و او فرزند احمد شاه ویسی عالی بیگی میکائیلی بوده که در روستای (خاک و خول) درمنطقه شاره زور در سال ١٨٠٠ میلادی متولد شده و در سال ١٨٥٦ میلادی دار فانی را وداع گفته است

 

Mamoosta Naali, Well-known mystic and poet of Kurdistan, his name was kheder (Khezer), Son of Ahamad Shah Waisy Aali Beigi Mikaili. He was born in 1800 AD in Khak o Khol, a village in the region of Sharah Zowr and passed away on 1856 AD.

 


 

  سیاه مار زلفت

دو سیاه مار زلفت معدن دام بلاست

گيسوانت چون دو مار جنگى در هم آميخته شده اند، هر كدام زسوئى

عاشق راهيچگاه میل جدایی از دلبر نيست

خصوصا که دلارامش در دل مسکن گزیده باشد

به رقص زیبایش با این خرقه ی سبز بنگر

سماعی به این پاکی را در زمین نتوان یافت

ای شمع رخسار یار از آه سردم بترس

که ترسم آتش در آن خرمن زلف پریشانت زند

دل و جان در مقابل قدمت ارزشى ندارد

غير از دل وجانم بخدا هيچ چيز ارزشمندى ندارم كه نثار قدمت كنم

 

 

Two black serpents, her tresses are traps of pains and the twist of her ringlet is the bend of a bellicose serpent attacking you from either side.

How is the lover to disjoin from the beloved, especially when she dwells in his heart?

Look at her dance in her emerald gown, you cannot find such a holy mystic dance on the earth.

O flame of her face, avoid my cold breath that might enflame your black tresses, restless in wind.

If I sacrifice my heart and my life in your way, I will only do half of my duty, but I swear to God I have nothing else to devote to you.

 

 

  براى مشاهده اين مقاله به زبان كردى به لينك زير مراجعه كنيد:

http://www.vokradio.com/content/view/1360/1/

 

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

+ ده توانن ئه م رادوي ه گوي به ده ن تكايه له سه ر وينه ي رادوي كه كليك كه ن  

+ براي شنيدن برنامه هاي راديو  روي تصوير راديو كليك كنيد  

  vokradio.jpg

  

free stats   

 

 
< بعد   قبل >

VOK Radio Newsletter

Name: 
Email:  
Subscribe Unsubscribe

Calendar of Events

« < December 2014 > »
M T W T F S S
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31 1 2 3 4
© 2007 - 1393, VOK Radio